00:00موسیقی
00:25عالیه
00:25خیلی عالی
00:28منصورت از عالی چیه؟
00:31زمانبندیت
00:34زمانبندیت عالیه
00:36یعنی دقیقا سر وقت اومدی
00:37لباس تو عوض کردی
00:40تو هم عوض کردی
00:41آره
00:42بریم داخل
00:44اول به بابام سر میزنیم
00:48منم یه سر به ملو بزنم
00:49باشه
00:49ممنون آرزو خانم
01:06حسین کجاست؟
01:09رفتنان تالیه
01:10خب باشه
01:13یعنی واقعا نمیفهمم
01:16خب نام زد و بعد از یه مدد با هم ازدواج میکنن
01:21این کجاش بده؟
01:22واقعا نمیفهمینه؟
01:23این کار فرید برای اینه که
01:26توی شرکت جاش رو ثابت کنه
01:28کاراش رو با اجل انجام میده
01:29میخوای چی کار کنم؟
01:32من نمیتونم به سلین بگم که با که ازدواج کنه
01:34من به بچه خودم هم نمیتونم اینو بگم
01:36مگه نه؟
01:38خیلی زود میتونیم سهم سلین اینا رو بخریم
01:41باشه سلین باز میتونه به عنوان یه مشاور حقوقی به کار ادامه بده
01:45ولی تو انجامن مدیریت نباشه
01:47سرکان
01:48یعنی تو ازم میخوای که من
01:50سهم شریک چرسالم همونی که باش این شرکت رو زدم
01:54بخرم و دخترشم از حیط مدیره بیرون کنم
01:58آره اینو میخوای؟
02:00میخوای بهت یاد آوری کنم
02:02فرید شریک کانه
02:04و خودت خوب میدونی کان این اواخر چیا سرمون آورده
02:08به خاطر همین بهت حشدار میدم
02:10زحمت چهل سالت رو به باد ندی
02:13به خاطر همین این پیشناد رو میدم
02:15تا جایی که یادم میاد از تمام بلاهایی که
02:18کان سر تاورده بود خلاص شدی
02:20حتی از خود کانم خلاص شدی
02:23الان به نظارت مشکل اصل اینه که
02:26فرید با کان کار میکنه
02:28دیگه چی میتونه باشه؟
02:31از دستادانا دوست نداری سرکان
02:32آره خب این توی کار یه مذیعت به حساب میاد
02:35ولی توی زندگی خصوصیت میتونی به خودتو
02:38اطرافیان تاسیب برسونی
02:40به نظرم سعی کن
02:42برای سلین آرزوی خوشبختی کنی
02:44هیچ ربطی نداره
02:46یعنی راستش رو بخوایی اون موضوع برای من تموم شده است
02:49من فقط نمیخوام سلین
02:50و شرکت آسیب ببینن
02:52به خاطر همینقدر تلاش میکنم باشه
02:55ولی حالا میبینی
02:56و متاسفانه وقتی ببینی خیلی دیر میشه
02:58منتظر میمونیم تا ببینم
03:00آره
03:01کلت چرمی دائمیه؟
03:11من دوستش دارم
03:12تو چی؟
03:16وقتی به نظرم عرضش دادی میکن
03:18یه دونم برای تو بخرم
03:20میخرم برای توی دونم میخرم
03:23ایوای، آتلیه، موزیک، دیکوراسیان
03:30آخه چقدر کارای عروسی سخته
03:32تو چرا با اینا سر و کله میزنی؟
03:35بسا خودشون حلش کنن
03:38من خودم اینطوری خواستم
03:40گفتم هدیه ی عروسی از طرف من باشه
03:42عروسی کنن زودتر از بین تو و سرکان برن
03:44مشکلاتشونو خودشون حل کنن
03:48اینا کار تو نیستم
03:50بل کن
03:51ای بابا
03:52من اون کارو هم حل کردم
03:55هر کاری سیفی بگم میکنم
03:56حرفشم گوش میدم
03:57اگه به تو باشه که دو روزه عروسیشون میدین
03:59نه یه هفته
04:00اونو بسپار به من
04:02باشه میام
04:11سرکان صدا میزنه
04:14به نظرم تو هم آروم انجام بده
04:19یعنی همه چی به دلشون بشینه
04:24بسپار به زمان
04:26تو هم این روزایی خورده عجیب شدی
04:30به شرکتم میایی با اون لباس سیاهت
04:34یه وقتای سفیدم به پوش
04:35جرن
04:49خوش اومدی
04:50برای یه پربنده آمدی
04:51البته که اومدم پربنده رو ببرم
04:54دیگه برای چی باید بیرم
04:55حالا اگه لحظه فکر کردم
04:56سرک ازی شم تو آمد دستم
04:58و حسابانی هستی
04:59نه جونم برای چی حسابانی بشم
05:02مرده میرسن منتظر میمونه
05:04مگه نه انگی
05:05یعنی تو هم حسابانی هستی
05:09فهمیدی
05:10نابقی
05:11رستش
05:12پریل اصاب تا حالا برام قیافه گرفته
05:15تو هنوز از پریلم اصخایی نکردی
05:18این قضیهی مشکل اصخایی کردنه
05:20تو اون دوستت سرکان از کجا نشد گرفته
05:22همچنین چیتی نیست
05:23شما دوتا
05:24اول خوب بفهمید کی روبروتونه
05:26بعد دوباره به کلماتی که میخواد به کار بپرید
05:29فکر کنید و بعد حرف بزنید
05:30باشه
05:31آخه مگه من چی گفتن؟
05:32چیستی که شما دائمان همدیگر رو پر میکنید
05:34و به هم درست میدید که چطوری زنها رو عصبانی کنید
05:36چطوری دیبونشون کنیداره
05:38اما سرکان خوب بلد نامزد بازی
05:40علکی را بندازه و زندگی مردم رو خراب کنه
05:42چی؟
05:44نامزد بازی؟
05:46منصوره چی؟
05:50چرا؟
05:52بی خیال انگی
05:54یه لحظه باشتا جرن؟
05:56منصوره چیه؟
06:00جرن؟
06:01یه لحظه باشتا جرن؟ جرن؟
06:03بله انگی
06:04میشه لطفاً به هم بگی دقیقاً اینجا چه خبره؟
06:07نمیتونم بگم
06:09چون که من یه لحظه فکر کردم تو هم میتونی
06:12چی را میتونم؟
06:14میگی نامزد بازی اما سرکان اصلاً آدمی نیست که بخواد بازی کن
06:17نیست؟
06:18معلومه که نم
06:19یعنی آجم این نیست که اجاهم بکشونه تو بازیی که راه انداخته و زندگی اونم نابود کنه؟
06:24اینگین از من نپرس از دوستت که هیچیو بده نمیگه بپرس
06:28چیا از آش بپرسم؟ جرن؟
06:31ممنونم
06:33ممنونم
06:48من یه کار اشتباهی کردم
06:50فکر کردم به انگین گفتم نامزدیه تو سرکان الکیه
06:54چی؟
06:55چرا؟
06:56چون که انقدر از دست سرکان بلاد اصبانی شدم
07:00اون لحظم داشتم با انگین دوا می کردم یه ها از درنم پرید
07:04یعنی حتی انگینم نمیدونسته؟
07:06حتی به اونم نگفته؟
07:08اینم نمیدونسته حتی به اونم نگفته
07:11وقتی بشنوه دیوونه میشه دیوونه میشه
07:15تو درد سر انداختمت
07:17سکردم چون بازیتون داره تموم بیشه
07:19مشکلی پیش نمیاد
07:20مشکلی پیش نمیاد بگرم
07:22مشکلی هم پیش بیاد
07:23اصلا مهم نیست
07:25کلن تا آخر هفته تمومه
07:27برای همین مهم نیست
07:28من قطع میکنم چرا میبوسمت
07:30خب
07:33منو سدستی چرا
07:36میخوام همیشه پیشم باشی
07:38یعنی
07:40فقط برای یک هفته نیست
07:42یعنی این مشکل کلن تموم بشه
07:45باشه
07:46به سلین چی بگم
07:48نیازی نیست چیزی بگی
07:49همین که پیشم باشی اونو مسترب میکنه
07:51کافیشه
07:52باشه
07:53خب
07:54بریم
08:08بریم
08:10ایده جان خوش اومدی
08:11باره اوله اینجا میبینمت
08:13ممنون
08:14بفرما بشین
08:17منم همین جاها هستم سلین
08:20هم به عنوان دستیار سرکن
08:22هم به عنوان نامزدش
08:24سلین
08:27این چیه؟
08:29یه نوع قرارداد قبل از ازدواجه
08:32میخوام اینو به فرید بدی امزا کنه
08:39که بعد از ازدواج
08:40اختیار تصمیم گیری تو این شرکت رو نداره
08:44باشه فقط به عنوان مشاور بمونه
08:48سر کن
08:49فرید چند تا هوتل داره و به چتت هم کار سرش ریخته
08:53مطمئن باش کشت مرده کار کردن اینجا نیست
08:55آلیه
08:56پس امزا کردن اون قدران سخت نمیشه
08:59نه نمیتونم و نمی کنم
09:00مثل تحقیر کردن فرید میمونه
09:02میتونی سلین
09:05سر کن
09:06سلین
09:07مردی که با کان شریکه
09:11فقط برای این که شوهر توه
09:14نمیتونه توی این شرکت اختیار تصمیم گیری داشته باشه
09:17اگه امزا نکنی
09:19میدونی که زندگی رو هم برای تو و هم برای اون زر میکنن
09:24یه لحظه داجون
09:28یه لحظه خواهش میکنم
09:30چوزی نیست که انقدر بزرگش کنی سلین جون
09:33مو هم قرارداد امزا کردیم میدونی که
09:36از قرارداد شوکالات حرف میزنی اداجون
09:39الان را جبه موضوع مهمتری حرف میزنی
09:41البته انتظار دیگهی هم نمیشه داشت
09:44سلین
09:49نه
09:51شما چیزی گفتی؟
09:53نه
09:53مو هم قرارداد قبل از ازدواج بستیم
09:59منم حق تصمیم گیری تو شرکتو ندارم نمیشه
10:04نمیفهمم برای چی قرارداد ازدواج امزا کردید
10:09آره چرا اتا
10:11تصمیم گرفتیم
10:16مو هم داریم ازدواج میکنیم
10:20تو خبر نداشتی؟
10:23سرکان تو چقدر تو داری؟
10:27قرار بود سرپورنیز بشه
10:41برای مصاحبه بازم زنگ زدن
10:47باید برای کی بفرستم
10:48کارای روابط عمومی شرکت با سلین خانومه
10:51یه دستیار خصوصی هم داره میلا و خانم
10:54برای اونو بفرست
10:55باشه چشم
10:55اونو برام بیارش بی زحمت
10:59من لونه
11:04خواهش میکنم
11:05جانم آیدا
11:06آلتکین
11:07سلین و فرید داران ازدواج میکنم
11:10میدونم
11:11این چیه پوشیدی؟
11:15کته چرمه؟
11:17چطوره؟
11:19برمیان؟
11:21نه
11:21مهمون داری آلتکین؟
11:28نه آرازو خانومه
11:30منشی جدیده
11:31آه
11:32سلامایده خانوم
11:34اگه چیزی خواستین روزفت تعرف نکنید
11:36تعرف نمی کنم آرازو
11:38نگران نباس
11:40اصلا تعرف نمی کنم
11:41روزتون بخیر
11:42این دختره اینطوری سرکار لباس میپوشه؟
11:49اینقدر که نگاهت به لباس مردمه به خود آدمان ایسای دار
11:55کارش رو خوب انجام میده
11:56بقیهش دیگه به من مربوط نیست
11:58باید برگردم سرکار
12:00روز بخیر آقی آلتکین
12:01من بهت زهی میزنم باشه
12:05خودحافظ
12:06سیفی
12:13به کمک فوریت نیاز دارم
12:17تا جایی که من فهمیدم شما به آرامش نیاز داریم
12:20ماساج یا یوگا
12:21نه خیر
12:23من به آرام بخش و این چیزا نیاز ندارم
12:25میخوام آلتکین رو دیوونه کنم
12:27همونطور که اون من رو دیوونه کرد
12:29دارید منه میترسونید
12:30چی کار کنیم
12:31چیز کن
12:32وایسا
12:34یه استاد برام پیدا کن
12:36یه استاد سفالگری
12:38یه آدم خشتیپ و خشقد و بالا
12:42چه میدونم
12:43کت شرم بپوشه
12:45نه کت شرم نپوشه
12:47تی شیرت بپوشه
12:48که بازوهاشو ببینیم
12:50چیزم باشه
12:51چارشونه باشه
12:53باشه
12:53حالا که پیدا میکنیم یه خوبشو پیدا کنیم
12:55ریشم داشته باشه
12:57تریش دوست دارم
12:58خیلی خوبه
12:59سینهشم برجسته باشه
13:02اونم خوبه
13:03چه میدونم
13:05تا جایی که فهمیدم فقط به یه چیز دقیقت نکردیم
13:08سفالگری بلد باشه یا نه
13:09بلد هم نباشه میشوسه
13:10چه لزو میداره آخه
13:12آره
13:13ببینم کیا میتونم براتون پیدا کنم
13:15برو برو
13:15بهت نشون میدم آرتکی
13:20چیز دیگهی به ذهنم نرسید
13:25تو تصمیم نامزدیمون رو گرفتی
13:27تصمیم ازدواجم از طرف من باشه
13:29برابر شدیم
13:30دارین میریم؟
13:33آره
13:34فرید جون
13:36ادا و سرکانم تصمیم گرفتن ازدواج کنم
13:39واقعا جدی میگیم؟
13:40پس باهم عروسی میگیریم
13:41نه ما اونقدرام عجله نداریم
13:43معلوم نمی کنه
13:44یه حدیدی فردا ازدواج کردیم
13:47من کلان اینطوری من جولم
13:49نه رو واقعا عجله خیلی
13:52پس شما رو تا دم در همراهی میکنم
13:56خب بالا که بودی میخواستم بهتون بگم
14:13بذاری دلان بگم
14:14به خدا مثل مدل های مجالهی مود شدید
14:17ماشالله
14:19گفتم مجاله شما مصاحبه داشتید چه هر خواهر؟
14:22اون لقف شد ملک جون
14:24آهان اه
14:25کدوم مصاحبه؟
14:27یه مصاحبه داشتیم همراه با همسرای آیندمون
14:30راستش خیلی خوبم میشود
14:31اما چون فکر کردیم تو ادا به همزدید لقفش کردیم
14:34بدون این که به من بگی جای من تصمیم گرفتی
14:36حتی ملا میدونم که تو عهل مصاحبه نیستی
14:38سر کنم
14:39این مربوط به کار فرید
14:40اگه بخواید من میتونم دوباره همه هنگ کنم
14:46چون وقت ما برای دو روز دیگه بود
14:48توی یه ماه فقط یه روز مصاحبه میکنم
14:50اون روزم مال شماست دیگه
14:51همه هنگش کنم شاید خرجون
14:53چیزه من کار داشتم برم بالا
15:02نراحت شدم
15:06بعد این همه شایاتی که اطرافمون بود
15:11خیلی خوب میشد یه مصاحبه بکنیم
15:15آره آره
15:20پشت سر هم خبر نامزدی ما بعد ازدواج شما فوری شد
15:28توعضای آشفتهی هستیم
15:31برای همین
15:32اگه یه مصاحبه یه تصویری داشته باشیم خوبه
15:38عالی میشه
15:39به نظرم یه مصاحبه یه خوبی داشته باشیم
15:43یعنی دقیقاً میخوره به مسافرت ایتالیا
15:46ما هفل میرید ایتالیا
15:48رومانتیک تر نیست؟
15:50مره
15:51خرید مگه چیه؟
15:54همینجا همیشه خرید کرد
15:56باشه اگه نظر شما اینه همین کار رو میکنیم
15:59نظر چیه فرید؟
16:00تو میخواستی لباس اروست خاص باشه
16:02لباس اروست؟
16:06آیدان خانم برای لباس اروست من کمک میکنه
16:09به سلیخش اعتماد دارم
16:11اگه بخوای دوتامونم میتونیم از یه تر روح استفاده کنیم
16:15باشه فکر خوبیه
16:17خب پس تو مساحبه میبینم
16:21باشه میبینیم اتون
16:22فیلن
16:23چطور میتونی همچین کاری بکنی؟
16:33چطور به مردم میگی میخواییم ازدواج کنیم؟
16:37فکر بهتری به ذهنم نرسید
16:39ها جدی؟
16:42تو با این فرمون
16:44یه روز واقعا بیدار میشیم و میبینیم که ازدواج کردیم و دوتا هم بچه داریم
16:49خدا نکنه
16:50با تو ازدواج کنم و دوتا هم بچه داشته باشم
16:53واقعا خدا نکنه
16:54چیه که اینقدر احسابانی شدی؟
16:58نیست هر کاری از دستت میاد برای احسابی کردن من نمیکنی؟
17:01چیزی که اینجا مهمه اینه که سلیل اینجا خودشو گرفتار حس کنه
17:05که منم گمونم حسابی کمک کرد حسابی حساب بود به نظرم
17:09فکر نکنم
17:11تو از زنها چی میفهمی؟
17:15من؟
17:20به نظرم خیلی خوب میفهمم
17:26اله ماشین هم میارن آخو سر کن
17:28لطفا بیرونی ما منتظر
17:30درست میگی تایمی الان
17:32موسیقی
17:34من اینجا وایی میسم
17:35تو جایی ممکن دور از تو باشه
17:38دو ثانیه دیگه با هم سوار ماشین میشیم
17:41دو ثانیه بدون تو عرض شش اندازه ی عمره
17:44موسیقی