00:00موسیقی
00:20یعنی کافی و ازنی جلن حالیچ
00:24شیشانه تاکسیم اثمان بی
00:29شیشلی لونت
00:31لونت
00:32لونت چهارم
00:34سانای
00:40ایتو
00:42ایتو ایتو ایتو ایتو ایتو ایتو ایتو ایتو ایتو سانایی
00:46در شفاکا حاجی اثمان
00:49صبح خیر
00:51صبح خیر مرد اما
00:54برو سر جد بجین خانم علم بیاد دفت میده
00:57نگره نباش خانم بیاد میرم سر جام میشینم
00:59باش
01:01چرا انقدر ناراحتی
01:04چی شده به من بگو
01:07ببینم مرد
01:13تا حالا شده به مامان و بابات دروغ بگی؟
01:16آره ولی خیلی زود فهمیدم
01:19بعدشم ازم عصبانی شدم
01:20چرا میپرسی؟
01:23همینجوری
01:26صبح خیر بچه ها
01:34صبح خیر
01:36حالتون خوبه؟
01:38خوبیم
01:39میتونین بشینیم
01:41کتاباتون رو باز کنین بچه ها
01:46خوب همونطور که قبلنم بهتون گفتم دوستان
01:49اولین علایه مشروع این بیماری فراموشیه
01:53استاد
01:54بله
01:55بیماری نیمنپیک جز بیماری های خاص محصوب میشه
01:58قبلن نمونه مشابه این بیماری رو داشتین؟
02:00بله جز بیماری های خاصه
02:02و مبتلا بهش کمه
02:04حتی با توجه به آمار در کشورمون فقط دو نفر درگیری این بیماری هستن
02:08و من یه نفر مبتلا به این بیماری رو داشتن
02:13صبح خیره؟
02:17صبح خیره
02:18امروز حالت بهتره؟
02:19بهتره
02:20عالی
02:21حالا اما هیپومگالی و اسپلانومگالی داره
02:25مشکل خیلی جدیه
02:28اما بعدش متاسفانه ارتباطمون با بیمار گرد شد
02:33استاد
02:34بله
02:35آیا تو کشور ما در خوصه این بیماری تحقیقات و پجروهشی انجام شده؟
02:40نه متاسفانه تحقیقاتی در این زمینه نداریم
02:42اما من
02:43برای شروع انجام این کار از وزارات بهداشت درخواست مجووز کردم
02:47امیدوارم با ما همکاری کنن تا بتونیم اطلاعات دقیق تری به دست بیاریم
02:52همینطور بیمار رو برای آزمایشات اولی آموده کنیم
02:56نتیجه آزمایشات رو با هم تبادر میکنیم
03:00خب سآل دیگه ایم هست
03:02پس ادامه میدیم
03:04اون صفحه بعدی لطفا
03:05از این طرف
03:10شما اینجا میمونی؟
03:33برای
03:34بله
03:36اون خونهی که گفتین
03:40همه شلکی بود؟
03:44بله
03:48چرا؟ آقا دمیر چرا به هم دروغ گفتین؟ چرا این کار رو کردین؟
03:56میشه لطفا بشینین؟
04:02برای
04:10راستش
04:12فکر کردم میتونم سریع یه خونه پیدا کنم اما
04:17بعد این که گفتین اون دوستتون خونتون رو خریده دیگه نخواستم بیشتر از این اونجا بمونیم
04:27درسته که مراد اونجا رو خریده اما من هنوز اونجا، فیلن اونجا خونه منه
04:33ممنون، جاندان خانم اما من هنوز حرفایی که به هم زده رو نتونستم حزم کنم
04:43نمیتونستم تا خونه یه اون یا رو چیز اون مرد زندگی کنم، نمیتونستم
04:51آیکو چه گناهی کرده؟
04:55آیکو شما رو خیلی دست داره
04:59اما اون دخترمه، باید پیش من بمونه
05:07به انرازه کافی بهتون زحمت دادیم
05:11من باید یاد بگیرم که چطور ازش مراقبت کنم
05:18باشه، درست میگه، حق با شماست
05:25چیزی که مهمه با هم بودن تونه نجایی که زندگی میکنه
05:31پس رابطه دوستیمون سر جاشه نه؟
05:35یعنی وقتی زنگ میزنم گوشیتون رو جواب میدیم
05:38دلم برای آیکو یه سهری شده
05:41اونم همینطور
05:49باشه، پس میشه، فردا
05:52ببخشیت
05:58الو، داداش چی کار میکنی؟
06:00من نزدیک مسافر خونم، چیزی لازم داری سر را بگیرم بیارم خب؟
06:04نیاین، نیاین، لطفاً، چی؟
06:06چی؟
06:08راستش...
06:09خودم یه سر میام پیشتون، الان جا میافتم
06:12خوبه؟
06:13کجا میفایی بیایی داداش؟ کجایی تو اصلا؟
06:14الان کنار دریا این، درسته؟
06:16نه؟
06:17ها، خیلی خوب باشه، منم الان میام همونجا
06:19خدافز، پس میبینم اتون
06:21داداش تو،
06:23تو کنار دریا چرا زودتر خبر نمیدی آخه؟
06:27جاندان خانوم، مذارت میخوام، با یکی از مشتری هم قرار داشتم، یادم رفته بود
06:34باشه، باشه، منم بیشتر از این مزاهمی تو نمیشم، شما هم کار دارید
06:38خواهش میکنم، چه حرفیه، فقط باید لباسم رو عوض کنم، بعدش برم
06:42منم باید برم سر کار تو کلینیک کار دارم
06:44کلینیک؟
06:45مگه کلینیک جدید باز کردی؟
06:47مگه کلینیک جدید باز کردی؟
06:49بله، بعد از رفتن شما یه جای جدید باز کردم
06:51لطفاً اویکو رو پیشم کلینیک بیاریم
06:53شاید بازم دستیارم بشه
06:55حتماً، حتماً میارمش
06:57راستی کلینیک جدیدم مبارک بشه
06:59اویکو رو از طرف من ببوسیم
07:01حتماً
07:03خدافز
07:04خدافز
07:05خدافز
07:29با گردش زمین به دور خودش شب و روز به وجود میاد
07:33و این گردش 24 ساعت طول میکشه
07:37حالا بگین یک شبانه روز چند فاعتی؟
07:41مگه من بهت نگفته بودم بدون اجازه ای من حق نداری جایی بریم
07:50من بابای اویکو همم
07:52اما نگران نباشیم
07:54من اینجا ما قصدم ندارم جایی برم
07:58بیاشتی کنیم دیگه، من خیلی خستش بدم
08:03هیچوقت به ام دروغ نکن
08:07قول میدی
08:13قول؟
08:14بهت هیچی نگفتم چون
08:19نمیخواستم تو هم بذاری بری
08:22گریه نکن، من هیچوقت تو رو تنها نمیذارم
08:24نمیذارم
08:28بهت میگم میرم گریه میکنی، میگم نمیرم بازم گریه میکنی، موندم چی بهت بگم؟
08:37منو تنها نمیذارم، نمیذارم
08:41چیزی شده اویکو جون؟
08:43نه، آخان معلم چیزی نشده
08:45جواب تو بریم، عزیزم
08:53بچه ها ندوهیم، خب؟ یواش یواش بریم
09:15بپرسه، تو میدونی؟
09:21خانم معلم؟
09:23جونم، عزیزم
09:25میتونم یه چیزی بگم؟
09:27آره، بگو
09:32راستش
09:38خب، من یه دوست دارم که به یه نفت دروق گفته
09:42دروق گفته
09:46خب؟
09:50بعدش هم به خاطر دروقی که گفته پشیمون شده
09:54خب؟
09:56اونم اومد از من پرسید، گفت چی کار کنم؟
09:59منم گفتم از خان معلم میپرسم
10:07آخه، میترسه که راستشو بگه
10:10کار خوبی کرده، اوی کجون، گفتن حقیقت که ترس نداره
10:18از دروق باید ترسید، مگه نه، تو هم اینو خوب میتونی؟
10:23وقتی دوستتو دیدی بهش بگو
10:26به هرکی که دروق گفته، برو راستشو بهش بگه، باشه عزیزم
10:32باشو خانم معلم، خیلی ممنون
10:34خواهش میکنم
10:36خواهش میکنم