00:00نه این اردم میخواد من رو دیوونه کنه
00:02تلفونشم جواب نمیده
00:04هیچ کس جواب نمیده
00:07اردم
00:08از تو کجایی؟
00:11چند ساعته دارم بهت زنگ میزنم جواب نمیدی
00:14همدن جواب ندادم
00:16میخواستم این خبر خوب روبرو بهتون بدم
00:18اردم
00:19شرا حرفو میپیچونی؟
00:21دینیزو پیدا کردی دیر نه؟
00:23پیدش کردی؟ نه
00:24من اتنهایی پیدش کردم
00:26رفتم تو اون پارکینگ زندانیش کردم
00:29چی؟
00:29تو پارکینگ زندانیش کردی؟
00:31دینیزو تو پارکینگ زندانی کردی؟
00:33آره دیگه نمیتونه بیاد بیرونی
00:35اردم
00:36دینیزی که تو پارکینگ زندانی باشه
00:38چه فایده ای میتونه برگه ما دشته باشه؟
00:40مگه بهت نگفتیم اونو بردار بیارگیچم
00:42به خدا من دیگه دارم دیوونه میشم
00:45به اینجام رسیده
00:45اردم اگه نباید بیادی اونجا امزا بزنه
00:48تو چرا اینجوری میکنی آخه؟
00:59منو تحت فشار میذارین؟
01:01داد نزن
01:02مردم
01:04میتونم بکشم اتردم
01:06همین الان میتونم بکشم اتو بابر کن
01:08آنگین به نظرم الان نباید منو بکشین
01:11چون الان فقط من از جای دنیز خبر دارم
01:14آره
01:14ببند فانیتو آردم ببند فانیتو
01:17داد بکشم گنگه دارم آره اگه فرده
01:20یا لرب یا فردگر
01:21تو جا دارین میرین
01:23کی باید امزا کنه من باید ازا کنم
01:25ایدو نیست سرکان نیست دنیز نیست
01:27این کار رو انچام دیم تو سرکان و ایدو رو پیدا کن
01:29ممسود بیریم دنیز رو برمیداریم
01:30باشه
01:31ما رو بخبر نزنیم
01:32فیلو حضاقه تو گوشی تو جواب بده اینطوری نکنی ناطورو خدا
01:37چی کار کنیم؟
01:38در پارکینگ رو بشکنیم
01:39آه خوب
01:44نمیتونیم بشکنیم؟
01:47به نظرم اون شیشه ها رو بشکنیم من از اونجا رد میشم
01:51نه
01:55باشه
01:58رسمان ما رو اینجا زندنی کرد و رفت
02:03چجوری این کار رو کرد آخه دارم دیبونه میشم
02:05دوست توه خوب
02:06دوست توه
02:09میباشی این که قفله
02:15داره میزنه به شیشه انگار منتظره بیاد بگه من اینجا این تو هم
02:19آدا خوب مشخصه که کسی اون داخل نیست
02:21ولی من حس میکنم که هنوزم اون داخله میدونم
02:24خوب الان چجوری بریم تو؟
02:26آی شیشه رو بشکنیم چی کار کنیم؟
02:28قایدان اینجوری نکنیم
02:30نه عزیزم اینجوری نمیشه شما به من بسپارید
02:33میخوایی چی کار کنی؟
02:34کلیتساز قدیمه منم اومد
02:35داری چی؟
02:36آآ یادتو نره که پول هر دریو باز میکنه
02:39آی تو خیلی فین نگاه میکنی؟
02:41فکر میکنه باز میکنه
02:43نه میتونی تو باز کنیم
02:44نه عزیزم غیر امام کره
02:46ببین
02:46ببین
02:47نکنه شارج این تموم شده
02:48آآ
02:48الان دقیقا وقت شوخی های بیمزد
02:50آآ ببین مالا چی طوری دارم میخندم
02:53من همینجوری از طاحت طاحت دلم میخندم
02:55اینا دیگه از کجا پیده شون شد
02:58اون دیوانو داره چیکارم
03:04چقدر خنده داره آخه
03:06شمام خیلی بامزده اید
03:07تو بامزده تری
03:08آه شد
03:09آه
03:10آه
03:11مثل آچار پرنسه میمونی
03:13همیشه باید کنار من باشی
03:15یکم اضافه تر حقوق میدید
03:16دیگه خیلی وقت اضافه نکرد
03:18اینقدر فرصت طلبی که نمیتونم بگم
03:20تو متوجهی که همش داری در مورد پول حرف میزنی
03:22خب چیه ما اگه آیفر خانم شما جلوی در رو بگیرید
03:25ما همه جا رو میگردیم باشه
03:26وزیفه همینه
03:29وزیفه مهمیه
03:30ورود و خروج با شماست
03:32صحفی همه جا رو باید بگردیم همه جا رو
03:35میگم کاش اول صداش میکردیم
03:36دنیز
03:37آره اونم الان جواب میده
03:39آه
03:41قایدان تو داری چی کار میکنی؟
03:42آخه بگه میشه اون زیر باشه
03:44اینقدر آدم مزخرفیه که ممکنه جاهایی مزخرفی هم قایم شده باشه
03:48آه این دنیز هم همه جا رو بسته
03:52آه
03:52آه میگم نکنه اینجا باشه
03:55دنیز
03:56من بیجورم گرد و خاکی کرد
04:02شش من نگاه کن
04:06یه چیز خیلی مهم میخوام بگم
04:08حسش میکنم
04:09مطمئنم اینجاست
04:10آه من فکردم حالا چی میخواد بگه
04:12واقعا چقدر هم حس درستیه
04:14من حسش شوام خیلی قویه
04:16باشه
04:18یادتون نره
04:19من میدونم این همین جا هاست
04:23کجا بیا اینجا ببینم
04:26آه دنیز
04:27گرفتمش
04:29تکون نخور
04:30آه دنیز
04:31گفتم تکون نخور
04:33چرا تکون نمیخوره؟
04:39چرا میخوندی؟
04:41حسابم خورد شده
04:42اینجا توی جایی بزده و خفه
04:44که حتی پنجرم نداره
04:47هوا هم نمیاد
04:48تو همچین جایی گیر کردیم
04:50برای همین باید کم حرف بزنیم
04:52که اکسیجن رو حدر ندیم
04:54تو از حرف زدن من شکایت داری؟
04:57من همچین چیزی نگفتم فقط
04:59اینجوری نبودی
05:00حتما بعد این که یادت اومد اینجوری شد
05:02آه
05:03میخوای بغلت کنم؟
05:11بیخیال، بیخیال، اینجوری نیست
05:13من میتونم یه عمر با تا اینجا بمونم
05:17آه
05:19آه
05:20بعدشم فکرشو بکن الان یه داستان خیلی خوب داریم
05:23که برای بچه هامون تعریف کنیم
05:25بچه هامون؟
05:27یعنی
05:28من بچه میخوام
05:30البته اگه تو هم بخواییم
05:32از اینکه شبیه تو باشن میترسم
05:34رو فرمی
05:37ولی نگره نباش
05:39شبیه تو باشن بهتره
05:41شوخی کردن رو تموم کنیم
05:45به نظرم دیگه حتی یه ساعتم وقت نداریم
05:49چیکار کنیم؟
05:51خب، یک ساعت و چلو پنی دقیقه وقت داریم
05:58منا ببین پسرم، ما جوجاهی درده سرسازیم
06:00حتی نمیتونی فکرشو بکنی که چقدر خطرناک استیم
06:03برای همین تکو نخور
06:04جوجه
06:05جوجه
06:06سعی میکنم، به ترسونم، این چیکار داریم میکنیم
06:08خیلی ترسیدم
06:09آه، منم خیلی ترسیدم
06:11بله، بله، بله
06:13چی شده؟
06:14چی؟
06:16چی؟
06:17چی داره میگه این؟
06:19دنیس، تو حق نداری که چیزی بگی، ساکت شو
06:26خب، هنوزم جواب نمیدن؟
06:28سرکان ها اداد و تاشون هم گوشیشون خاموشه
06:31حالا چیکار کنیم تو وقتی که آقا سرکان نبیان با این آدمت خطرناک یه جا بمونیم؟
06:36آه، فهمیدن
06:38از چیزی که به ذهنت رسیده میترزم، ولی این حقشه
06:42آره درسته دقیقا، به نظر منم
06:44سیفی، الان تو دنیس رو میگیری، بقلتو میبریش تو ماشین
06:47نه بابا، چرا من؟ چرا تنهایی آدم خطرناک رو بردارم؟
06:51خب چی؟ خب برش میداریم یه بریش دیگه؟
06:53نه آیفر خانم، شما یه مدت داری، یه کاری میکنی، همه یکارا بیافته گردن من
06:56خب سیفی، بخاطر اینه که قوی ترین آدم بینمون فقط توی؟
07:00نه دیگه، ببخشید، من یه مدت دقیقت کردم همه چی رو میندوزین گردن من
07:03تو اون متوجه ای که خدایی چونه بهت داده، دیگه هیچ چیز دیگه ایم نداده؟
07:07شما دارید یه کاری میکنی که کارات رو من انجام بدم، منم انجام میمیدم
07:10سیفی، چرا باید به نظام گردن تو؟
07:12اگه من دستجارو شمام آیفر خانو اگه میخوایین کاری بکنید، برید برای خودتون دستجار بگیرید
07:16خودشم همش در مورد پول حرف میزنی، آتو چرا اینقدر بهش پول میدی؟
07:20نه، لکی از خودتون دفع نکنید، یه لحظه ایچی نگید، یه لحظه، شما دارید از عمد اینجوری میکنید
07:26بلند شده، داره میره، داره میره، داره میره، داره میره، داره میره، آخه
07:30اگه شما حقوق من رو میبید که همه اکاناتو من انجام بدم، اه؟
07:33ای خدا از دست شما چی کار کنم؟
07:35آم، مرش پول
07:36دوسước
07:58الان میفهم این با کی طرفی متیکه؟
07:59ژینیس؟ خدا لیانتت کنه
08:01برید منوکاریت صوره؟
08:03دیگه تمومه
08:04باز شو دیگه
08:05دیگه تمومه
08:06ایدا
08:08ملو
08:09سرکان
08:10انگین
08:10آقا سرکان
08:12شما اینجا چی کار میکنین
08:15واقعا شما اینجا چی کار میکنین
08:18دنیز ما رو انداخت اینجا
08:19نه نه
08:20دنیز شما رو ننداخت اینجا
08:23آخه من از کجا باید بدونم که شما تو ماشین دنیزین
08:27من از کجا باید اینو بدونمه
08:29ساکت شو آردم
08:31ساکت شو الان ساکت شو باشه
08:33بعداً با ما حرف میزنیم
08:34بعداً حرف میزنیم، هرداً ما جلد داریم
08:36من بهت گفتم اونجا ولش نکنیم
08:38خب چی کار کردین؟ تونستین دنیزو پیدا کنیم؟
08:40نه
08:41توا به درباقه فکر میکردیم پیدا کردیم ولی
08:43فقط یه ساعت مونده آخه تو این یه ساعت چی کار کنیم؟
08:47سرکان الان چی کار کنیم؟
08:49آیدان خانوم دارو زهنگ میزنه
08:50چی؟
08:51حالو، آیدان خانوم
08:56میگه دنیزو پیدا کردن
09:03باشه، باشه، اومدیم
09:05یه حالا با ماشین امن بریم، بودو
09:07سرکان بودو، بودو
09:14واقعاً میخواینی این کارو کنی؟
09:27آخه، نمیشه که
09:29من استباهی نکردم که این استباهیه که شده
09:31چرا این کارو میکنید با من آخه؟
09:40ایشون آزمایششون مصبته، ایشون حامله هستن
09:42ملو، خوبی؟ کته؟
09:45ملو
09:47حالت خوبه، خوبی؟
09:49خوبم، چیزم نیست
09:53اینجا زیادی گرمه، اعتمالاً به خاطر همونه که حالم خراب شده
09:58نکنه تو مریض شدی، عشقم، میخوای ببرمت بیمارستانی چیزی؟
10:03نیازی نیست، عردم همش داره حرف میزنه، شاید واسه اونه
10:10بعدش از روی ماشین پریدم، به طور باور نکردنی قایم شدم
10:14همزمان شد البته، خوب دنیزم اصلاً هیچی حس نکرد، دقیقاً مثل جاسوس بودم
10:20یعنی از من جاسوس خوبی در میومده اگه این کارا رو ادامه میدادم
10:24ایوالا، حلال بشه، عردم
10:26من واقعاً اینجا دارم حیف میشم، پسر
10:28خوب، جاسوس میشدی، کی جلو تو گرفت؟
10:32آخه، خب، از یه طرف هم ببین، اگه من جاسوس بشم، آقا سرکان بدون من چی کار میکنه
10:37ها، تو رو خدا چی کار میکنه
10:38از یه طرف من عشقشو نجات دادم، چون اگه من نبودم، دنیز و ایدا با هم میرفتن
10:43دیروز آقا سرکان به این پیام در، خوبی تو میگم، چی که ببینم، میگه، اردم خوابیدی، دوست عزیزم، یه ذره سب کن
10:50گفتم نه خوابیدم، آقا سرکان خیل باشه، چکتو، شرا اینطوری، ها
11:00در مورد چی داشته حرف میزدیم؟
11:02آقا سرکان، آن، در مورد کار حرف میزدیم
11:06مبادا اردم، نه
11:13باشه؟
11:14داشتم میگفتم که با این که من رو تو پارکینگ زندانی کردین، ولی چقدر آدم خوبی هستیم
11:20کی اولکی رو زندانی کرد، ها؟
11:22من هم دینه کرد، مهم نیست
11:25دیا، دی元 selfish
11:34در مورد...
11:40در مورد نیست super
11:42سرکان شایش
11:44شخص اورکان چکارش
11:47شخص شخص
11:49پرخروب جیب
11:50ی eventual about power
11:52سر Hé sıy
11:53صبح خیر
11:57صبح خیر اده خانم
11:59ای بابا
12:04باید یه چیزایی از سلین بپرسم
12:06اصلا گوشی رو جواب نمیده
12:08دو روزه نمیتونم بهش دسترسی پیدا کنم
12:10استفاده ده چی شده
12:11من اصلا فکر نمی کنم استفاده
12:14درسته
12:15حتما بازم داره با وجدان سرکان بازی میکنه
12:18راست میگی
12:18دقیقا همینچوره
12:19من اصلا اجازه نمیدم سلین حالم رو خراب کنه
12:22برای مهم نیست
12:23شاید این بار واقعا داره میره
12:26واقعا استفاده میده
12:27شاید واقعا از زندگیمون داره خارج میشه
12:30تو از کجا میدونی ملو ها
12:33من
12:34یه جوری حرف زدم انگار
12:36چیزی میدونم نه چیزی نمیدونم
12:39اصلا نمیاد نمیره
12:41این برای دیده نمیشه
12:43رو این حساب گفتم آره
12:45به این دلیل بود
12:46خب این دلیل خوبی نیست براش
12:50ببینم تو خوبی
12:51آره خوبم
12:54چیزه
12:56دو کلمه در مورد سلین حرف زدم منو دیوونه
13:00فرض کردینا
13:01نه ملو به خاطر اون نیست
13:04تو از صبح یه چیزیت هست
13:05حرف بزن ببینم چی شده
13:07یالا ملو بگو چی شده
13:10هدا
13:12قهوه ی صبحگاهی انرژی آدمو میاره سر جاش
13:17انرژیتون الان پایینه
13:18میگم یه قهوه بخوریم
13:20وقتی آدم صبح قهوه میخوره
13:22خیلی خوبه
13:23انرژی مصبت
13:24به دست میاره
13:26آقا آتشینا دارن میان آماده این؟
13:29آماده این منتظری
13:30باشه پس منم میرم به استقبالشون
13:31یالا شب حرف میزنیم
13:33البته شب حرف میزنیم درسته
13:36بشه پس منگیم
13:46باشه پس منگیم
13:48ترخمان درسته
13:49هم
13:51سلام آقایی از سلام
14:04چطورین؟
14:06ممنونم شما چطورین؟
14:07حالتون خوبه؟
14:08تنها تشریف آوردیم
14:09آقا کمال؟
14:13سلام
14:14خوش اومدید
14:15خوش باشید
14:16از خان اومد دیدن دوبارتون خیلی خوشحاله
14:20مو هم هم اینطور نمی دونستیم شما شریک شرکت شدیم
14:23اینجوری نیاز شد
14:25ولی بازم آقا آتش همونجوری کار رو ادامه می ده
14:29منم از دور برشتی می کنم
14:30وقتی فهمیدم قراره با شما هم کاری کنیم
14:32خواستم که حتما بیا ما نزیگ ببینم اتون
14:35بعد از دیدار اتفاقی اون روز
14:38نتونستیم
14:40پیشنهاد آقا کمال رد کنیم
14:42آه چقدر به صورت اتفاق افتاده
14:45اچقدر قشنگ بفرمید
14:46بله بفرمید
14:48گفته بود این زندگی پر از اتفاقای تصادفی
14:55واقعا همینجور بوده
14:56وقتی اون جمله رو گفتم
14:57واقعا فکر نمی کردم زندگی اینقدر با صورت بارد عمل شد
15:00آه آنه
15:01وقتی اینقدر اتفاقات تصادفی پشت سر هم افتاد
15:04راستش رو به خود یک کم تحجب کرد
15:06بله واقعا دیدر دوباراتون خوشحالم
15:08وقتی فهمیدم قرار رو با هم همکاری کنیم خوشحالتر شدم
15:11آقا کمال
15:12از کارهای شما تو پروژه بازتازی خیلی رازیگه
15:16میخواییم شرکت بزرگتری با ارت لایف داشته باشیم
15:20آتش جان خیلی داریم زود وارد بحث کاری میشیم
15:24به نظرم زمان داریم به اندازه کافی
15:26البته برحال وقت هم داریم
15:30البته
15:31آیدان خانم
15:39چی شده؟
15:44کار تو آقا کماله میخوایی با آقا کمال زنگ بزنی؟
15:46میخواییی واقعیتو بگی؟
15:47آره زنگ میزنم درباره یه چیزی حرف زنم
15:49بله درستش همینه زنی مثل شما نباید عشق رد کنه
15:52شما دوتا خیلی به هم نیایید
15:53خیلی آدم شیرینه جفتتون خیلی فاقلاده اید
15:56کجا هم دیگره میبینی؟
15:57چقدر داری حرف میزنی توی خونه آخه
15:59آلیه من میرم توی خونه یه چیزایی آماده کنم
16:02واقعا گوش نمیدم
16:02به حرف باتون شما راحت حرف بزنید
16:04واقعا گوش نمیدم
16:05لیلا من دارم میره
16:16آقا اینگین
16:17این پرونده رو چکار کنم؟
16:19خواسته بودینش
16:20بذاره شروعی میسنم
16:21بعدیم به اشلیستی دیگی میکنم
16:22باشه آقا اینگین
16:23عشقم
16:26اینگین تو رو خودو کجایی بیه دیگه؟
16:29چشاد بدون من حسلت سر رفته فراپاچینو
16:32اصلا هم همچین چیزی نشده
16:33چون یه آلمه خرید کردم
16:35اقتصاد خونه ما داره به بعد تدی؟
16:36همچین چیزی باقی نمیمونه انگینجون
16:38دیگه اونو فراموش کنیم باشه
16:40بعد میگردم شرکت میبینم
16:41بیریم
16:44بیریم
16:46بیریم
16:48به کی ماشین کورد؟
16:49اونجا چه خبر؟
16:50خواهش میکنم یکی گوشی رو جفب بده
16:55الو
16:55هلی شما چه نصفتی با این آدم دیگه؟
16:58من شوهرشم چه خبر اونجا؟
17:00دو داشتیم ماشین به ایستد
17:02میبریم ایش پی مارستن؟
17:03خود اگه من ماشین بشکورد
17:04کدوم بیمارستن؟
17:05باشه دارم میام
17:07باشه
17:08فهمیدیم که با یه جلسه سرسری نمیشه
17:11حالبت موضوعی که داریم همکاری بزرگیه
17:15نمیشه با اجلسه ازش رد شد
17:16نمیشه لایکشی داریم
17:18بالد
17:18یعنی شما مطمئنین که میخوایین همچین شرکتی داشته باشین؟
17:25مطمئنم فکر میکنم
17:26برای شرکتم سود بزرگی خواهد داشت
17:29و مهمتر از اون فرصت آشنایی با خانواده قشنگی مثل شما رو به دست میارن
17:34انسان همیشه با آدم های صادق و قشنگی مثل شما رو به رو نمیشه آقا سرنا
17:39بله حق دارید
17:41خیلی خوب درکتو میکنم
17:42پس این کار رو میکنیم
17:44آقای فرید تاریخ ها رو تنظیم کنید لطفا
17:49خب پس اگه میخوایین سری تاریخ ها رو چک کنیم
17:55بس حضور آقا کمول نراحتی؟
17:58عجیب به نظر میاد
18:01خیلی متفاوته
18:02یکم راحت باش سرکان
18:06به نظرم آدم خوبیه
18:07ببین جون من رو نجات داد
18:09به آدم رو فرصت آشنایی بده
18:12یکم هم بخند
18:13لازم نیست روبوت باشی
18:15با آمید دیدار در تاریخ های که مشخص کردیم
18:20بازم مچکر
18:21آسرکان ادا خانوم
18:23روز به خیلی با آمیده بیگاه
18:25آقایاتش میبینم اتون
18:26یعنی فرید
18:30تو خندیدی آقای روبوت؟
18:37آه
18:37سیستم یک کم تسالی داد
18:40آخه روبوت هم
18:42ولی خندیدن بهت میاد
18:45آخه روبوت هم