Skip to playerSkip to main content
  • 1 year ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر می‌کند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز می‌کند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد می‌شود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمی‌کرد...

یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار می‌کند و زینب نیز در یکی از شرکت‌ها به عنوان کارمند فعالیت می‌کند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر می‌کند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز می‌گوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگی‌اش است، می‌پذیرد. شرکتی که زینب در آن کار می‌کند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری می‌شود. علیهان و زینب تفاوت‌ها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوت‌ها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل می‌شود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمی‌دانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آن‌ها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر می‌گذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترک‌سور کیوانچ کسابالی

سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM

Category

📺
TV
Transcript
00:00بیا بگیرش
00:01بله
00:06بگو بیا تو
00:08بفرمید
00:19حالی جون مذارت میخوام
00:21نمیخوسم اینجور یه دفعه مزاهمت بشم
00:23اما نمیتونستم اینو بدنگم
00:25بابا
00:26چی شده پسرم
00:28بذار منبرو توضیح بدم
00:31با جانه رفتیم جلی مدرسه ارین
00:34به نظر چی دیدیم
00:36دیدیم راننده با یه مطرسوار
00:38وسط خیابون دست به یقی شدن را دارن دوا میکنن
00:41ارین هم داشت جداشون میکرد
00:43خوب بود که ما اونجا رسیدیم
00:45کمانم رفت و اونا را از همدیگه جدا کرد
00:47انگین دوا میکرد؟
00:49آره از ارین بپرس
00:51من از مدرسه اومدم بیرون رفتم
00:53سمت ماشین دیدم آقا انگین داره با یکی دوا میکنه
00:56حالیت ما بچه همونو دست کیسه پردیم
00:58یه نفر که وسط خیابون وای میسه و دوا میکنه
01:01نمیتونه بچه ای منو ببره و بیاره
01:03اما آقا انگین اصلا نیه همچنان آدمی نیست
01:05اولین باری که همچنان کاریه
01:06نمیشه از اینجور چیزا به این راحتی چشم پوشی کرد
01:09این آدم وسط خیابون وای ساده بود
01:11با یه موترسوار دوا میکرد درسته؟
01:14تو هم دیدی که این کارو کرد
01:15پس من پسرمو نمیتونم دست همچنان آدمی بدم
01:18تزمینی هست که این آدم فرد و پس فرد و با یکی دیگه دوا نکنه
01:22نه نیست
01:24بابا قراره چی بشه؟
01:26میخواین اخراجش کنین
01:27به نظرم درستش همینه
01:29به خاطر خودت البته
01:30ارین جون میدونم که خیلی دوستش داری
01:32اما من به عنوان مادرت نمیخوام نگرانت باشم
01:35نمیتونم با نگرانی و استرستو رو سوار ماشین کنم
01:38ارین مامانت حق داره
01:42باش حرف میزنم
01:44باید خودشو کنترول میکنم
01:47نباید درگیر میشد
01:49درسته
01:50اصلا اگه نشد
01:52یه مدت من خودم ارین رو میبرم و میارم
01:54چیزی نمیشون
01:54تو چرا ببری و بیاریش
01:55من خودم راننده برش میگیرم
01:58راستش نمیدونم حالیت
01:59کاش اون سحنه رو نمیدیدم
02:02فقط نمیتونم پسرم و دست هر کسی بسپارم
02:04دیگه نمیخوام با این سحنه ها مواجه بشم
02:06باشه
02:07سدقی هست
02:08اون میبر و میارتش
02:09کمالم میشه
02:10آره به نظرم کمالم گذینه خوبیه
02:12این در ما هنوز کمال خوب نمیشنستم
02:15این چه حرفیه
02:16حالیت من کمال یه مدت زیاده که میشنستم
02:18همیشه اون منو میبرد و میوبرد
02:21اگر نایی سختامش نمی کردم
02:22نظرت چیه ارین؟
02:25نمیدونم
02:27آقا کمال آدمه خیلی خوبیه
02:29اخلاقامونم شبیه همه
02:30اون روز با هم حرف زدیم
02:32اگر از نظر من میپرسیم
02:34من موافقم
02:36فردا به کمال بگویه سر بید پیش من
02:40میخوام باش حرف بزنم
02:41نمیدونی چه باری از رو دوشم برداشتیم
02:44من برای خودم یه رننده پیدا میکنم
02:46آسایش پسرم برام خیلی مهم
02:48عزیز دلم
02:50هنوز نرفتی؟
03:03کم کم دارم میرم
03:04میایی با هم قضا بخوریم نظرت چیه؟
03:07باشه بخوریم
03:08خوبه
03:08این ایمیل آخریه رو بفرستم میریم
03:10منتظرتم
03:11خسته نباشین
03:20شما هم همینطور
03:22با جم داریم میریم بیرون
03:24امیدوارم برنامه ای نداشته باشین
03:26علیهان چی میخوایی بگی؟
03:29واضح حرفمو زدم
03:30خوش بگذره آقا علیهان
03:35خیلی ممنون
03:36عزیزم
03:53شام حاضره بیه باخوریم
03:55یه لحظه بیا
03:56درم ببن
04:01چی شده؟
04:05بیا بیا
04:06بیا اینجا
04:07بیا اینجا رو نگاه کن
04:10آی
04:14خیلی خرج کردم
04:16خیلی
04:17ببین
04:19برام واقعا سؤال ایک از اون بوتیک دقیقا چی میخری که مبلغ ها اینقدر سنگی؟
04:24عزیزم خوب لباس
04:25چون همه یه لباس هاش از خارج کشفر میان برای همین گرون هم
04:29به اهمونی هم که زیاد میریم
04:31میدونی که این خریده رو انجام میدم شیک باشم
04:34یه لیز میخوام خریداتو ببینم
04:35باشه باشه همشون تو اتاق هستم
04:37و
04:39یه مدتم خرید نکن
04:41باشه باشه منظرت میخوام
04:45پس من میرم تو هم بیا شما کشیدن
04:53باشه الان میام
04:54باشه
04:56میخوام دوباره با هم برن مسافرت خارجی
05:05هفته دیگه هم کیوین میاد
05:07دیگه راحت میشیم
05:09دلم براش خیلی تنگ شده
05:11خوشحال شدم
05:12حالیه
05:12با زینب هم میانش خوبه
05:14آره واقعا خیلی خوشحال شدم
05:18خب چه کار کردیم
05:26چیو؟
05:28احساسات تو به زینب گفتی؟
05:30قبل از این که بری امریکا بایم گفته بودی
05:32ازش خوشت میاد
05:33اگه اشتبان نکنم درسته؟
05:35آره داری درست میگی
05:36بهش گفتم
05:37چی گفت؟
05:39شاید درست نباشه
05:40اینا رو بهت بگم
05:42اما واقعیتش رو بخوای
05:43واید از یکی مشفرت بگیرم
05:44شرائط زینب خیلی پیچیده است
05:46یعنی چی پیچیده است؟
05:47پرسیدم اما ما توضیح نمیده
05:49اما علیهان من تا حدودی میدونم
05:52موضوع از چه قراره
05:53یکی بد جوری دل این دختر رو شکسته
05:56برای همینم
05:57زینب میترسه وارده یه رابطه جدید بشه
06:00یعنی گفت نه
06:03نه نمیشه اونجیری گفت
06:04چرا؟
06:05اگه به هم فرصت بده
06:07مطمئندم از من خوشش میاد
06:09البته شایدم بتونم
06:12مرهم زخمهی زینب بشم
06:13راستش جم
06:16نمیدونم چجوری بگم
06:19اما
06:19اگه بخوای جای یکیو بگیری
06:23خودت حاسب میبینی
06:25به نظرم وارده این مسائل نشون
06:28نظرت اینه
06:31آره
06:31برای بدستاوردن کسی مثل زینب میارده
06:36اگه از ناراحت شدن به ترسیم
06:45نمیتونیم خوشبخت بشیم
06:47من از دلبستگی و ناراحت شدن نمیترسم
06:51بلعکس برای کسی که دوستش دارم
06:54حاضرم هر کاری بکنم
06:55چی شد؟
06:59نکنه تو هم دلبستهی کسی شدیم
07:01من؟
07:02نه
07:04منم همینو عطمی زدم
07:06خوب میشنسمت
07:08میدونم نمیتونی با کسی مدت طولانی باشی
07:11آره انگار
07:14البته این چیزا معلوم نمی کنم
07:18شاید روزی تو هم به یکی علاقه من شدیم
07:21از این به بد زندگی هیچ کلوممون مثل سابق نمیشه
07:45اون روز که زنگزدی صداد خیلی بد می اومد با حالیت رابطتون خرابه؟
07:59نه عزیزم موضوع حالیت نیست
08:02عزیزم مشکلتو بگو تا حلش کنیم
08:05نه عزیزم نمیخواد بترسی من دهنم قرص قرصه
08:08مشکلت هر چیه بگو شاید کمکت کردم
08:11خب دفنه جون راستشو بخوایی اصلا موضوع مهمی نیست
08:14اگه مهم نیست پس چرا به هم ریختی؟
08:16می دونم مدت کتاییه که با هم دوست شدیم
08:18اما می تونی به هم اعتماد کنی
08:20خیالت راحت باشه
08:22دفنه من اشتباه بزرگی کردم
08:30الانم نمی دونم باید چی کار کنم
08:33مگه چی کار کردی؟
08:36باید به یه نفر پول غرز می دادم
08:38برای همین رفتم از یه بوتیک پول گرفتم
08:40حالیتم که حسابا را در آورد فهمید که از اون بوتیک خیلی خرید کردم
08:43به هم گفتی که خرید نکن
08:45منم رفتم به صاحب بوتیک گفتم این قضیه تمومه
08:48اما طرف قبول نمی کنه
08:49گفتی اینجوری حرف نزده بودیم
08:51حالا نمی دونم باید چی کار کنم
08:52بجرگی رفتدم
08:53آی این که چیزی نیست
08:55بهت که گفته بودم همه یه زنها این کار رو می کنن
08:58می دونی که
08:59اما کار خوبی کردی که به حالیت نگفتید
09:01نفهمیده درسته؟
09:02نه نگفتم
09:03نفهمید که با این هدف رفتم اونجا کار کشیدم
09:06کاش می رفتم از خودش پول می گرفتم
09:08و خودم رو تو این درده سر نمی داختم
09:09آه حالیت خیلی هم خصیصه
09:11یه زن خوشگل مثل تو گیر آورده
09:13خب بایدم خرجت کنه
09:14آی چی بگم دفنه
09:16آره قصدتش همینه می شناسمش
09:18تو نراحت نباش خودم درستش می کنم
09:21تو؟
09:22چجوری می خوایی درستش کنی؟
09:24عزیزم
09:24من یه پله از بقیه ی زن رو جلوترم
09:27چون پول امال خودمه
09:29کسی هم نیست که بخوام بهش جواب پس بدم
09:31خودم می پردازم
09:32اما آخه
09:33دفنه من نمی تونم همچین چیزی رو قبول کنم
09:36یلدی چرا انقدر تعرف می کنی؟
09:38نمی خواییم که بریم خونه بخریم
09:40بعدم پسش می دیم
09:41آخه مگه اینجوری می شه؟
09:44عزیزم تو فکر بهتری داری؟
09:46نه
09:47پاشیم بریم
09:50بیا با هم بریم با صاحبه بوتی که حرف بزنیم
09:53یلدیس چرا نشستی؟
09:55پاشا دیگه
09:55بجو
09:56آیدفنه ممنونم
10:00مهم نیست
10:00منو ببین تو این ایده رو از من گرفتی درسته؟
10:03آره عزیزم هم اینطوره
10:04اما دیدی که نتونستم
10:07کمال چند سالفه؟
10:1132 سالم قربان
10:12اندر خانوم از کجا می شنسیم؟
10:17یه برندی بود که اندر خانوم لباساشو تهرائی می کرد
10:19من اونجا به عنوان راننده کار می کردم
10:21اون دور من راننده یه اندر خانوم کردن
10:23و اینجوری آشنا شدیم
10:25چرا از شرکت اومدی بیرون؟
10:28یه زمانی مامانم حالش خوب نبود
10:31باید می رفتم شهرستان
10:33استفاده دم
10:34کمال
10:37باید بتونم بهت اعتماد کنم
10:40می دونی که
10:42می خوام پسرم رو بهت بس برم
10:44پسرم بعد از من صاحب همه ایناست
10:47متوجه کسی؟
10:49کاملا متوجه هم
10:50خیالتون راحت باشه
10:51مثل تقم چشم هم ازش مراقبت می کنم
10:53اگه شما بخواییم می تونم یه دوره آزمایشی هم براتون کار کنم
10:56رزومم هم به منابع انسانی تحویل ددم
10:58می تونین بررسیش کنیم
11:01گربان ندونسته چیز بدی گفتن؟
11:05نه
11:06مدرک چیه؟
11:09دانشگاه رفتی؟
11:10دانشگاه که نرفتم
11:12به خاطر مشکلات مادی
11:13اما به جاش زیاد مطالعه می کنم
11:15از رفتارت مشخصه
11:18خب همون تو که گفتی
11:22یه ماه دوره آزمایشی باشه
11:24بعد اشتباره با هم حرف می زنیم
11:27خیلی هم آلی
11:29امیدوارم این همکاری را ادامه بدیم
11:31از بابت من قیالتون راحت
11:33بگید صدقی بیاد اینجا
11:40بیا
11:46بیا صدقی
11:48بفرماین گربان
11:52میخوام با راننده یه جدید عریم آشنا بشی
11:56کمال
11:57صدقی
11:58خیلی خوشبختم
12:00منم همینطور
12:01صدقی هر چیزی که لازم باشه رو بهت میگه
12:05یاد میده
12:05باشه
12:06میتونی بری
12:07خیلی من ممنونم گربم
12:08بلن با اجزه
12:09جانر
12:26گرفتی خوبیدی؟
12:30نه باور کن نخوابیدم خوش اومدی
12:32کاره یکی به چه پردم و انجام دادی؟
12:34چون باید از اینجا برم یه جایی دیگه
12:36آره آبجی جون آره آماده است
12:39اصلا نگره نباش مدت هاست دارم روش کار میکنم
12:42باشم
12:43خوهر نوعروسمونم که اینجاست
12:49آه
12:52حالی هانجون
12:53چطوری اندر؟
12:56ممنونم تو چطوری؟
12:57منم خوبم
12:58هاکان داخل منتظر شماست
12:59آه
13:00تو نمیخوایی باشی؟
13:02بعدا میام پیشتون
13:03میدونی که کار ما سپردم به هاکان
13:05میدونم
13:06اما دوست داشتم که تو هم حضور داشته باشیم
13:08میام نگران نباش
13:09باشه
13:10زینب
13:13میشه بیایی دفترم
13:15آه
13:32پس ما بریم اتاق کنفرانس
13:34هاکانو منتظر نذاریم
13:35میبینم اتو
13:35میبینم اتو بایه
13:37جانر چشمت به اینا باشه
13:44احساس میکنم بالاخره یه چیزی تو رابطه اینا درمات
13:46وای آب جی خسته نشدی از این کارا
13:49بذار غضیه کمالا حل و فست کنیم
13:51بعدش نوبته اینا بشه خواهرم
13:52آرومتر جانر
13:54امروز کارشو شروع کرد
13:56کار یلدیز این بار دیگه تمومه
13:58خدا کنیم
14:01دفن خانم
14:03من و یلدیز خانم با هم توافق کردیم
14:05منم قبول کردم این کارو براشون انجام بدم
14:07یشیم خانم
14:08چون این کار کاملا به نفتون بود قبولش کردین
14:11درست نمیگم
14:12پس لطفا بی خودی منت رو سر کسی نذارید
14:15ما احمق نیستیم
14:16بگذاریم
14:17حسره یه بحث ندارم
14:18اینو بگیرین و همه یه مبلغ رو یه جا بکشین
14:21باشه
14:23آه نگاش کن
14:26آه آه انگار ما بهش بده کاریم
14:28استرس گرفتم
14:29نگیر این پرروه پررو
14:31رسیدش
14:45حالا که پولتو گرفتی
14:46باید قول بدی که این موضوع پیش خودمون میمونه
14:49و جایی درست پیدا نمی کنه
14:50خیالتون راحت
14:52خودتونم میدونین که پای آب روی منم در میره
14:54اونو فهمیدین و چند بار به همون گفتین
14:56درسته عزیزم
14:57بریم جونم
14:59نمیدونم چجوری ازت تشکر کنم
15:09کاری نکردم عزیزم
15:11آیینه به خدا راست میگم
15:14اون همه پول دادی
15:15عزیزم دارم که دادم
15:17نمیتونستم ببینم چا قصه میخوری
15:19برای یکی از دوستای ارزش مندم
15:22یک کار کچورو کردم
15:23نمیدونم چجوری جبران کنم
15:25بیا اینجا یه چیزی بخوری
15:26یلیس فقط یه خواهشی ازت دارم
15:30لطفا اینو به حالیت نگم
15:32نه نه نمیگم
15:33خوصیل یه بحث باهاشو ندارم
15:35حتی بهش نگو که همدیگر رو میبینیم باشه
15:38چرا؟
15:39عزیزم معلوم که نمی کنه
15:41این زنه ممکنه بره یه حرفایی بزنه
15:43باید محکم کاری کنیم
15:44نباید حالیت بفهمه
15:46باشه باشه فهمیدم نمیگم
15:47گاهی بگو اتفاقی دیدمش
15:51یه وقت نکو با هم قرار میده
15:52باشه مدید
15:53سلام دوتا اسپرسو لطفا
15:55باشه باشه فهمیدم اونجوری میگم
15:59اولش مطمئن شیم این زنه دهلقی نمی کنه
16:02بعدش هم مثل سابق میشیم
16:04آی خدا رو شکر حلش کردیم
16:07خواهشمندیم
16:16اصناد مربوطه را
16:18برای ما ارسال بفرمایید
16:19نوشتم
16:22پس تموم شد
16:23باشه
16:26میخواستم دیشه بهت بگم
16:27بیا بریم سینما
16:28اما علیهان گیرم انداخت
16:30اومد گفت
16:33بریم شام بخوریم
16:34نتونستم رد کنم
16:35کار خوبی کردیم
16:37علیهان هم واقعا پسر خیلی خوبیه
16:39از وقتی اومدم اینجا
16:41کم در حقم خوبی نکرده
16:42از بیمالی مادرم بگیر تا زندگی خصوصی
16:45زندگی خصوصی شما
16:47علیهان رازدار خوبیه
16:48حتی میتونم بگم تنها کسیه
16:51که باش درد و دل میکنم
16:52حرف دلم رو میزنم
16:54گوش میده
16:54راه نماییم میکنه
16:56آقا علیهان
16:57آره
16:57من و علیهان دوستای قدیمی هستی
17:00تو امریکا پیدا کردنم چین دوستی خیلی سخته
17:03فهمیدم
17:05من برم ایمیلا رو بفرستم
17:07ممنون زیم
17:08خواهش میکنم
17:09روح نماییش میکنم
17:13من میدونم چجوری روح نماییش کرده
17:16بله
17:19میدونم داری چی کار میکنی
17:27هرهای کار میکنم
17:29خوشحالم که اینو فهمیدی
17:30میدونم چرا دیشنب با جم بیرون رفتی
17:33چرا
17:35اگه کنشکاوی بیا از خودم بپرس خوب
17:39با جم دوست شدی
17:40گفتی بپرس پرسیدم جواب بده
17:44نه
17:46خوبه
17:47پس لطفا به خاطر اصابانیتت
17:50به جم امید نده
17:51من به کسی امید نده دم علیحان
17:53ما با هم دوستیم
17:55اما اون یه جور دیگه فکر میکنه
17:56علیحان ما از هم دیگه جدا شدیم
17:58چرا نمیخوایی بفهم
17:59جدایی ما به خاطر این نبود که نتونسیم
18:02با هم کنار بیاییم زینب
18:03خودت که میدونی
18:04تو به خاطر لج و لجبازی
18:06و قرور بی جا تلکی از هم جدا شدی
18:08رو
18:10تنها کاری که خوب بلدی فرار کردنه
18:14فرار میکنم چون میخوام از نست خلی از شملی های
18:18پولای پشت سرتو خراب نکن زینب
18:20دوبله شده در اشتریو جی
18:36سلام من راناله جدید آقایریمم
18:41آه سلام
18:42صدقی گفته بود که میام
18:44خوبه آقایریم بعد از مدرسه میخواد بره تنیس
18:46اومدم راکیتشو ازتون پکیرم
18:48باشدم در واین اصابیتو
18:50بیا بالا تا همینجا منتظر باش
18:56اگه خواستی چاییم به ریز بخور
19:01باشه من برم راکیتشو رو بیارم
19:03باشه
19:17خوش اومدین خانم
19:19خیلی ممنون آیسل
19:20کی هست اینی؟
19:22هیچ که هست نه
19:23زهر خانم رفتن بیرون
19:24لیله خانم هم هنوز از دانشگاه ناییمدن
19:25باشه بارو برام یه چایی بیر
19:27چشم خانم الان
19:28ای خودو چی میخواستم آه
19:31اینم به خیلی گذشت
19:35چجوری لطفشو جبراند کنم؟
19:46براش کادو بخورم؟
19:47نمیدونم شقد بعدم براش یه چیزی بخورم
19:57آیسل
20:09کجا رفتی؟
20:12آیسل
20:15یه چایی که ازت خواستم آچه رو اینقدر لفتش میدی؟
20:20یلدیز خانم
20:42آیسل تو کجایی؟
20:46آقای اریم رونندشونو فرست دادن
20:49میخوان برن تمرین تنیس
20:50راکتشونو خواستن خیلی ببخشی
20:52اول چایی منو میوردی بعد میرفتی سراغ راکت
20:55شیوهت بگم
20:56منذرت میخوام
20:58خیلی ممنونم
21:02اون کی بود؟
21:08یلدیز خانم
21:08همسر آقا حالیت
21:10به نظر میاد از اون زنهای لوسه ها؟
21:17شش
21:17اونجونی نگو
21:18ممکنه کسی بشنبه
21:20یعنی واقعا اینقدر ازش میترسی؟
21:22ببین کمال
21:24باید خیلی مراقب حرفات باشی
21:25وگرنه ممکنه کارت از دست کنیس
21:27منو ببین
21:27راستشو بگو
21:28کسی نمیفهمه
21:29تو ازش خوشه دمیاد
21:30درسته؟
21:31راستش
21:32از خدا میکاس کوزشو جمع کنه و بره
21:34شاید زد و رفت
21:36معلوم نمی کنه
21:39بگذاریم
21:42من شایشو ببرم
21:45تو هم برو
21:46اون راننده ی عریمه
22:05بله خانم
22:07تازه استخدام شده
22:08به نظر آدم خوبی میاد
22:10بایی آیسل از کجا میدونی؟
22:12انگار آدم شناسی
22:13نوشه ناسی
22:14نوشه جان خانم
22:20این درم راننده داره
22:27آبجی جون
22:43اگه خیلی نگرانی زنگ بزن
22:45ممکنه هنوز تو خونه باشه
22:48نمیشه جانه
22:49برار بود خودش به هم زنگ بزنه
22:54یعنی چی شده؟
22:54بایی جانه فکر کن
22:56تا میگی همه چی دیگه رو به راهه
22:59یه دفعه شوهر سابقت
23:00رو به رود سبز میشه
23:02اینه کابوس شک شک شک
23:05یه وقت سکتمکده نکنه
23:07نکنه میخوایی براش خسته بخوریم
23:10ها جانه جون
23:11اون جادوگر کچلو
23:13هیچ وقت هیچیش نمیشه
23:15بایید کمال رو تحسین کرده
23:18رفته گشته ما رو پیدا کرده
23:20عجب اراده ای داره به خدا
23:22حتما دلش خیلی شکسته
23:24راستش رو بخوای
23:26اگه بخوای منطقی باشی
23:29یلدیز اون لحظه بهترین تصمیم رو گرفته
23:32اگه با این پسر میمون چی میشد آخه
23:34اومد اینجا به یه نونو نوایی رسیده
23:36جانه جون
23:38ببینم من اشتباه فهمیدم
23:41آره داری از اون دختره تعریف میکنی
23:43از یلدیز
23:44نه آبجی جون
23:48این چه حرفیه چیه که تعریفشو بکنم
23:50فکر کنم تو شرکت
23:51انقدر پیش زینب بشستم
23:53رفتارش روی منم تأثیر گذاشته
23:55آبجی فکر کنم
23:56خوب بودن
23:57مصریه انگار درسته
24:00جانه جون لازم ایزاره به خودت بیای
24:02به خودت بیا
24:03اومدم اومدم باشه
24:06آبجی بهتره من برمی کاس ماس بخورم
24:08فکر کنم گشنگی زده به سرم آره
24:11آقا حالیت فردا با صدقی کار داره
24:17تو که ایریمو بردی رسوندی مدرسه
24:20برو اینا رو بخر بیار باشه
24:21باشه
24:22باشه میخرم میخرم
24:25فقط معتل نکنی باید شام بپزم
24:27باشه آیسل اصلا نگرا نباش
24:29میخرم یارم تا عویلت بیدم
24:30آیسل
24:31حالیت اومد برو میزه بچی
24:33باشه خانم چشم
24:34میجو
24:36آیسل پس من فیلن برم
24:42باشه
25:06بشه خانم
25:12بشه خانم
25:13بشه خانم
25:15PYM JBZ
25:45PYM JBZ
26:15PYM JBZ
26:45PYM JBZ
27:15PYM JBZ
27:45PYM JBZ
28:15PYM JBZ
28:45PYM JBZ
29:15PYM JBZ
29:45PYM JBZ
30:15PYM JBZ
30:45PYM JBZ
31:15PYM JBZ
31:45PYM JBZ
32:15PYM JBZ
32:45PYM JBZ
33:15PYM JBZ
33:45PYM JBZ
34:15PYM JBZ
34:45PYM JBZ
35:15PYM JBZ
35:45PYM JBZ
36:15PYM JBZ
36:45PYM JBZ
37:15PYM JBZ
37:45PYM JBZ
38:15PYM JBZ
38:45PYM JBZ
39:15PYM JBZ

Recommended