Skip to playerSkip to main content
  • 9 months ago
عشق مشروط

ادا که تمام امیدهای خود را در زندگی به تحصیل وصل می کند، با سرکان بولات روبرو می شود که بورس تحصیلی او را برای تحصیل در خارج از کشور قطع می کند و باعث می شود او از دبیرستان فارغ التحصیل شود. اگر سرکان بولات دو ماه وانمود به نامزدی با او کند، پیشنهاد می کند که بورسیه اش را به ادا برگرداند. اگر چه ادا ابتدا پیشنهاد مرد مورد نفرتش را رد می کند، اما با تغییر شرایط مجبور می شود بپذیرد. سرکان و ادا در حالی که تظاهر به نامزدی می کنند، شروع به یک رابطه پرشور و چالش برانگیز می کنند که باعث می شود تمام آنچه را که درست می دانند فراموش کنند. چون عشق سخته و به همین دلیل شگفت انگیز است.

بازیگران: کرم بورسین، هانده ارچل، نسلیهان یلدان، اوریم دوعان، آنیل ایلتر، الچین آفاجان، باشاک گومولجینلی‌اوعلو، علی جان آیتکین، سارپ بوزکورت، سینان آل‌بایراک، سینان حلواجی، سینا اوزر، دوعا اوزوم، عایشه آکین، احمد افه متک‌اوعلو و مایا باشول.

Category

📺
TV
Transcript
00:00PYM JBZ
00:30PYM JBZ
01:00PYM JBZ
01:29PYM JBZ
01:59PYM JBZ
02:29PYM JBZ
02:59PYM JBZ
03:29PYM JBZ
03:59PYM JBZ
04:29PYM JBZ
04:59PYM JBZ
05:29PYM JBZ
05:59PYM JBZ
06:29PYM JBZ
06:59PYM JBZ
07:29PYM JBZ
07:59PYM JBZ
08:29PYM JBZ
08:59PYM JBZ
09:29PYM JBZ
09:59PYM JBZ
10:29PYM JBZ
10:59PYM JBZ
11:29PYM JBZ
11:59PYM JBZ
12:29PYM JBZ
12:31PYM JBZ
12:33PYM JBZ
13:01PYM JBZ
13:31PYM JBZ
14:01PYM JBZ
14:03PYM JBZ
14:04PYM JBZ
14:05PYM JBZ
14:07PYM JBZ
14:08PYM JBZ
14:09PYM JBZ
14:11PYM JBZ
14:13PYM JBZ
14:15PYM JBZ
14:17PYM JBZ
14:19PYM JBZ
14:21PYM JBZ
14:23PYM JBZ
14:25موسیقی
14:55می‌دونم اینطوری گفت
15:10آآ
15:13این آقاییه که تو نام سطی بود شما می‌شنسینش؟
15:16دونه می‌شنسیش؟
15:18بابای آقا سرکانه، رئیس بزرگ
15:21اولین بار اینجا می‌بینم شوند بسته
15:23خیلی خوش اومدید، حالتون چطوره؟
15:25ممنون، خوب
15:26منو متحجب کردی بابا؟
15:27گفتم بیام با هم منتظره نتیجه بمونیم
15:30و قبل اینکه تو اینجا رو ببندی و بیایی پیش خودم
15:35برای آخرین بار می‌خوشتم اینجا رو ببینم
15:38نگرن نباش، اینجا رو نابود نمی‌کنم
15:41من برای پیش تو اومدن بعد از اینکه هولدینگو ویل کردی فکر می‌کنم
15:46خواهیم دید
15:47می‌بینیم
15:48محرفی می‌کنم
15:51نامزدم ادا
15:57سلام
16:01عشنا شده بودیم
16:04آه
16:05پس اون نغمه بزرگتر از دهن تو این بود
16:07سلام، دوباره
16:09ما توی نمزدی توی باقچه با هم آشنا شدیم
16:14فهمیدم
16:29ممنونم
16:30موسیقی
16:31ازو نفودای کنم
16:36حیثو اس نش curалист نم US
16:41موسیقی
16:43موسیقی
16:45موسیقی
16:46ما توی نهای کنم
16:48اپس کنم
16:49موسیقی
16:52سچ
16:55بیانر
16:56موسیقی
16:57موسیقی
16:59بودر بیا
17:00مکی زنگ زده داشت
17:06وضعیت اینه که موسا گدر رو
17:10از دستت
17:11از دستت
17:14خوبه
17:17اما
17:20حالا تو داری میخوندی
17:22لیلا
17:23ولی آقا سحر
17:27میشه آقا احمد رو صدا کنی
17:29میخوام اونم باش
17:31خب
17:32موسا گدر رو
17:35کان کاردا برد
17:38کان برده
17:41کان کاردا برده
17:44خیلی خوبه خوبه
17:46خوب کرده
17:47سرکان تو خوبی؟
17:49من نگران تم داره میگه کان کاردا برده
17:52تو الان باید دیوونه بشیم اگه نه
17:54داداش اکسال امالایی که نشون میدی طبیعی نیست
17:56من بهت میگم براتی یه تنتیلاتی چیزی
17:58ردیف کنن این اباخر زیاد کارکنی
17:59از اصابانیته
18:00برای همین داره میخنده مگه نه
18:02آه احمد خوش اومدی
18:04به فرما خواهش میکنم
18:06دوستان
18:11در حال حاضر
18:13مزایده رو بختن
18:13یه شروع دوباره است
18:15احمد تو اخراج شدی
18:20همونطور که برای کان اطلاعات میبردی
18:23اینم برو بهش بگو که نابود شده
18:25چون قطعا پروژه دیگه ای نمیتونه بگیره
18:27آقا سرکان
18:32نخواسته اومد تو بازی احمد
18:34خیلی خیلی دوست دارم بدونم
18:37چطور میخواد با این بوجه پروژه رو درست کنه
18:39تا تا بدونه با سرکان بلات بازی کردن یعنی چی
18:43برو دیگه احمد
18:45نمیفهمم یعنی احمد حبرچینی میکرده
18:55لیلا میشه به همه بگی آزادن یعنی هرکار میخواهم بکنن
18:58هرچی دوست دارن
19:00میگه کارم نکنن
19:03داداش یه دقیقه من خودم رو به سر جمع وجور کنم
19:06چون انوز نتونستم در باقع حصمش کنم
19:08آره
19:09همه اینها در باقع نقش تو بوداره
19:10دقیقا
19:11نابود نشدیم؟
19:14نه
19:14تازه کانکاردم نابود کردیم آره؟
19:17دقیقا
19:18اما به من ایچی نگفتی ناگونه
19:22بخیال اینو بعدن حرف میسنیم
19:24تو واقعا محش
19:25محشری محشری محشم
19:28خیلی شانسا بودیم سکته نشدیم
19:29تو دارد
19:29یکم خوشحال شد
19:31آره
19:31کوشحال بش بری
19:32خوشحالم
19:33برامو خیلی خوب شد
19:35واقعا عالی شد
19:36فقط یک کم پرجوب کردم
19:37برای شد
20:07پرداخت زنگ زدی؟
20:10چی؟
20:12چطور؟
20:14یعنی چی عمدی بود؟
20:17احمد تو چی میگی ها؟
20:19مارا عمدن وارده مزایده کرد؟
20:29آدال رحمتت کنه
20:37آیدان خانم
20:48من خیلی استرس دارم
20:50خبره بدی براتون دارم خیلی بد خیلی بد
20:54چی شده پیریل بگو بمینم
20:56سرکان و ادا میخوان با هم ازدباش کنن
20:59ادا همه دکارسیونه انتخاب کرده
21:01تو مطمئنی؟
21:02مطمئنم همه این مودل ها رو دیدم
21:04خیلی متاسفم
21:06اما واقعا بی سلیغه سبزر رو گرفته برای پرده
21:09خدا میدونه
21:10پرده هایی با ترهی ریزه و زمینه تیره
21:13فکر کن
21:13آه
21:15انگار دارم قشت میگنم
21:16باسه یه زنی با سلیغهی مثل شما
21:18برای قول حرفهی دکارسیون همچین عروسی
21:21پارچه با تر لیمو
21:24گله انار برای موبیل انتخاب کرده
21:26آیدان خانم فکر کن
21:27تو رو خدا ساکی
21:28آیدان خانمی غیر ممکنه چشهای سرکان کور شده
21:31نه تر
21:32نه رنگ
21:33هیچ چیزی رو به خاطر این دختری نمیتونه ببینه
21:36آن دختره
21:38آن دختره
21:39آیدان خانم
21:40من به اندازه کافی امروز بهتون خبر دادم
21:43با اجازتون قطع میکنم
21:45باشه
21:46سیفی
21:49حالا بد شده یک کاری بکن
21:52داداش من الان یه چیزی رو نفهمیدم
21:55یعنی تو از کجا فهمیدی که احمد داره به کان کاردا اطلاعات میده
21:59از غزیه بورسی اعدا شروع شد
22:02من حسابا رو بررسی کردم و متوجه شدم همه ی حساب ها کسری دارن
22:07اون روزم که رفتم
22:08نمیدونم حواست بود یا نه
22:10احمد درانم به کان سلام کرد
22:12برای همینم گفتم تو جلسه مزایده باشه
22:15و از همت مبلغ رو اعلام کردم و وقتی رفع و تلفون بود
22:18برای همین ازت خواستم به کان زعیم بزنی
22:21تو حواست نبود
22:22اه آره گوشی کانم مشکول بود
22:24بیا داشته با احمد حرف میزده که مشکول بوده
22:28حسابتا کی هستی؟
22:30حالا به عقل شیطونم نمیاد
22:31نماید که میتونم که این پسر کاملا به خودتون رفته
22:35هیچ عرفیم توش نیست
22:36ایشون زیاد ما رو قبول ندارن
22:40خوب
22:44به تبریک میگم
22:47ممنونم
22:48دوباره راهی پیدا کردی تا با من نیه هلدین
22:52تا وقتش برسه
22:53با اجازه
22:56روز بخیر
23:01روز بخیر
23:02ندام
23:06نا پس من همه
23:08با اجازه میرم بیرون
23:10میخواستم بگم مای میتونم برم
23:15البته
23:16بهت خیلی تبریک میگم
23:18ممنونم
23:19به نظر خیلی خوشحالی
23:21حس خوبی دارم
23:22منم
23:23منم حس خوبی دارم
23:25خیلی خوبه
23:26این مسئله خونه هم خیلی سروسده نکردی
23:28یعنی طوری که فکر میکردی نشد
23:30همه چی خوبه همه چی آرومه
23:31به نظرم فاصله بینمونم خوبه نظره تا چیه؟
23:35خیلی خوبه
23:36ببخشت
23:39الو ملو
23:43چرا گریه میکنی؟
23:47چی شده؟
23:48اتفاق بعد؟
23:49به من مربوطه؟
23:51باشه
23:51باشه
23:52گریه نکن
23:52الان میام
23:53همه چی رو بره هست؟
23:56نمیدونم
23:57ماما نتزایی میزنه
24:02الو آیدان خانون
24:05بله
24:06همین الان
24:07همین الان
24:08من کچه ها میتونم بیام آیدان خانون
24:10حساب چی رو میخواییم پس بگیرین؟
24:12من چی کار میتونم کرده باشم که حسابش رو پس بگیرین؟
24:15الو
24:15الو
24:17مامانم چرا سرت داد میزنه؟
24:20نمیدونم گفت میخوایم حساب پس بگیرم و اینا
24:22سیلیم
24:26سیلیم
24:27آلو سیلیم
24:30ایده چون
24:52دارم دستشو میبینم
24:59دست راسش گرم و نرمه و
25:03و
25:04چشماشو باز میکنه
25:08خیلی درخشان و
25:12بامنی داره نگاه میکنه
25:16نبزش؟
25:17نبزه ببینم
25:19نبزش خوبه یعنی خوبه
25:26اون کیه؟
25:27چیزه دیلک خانم دکتر خانوادگیمونه
25:31خیلی ممنونم دیلک خانم مچکرم
25:32باشد ممنونم
25:33برا دوره
25:35پاشو میریم دکتر
25:38نمیریم
25:40گفت که لازم نیست حالت خوبه
25:43نه
25:43نه گفت لازم نیست
25:46گفت لازم نیست بری دور جانس
25:48ببخشید ولی من که آدم مریض کنار خودم نمیخوام
25:52پس فاصله بگیر و نزدیک من نشو
25:54بعدش هم دیگرانه من نباشو
25:57اما مثل تو وصفاسیه
25:58برای همین همه آزمایشا رو انجام دادم
26:01من عالیم چیزیم نیست
26:02که اینطور
26:03پس منم میخوام جواب آزمایشاتو ببینم
26:06توی قراردادمو نوشته
26:09چون همش بی خودی قش میکنه
26:10من قش نمی کنم خوابم میبره
26:13آه باشه
26:14رسش
26:15اگه تو رو تو هوا نمیگرفتمت
26:17سرت میخورد به بوتون
26:19آه من حالا فهمیدم دردت چیه
26:22ببخش سر کن بولت
26:25آخرین کسی که تو زندگی مدیونش میشم تو
26:28چی میشی؟
26:30قهرمانم
26:31تو نبودی من چی کار میکردم
26:34سرم میخورد به بوتونه و میترکید
26:36سرم میخورد به بوتونه
26:39بهتر از این بود اینجوری بیدار بشم
26:42تو واقعا
26:45تو واقعا دیوونه
26:46خوبی؟
26:52آب یا چیز دیگه میخوایی ها؟
26:54نه ممنونم
26:55تو برای من نگرانی؟
27:01نه
27:01نظر منم همینه
27:03خب
27:05مگه چی شنیدی که یه دفعه استرس گرفتی؟
27:09میلو زنگ زد
27:11داشت گریه میکرد
27:12بعدش مامانت بعدش هم
27:14سلین
27:16اعداد جو
27:18من و فرید میخواییم برای شامو تبریک بیاییم خونه شامو دکراسیانم ببینیم
27:22نگرانه شامم نباشید از بیرون سفارش میتونیم
27:25میبوسمه
27:27سلین سلین
27:28میاد خونه ماینی خونه تو
27:30برای تبریک خونه من بهش دروغ گفتم
27:33میخواییم با هم زندگی کنیم
27:34میخوایم بیان تبریک بگم
27:35چه خوب بیان
27:36نه یان
27:37نمیتونن بیان
27:39مشخص خوشه با هم زندگی نمی کنیم
27:41من اون موقع یه چیزی گفتم
27:42لجان گرف یه چیزی گفتم
27:44ولی نمیتونن بیان
27:45من یه وسیلم تو اون خونه ندارم
27:47گفتم میخوایم هر دوم مبنفذ کنم
27:49چون این چیزیم در کاریست
27:50یکم آروم باش
27:51شالان دوباره قشت میکنیم
27:53آروم باش حال میشه
27:54من به سلین زنگ میزنم
27:55میگم نه یایی
27:56خیلی خوب باشه
27:58مامانت
28:00مامانت هم به ام زنگ زده
28:02گفت باید با من جدی حرف بزنه
28:04چرا میخواید با من جدی حرف بزنه
28:05چی کار کردی که میخواید بازخواستت کنه
28:08چی کار کردم
28:09آره
28:09یعنی نمیپرسی مامانت چی کار کرده
28:12نوزدی قلبی انقدر سخته
28:15این وقتیش ببینی چقدر سخت میشه
28:18دیگه میشه بریم
28:19میخوایم جواب آزمه ایشا رو ببینم
28:21باشه
28:22خوبی دیگه رو
28:25میتونی بلنشی
28:27تو را هم دارم میاد
28:45پیریل جون
28:59اومدم این پرونده رو بذارم اینجا
29:02تو چرا هنوز نرفتی مگه سرکان نگفت همه برن خونه
29:05روز کاری
29:07این وقت روز برم خونه
29:09اصلا شادنی نیست پس تو منو نشناخ
29:11ولی سرکان توی روز کاری رفت خونه
29:14با نام زدش هم رفت
29:16میگم روز کاری ساعت چنده
29:19چرا؟
29:21چرا؟
29:23چرا؟
29:24به خاطر اون دختره سلینجون
29:26از وقتی اون دختره بارد زندگی سرکان شده
29:28هیچی خوب نیست
29:29همه چی به هم ریخته
29:31اینجوری میگی ولی
29:32سرکان به نظر خوشحال میاد
29:35تو به این میگی خوشحالی؟
29:37این خوشحالی نیست چشمش جایی ها نمیبینه
29:39در ذهن من از دست تو خیلی عصبانیم
29:41چرا؟
29:42چون از سرکان جدا شدی؟
29:43شما با هم چقدر خوب بودین سلی نه؟
29:46از بیرون اینجوری به نظر میرسید
29:50خودت میدونی که
29:53سرکان با بی مهری و بی توجهش خیلی دل منو شکست
29:57بی محبت
29:59سرد
30:00خدای منطق
30:02سرکانی که ما میشناختیم اینجوری بود
30:04بله اون سرکان حالا کجاست؟
30:07اون دوست من کجاست؟
30:09میدونی قسمت خنددارش کجاست؟
30:15توی رویاه های من سرکان همینه
30:19بگه
30:22بی خیال کار منو برداره و باهم بریم
30:25چند سال منتظرش بوده
30:29حالا جلوی چشم همه اینا رو داره به یه زن دیگه میگه
30:35میایی
30:37بریم بیرون یه چیزی بخوریم
30:39نه چون باید بریم
30:42خونه سرکان برای تبریک و همخونه شدنشون
30:46داری میری خونه سرکان؟
30:48لطفا نروه
30:49عذیت میشی
30:50برای چی میخوایی بری خونه سرکان؟
30:52چون میخوام ببینم پیریل
30:54باورم نمیشه
30:56تو میدونی من یه بارم بدون همه هنگی با سرکان به اون خونه نرفتم
31:00حالا میخواد با ادا توی اون خونه زندگی کنه باورم نمیشه
31:03تو هم فریدو داری؟
31:05آلیه
31:06آشقه
31:07شیفتته
31:08آره
31:09از وقتی با فرید نامزد کردیم
31:11یه نظمی به زندگیم دادم تصمیم گرفتم سرکانو فراموش کنم ولی خب
31:15اختی میبینم
31:16با این دختره اینجوری رفتار میکنه قلبم میشکنه
31:19حق با توه
31:21فرض کنیم عاشق شدی
31:24فرض کنیم عاشق شدی
31:26چرا میاریش دفتر؟
31:29انگار میخوایی همه ببینن
31:30اگه تو فریدو وارد شرکت میکردی اون میترکید
31:33من میدونم دیگه از حسادت میترکید
31:35نه
31:38نه یعنی من دارم اشتباه متوجه میشم داری میخندی؟
31:42چرا چشما داره برق میزنه چی شده؟
31:45نه فریدو وارده شرکت نمیکنی
31:46من برای مثال گفتم همینطوری گفتم
31:48هیچ ربطی نداره سلینجون ببین لطفا
31:51من واقعا
31:52میبینمت
31:52میبینمت ولی میشه بهم گوش کنی
31:55سلینجون
31:56همه تون دیوونه شدید
31:59عقلی هیچ کدومتون کار نمیکنه
32:01منم میرم به کارا میرسم
32:02خل شدم دیگه از نسیم
32:04ولی میتره کار
32:08چطور واقعیت رو بهش بگیم؟
32:11اعداداره میاد کدوممون بهتر میگه؟
32:14من میگم
32:15نه
32:15کم کم بهش میگیم باشی
32:17میگیم ما نهار رفتیم بیرون سلین رو دیدیم
32:20سرکان هم کنارش بود
32:21انگار راشدی کرده بودم
32:22انگار سرکان میخواد ازت جدا بشه
32:24دیگه چی بگیم بهشو؟
32:25انگار
32:26رو کراست بگیم سرکان داره بهت خیانت میکنه
32:29بگیم داره خیانت میکنه
32:31داره خیانت میکنه
32:32دخترا
32:32حالتون خوبه؟
32:38ملو
32:39آخرین بار داشتی گریه میکردی؟
32:42داشتی میگفتی بیچاره شدم
32:43و یه چیزایی میگفتی؟
32:45چی شده؟
32:46شما چرا اینجوری نگاه میکنید؟
32:51سلام
32:52شما همیشه چار نفری با همین داره همیشه
32:57آره
33:03یعنی اگه ما رو به این شکل قبول کنی بهتره
33:06انگاره میخوایین حرف خصوصی بزنیم
33:13منم میرم توی تراست
33:15باید به سلینم زنگ بزنم
33:17باشه
33:18خوب؟
33:27با چه روی میخواید به سلین زنگ بزنه؟
33:30چرا زنگ نزنه؟
33:31زنگ میزنه؟
33:33من که بهتون گفتم
33:34بهتون گفتم به سلین دروغ گفتم که توی خونه قرار زندگی کنیم
33:38اونم گفتش پس بیاییم دیدنیتون
33:40موزی
33:41واقعا که عجباب زیرکاییه میخواید بیا تا لباسایی شما رو چک کنه؟
33:45آخه ما که با هم زندگی نمی کنیم
33:47زندگی که هیچ
33:48حتی یکی از وسایل منم تو اون خونه نیست
33:50حتی ما اسواق ندارم
33:52اگه بیاد خونه همین دروغ هم رو میشه
33:54الان سرکان داره درباره همین با شرف میزنه
33:57حالش بد شده
34:00الان بهتره
34:01خوبه باگه دیگه هم استراحت کنه
34:03امشب میخواستید بهت خونه ای ما
34:05نه دیگه نمی آیم
34:06حالا مطمئنی که حالش خوبه
34:08گفتم که سلین حالش خوبه
34:10باشه پس ما
34:12فردا میاییم برای تبریک
34:14ادارم اون موقع میبینیم
34:15باشه خوبه
34:17باشه راستی برای تو هم یه سرپرایز دارم
34:20میبینم ات
34:20باشه
34:23فقط کنچکافم چرا به جه این که
34:26کنار تو به سلین زنگ بزنه میره بیرون
34:28و یواشکی باش حرف میزنه نمیدونه
34:30چرا یواشکی حرف زنه داره حرف میزنه
34:32دیگه مگه چیه
34:33شما چرا اینجوری حرف میزنین
34:36چرا اینقدر عجیب شدین
34:37بگی
34:38بگو
34:38ایتو جون
34:42ببین من چند تا چیز را باید بد بگم
34:44ولی نراحت شدن گریه کردن دقون شدن نداریم
34:47ما چار تا زن هستیم
34:49و تقدیر هر چار تایی ما همینه
34:50هر چار تایی ما رو مردا نراحت میکنن
34:52این رو بزار پای تقدیرمون
34:53چیه میدونم
34:54من نمیتونم ملوتو بگو
34:58سرکام و سلین داره بهت خیانت میکنه
35:03چی؟
35:05چرت نگیم
35:06یعنی
35:07حالا که نه
35:09امکان نداره
35:10یادت بهت گفته بود تو جلسم
35:12اون موقع با سلین تنهایی تو رستوران بود
35:14دست تو دست تو چشم و چشم هم بودن
35:17و داشتن در مورد آشی کردن حرف میزدن
35:19قرار نامزدیارو به هم بزنن
35:21و خودشون آشی کنن گرفتی؟
35:22آه
35:23خوب گفتی
35:24بیترزی نمیشون دیگه ها آفرین
35:26واقعا پیشا سلین بود
35:28آره
35:29آه
35:30یعنی ممکنه آشتی کرده باشن؟
35:35یعنی واقعا ممکنه آشتی کرده باشن؟
35:38ایتو جون خوبی خوش کنم
35:40واکنشت واقعا عجیبه راستشو بگو خوبی؟
35:43نه
35:43حالت خوبه؟
35:44خیلی نراحت شدم دختره خیلی عصبیم
35:46اینقدر عصبیم که دارم میخندم
35:48ببین چی میگم
35:49بهترین ترکیب ستایی حسابشو برس
35:51حمله کن جدا شو
35:52یاله برو ما اینجایی پشتیم
35:54باشه
35:55پس میرم حسابشو بگیر
35:56آره برو برس بگیر
35:57بس میرم
35:57یاله بجوام
35:58برید همین کارو بکنی باتو
36:00یعنی چی میشه؟
36:01سب کن ملو همینطوری هم وضو خراب هست
36:04میتونیم بریم
36:07تو با سلین در مورد چی حرف میزدی؟
36:13مگه قرار نبود بهشون بگیم نیان؟
36:19تو امروز با سلین نهار خوردی؟
36:21آره
36:23چرا من خبر ندارم؟
36:25چرا باید داشته باشی؟
36:26چرا خبر ندارم؟
36:28من خوشم نمیاد بی خبر از من با سلین قضا بخوری
36:33ادا چی داری میگی؟
36:36دیگه بعد از این بدون من سلین رو نمیبینی
36:39همین که گفتم
36:40الان حالت خوبه؟
36:42دختره داران به ما نگاه میکنم
36:45زایی نکن
36:46توبلو نکن
36:50چیز شده؟
36:52چی؟
36:52تو رو با سلین دیدن
36:55خواه؟
36:55گفتن که آشتی کردین
36:57یعنی آشتی کردین؟
37:00قرار داد تموم شد
37:02یعنی من دیگه آزادم آشتی کردین؟
37:04نه نه
37:05چی شد؟ چرا آشتی نکردین؟
37:10ادا
37:12دیگه داری زیاده روی میکنی؟
37:14دختر رو الان میخوان که از تو جدا بشم
37:18نگاه نکن
37:20ببین فکر میکنن به من خیانت کردی من چی کار میتونم بکنم؟
37:24یک کاری کن انگار داریل تماس میکنی؟
37:27نمیخواد
37:28مهربون باش
37:29مهربون؟
37:30آره مهربون اونم نمیتونی؟
37:31پس چه میدونم؟
37:32دستمو بگیر یا بقلم کن
37:34بشونیمو بگوز بینیمو ناز کن میشه یک کاری کنی؟
37:36یک کاری کن دیگه زود باش؟
37:38تو تو مطمئنی؟
37:40مطمئنم
37:42بیا
37:44بیا
37:46بیا
37:48خوبه؟
37:50آره موافقی؟
37:52خوبه؟ الان دارم نگاه میکنن؟
37:54بابر کردم نگاه بابر کردم
37:56باشه میتونیم بریم؟
37:58به نظرم کافیه
38:00آره کافیه
38:02باشه میتونیم بریم یاله؟
38:04آره؟
38:06آه؟
38:08خلقا پس بریم
38:10بریم
38:12مامانه چه؟
38:14وای خدا دوباره
38:16ببین
38:18این دختری فتنه هم داره میاد خونه ای پسارم زندگی کنه هم رده تماس میده
38:22آه؟
38:24سیفی
38:26سری یه چیزی برام پیدا کن تا آروم شم زود باش
38:29میتونید به بالش موش بزنید
38:32بالشتو بل کن خودت بیا سیفی
38:34یه چیز محکمتر براتون پیدا میکنم
38:36نظر منم حالیه
38:38میدونی قشنگتر این قسمت این نامزدی قلبی چیه؟
38:40مدر شوارت زنگ میزنه و تو رده تماس میدید
38:44بیا بریم
38:46دورن میان دورن میان
38:48دخترا اینجوری شده که سرکان
38:52سرکان و سلین اونجا تصادفی هم دیگر رو دیدن
38:58هم
39:00در اصل سرکان میخواست بههم زنگ مزنه
39:04حتا زنگم زده ولی گوشی منتن نداده
39:06همه هم
39:07میخواست بگه بیا باهم نهار بخوریم
39:08چیز مهم اینیست من بعدا جزیاتو بهتون میگم
39:10من برم طبقه ی بالا جاباب آزمایشم رو بردارم بیام
39:14شما بردارم بیام
39:44جور میشه
39:47بعدم میبینم اتون
39:49ما دیگه میریم
39:49سرکان بیا بریم
39:51خسته نباشیم
39:52بس بعدم با ما حرف باشه
39:53موفق باشیم
39:54باشید خسته نباشیم
39:55میبینیم اتون دخترا
39:58میبینم ات اداجو
40:00چطور اخیه چطور گل میخوره
40:03چیزایی که ما دیدیم چی میشه
40:04خیلی خوب بابا شما هم اینقدر مفی بافی نکنید
40:07وقتی میگه
40:08خیانت نکرده خوب لاباد نکرده دیگه من که باور میکنم
40:11من باور نمی کنم
40:12من باور نمی کنم
40:13باور نمی کنم
40:14من باور نمی کنم
40:14دولترا
40:15الان مسئله باور کردن و نکردن نیست
40:17مسئله نشوندتن واقعیت ها به اعداست درسته
40:20یه دیگه کاری بکنیم
40:21پیدا کردم
40:22میدونین چی کار میکنم
40:23میرم دفتر اون پسر که هست میکنم
40:25کدوم پسر؟
40:27همون پسر مزخاره
40:29آره آره میرم پیشش مخشو میزنم
40:31همه چی رو در مورد سلین اون موقع میفهمم
40:33نیتونید من چی کار میکنم
40:34دوستم هنگی این که توی نامزدی با شاشنه شدم و میگم
40:37میرم دفترش و میبینمش
40:39همه چی رو در مورد سرکن بلوت هست میپرسم
40:41همینه
40:42همینه
40:44آقا دیگه بریم
40:45مشکل فیزیکی وجود نداره
40:52بدن شما به خاطر استرس زیاد خودشو گفت میکنه
40:55بهترین تمرین برای از بین بردن استرس شنا کردنه
40:58در حقیقت من خیلی استرسی نیستم
41:02مشکل من لحظه ایه
41:03یه لحظه میاد و بدش میره
41:05ببین هر کاری دیلک خانمی گره باید انجام بدی
41:08حالا که دکتر خانوادگیتون اینجا هست؟
41:11همه متوجه ایم که بیمار اصلی اینجا سرکن بولاته
41:14به نظر من اونو باید معاینه کنیم
41:17بس شروع کرد
41:18همه شعصبیه
41:19همه ازش میترسن
41:21میخواد که همه چی بی نقص و عالی باشه
41:24ادا خانم حق داره
41:25قبلا در این مورد با شما حرف زادم
41:27شما هم بهتر استرستون از بین ببرید
41:29بازم میگم بلا بدور باشه
41:31ممنونم
41:32ممنونم دیلک خانم
41:33من اونجوری نیگاه نکن
41:45من شنا نمی کنم
41:47فوقش روزی نیم ساعت میخوایی شنا بکنی
41:52چرا لج میکنی؟
41:54چون نمیخوام شنا کنم
41:55ببین واقعا همه چی رو سخت میکنی شنا میکنی؟
41:58نمیتونی مجبورم کنی کاری رو انجام بدم که نمیخوام
42:01وقتی میگم نمیخوام یعنی نمیخوام
42:03درزیم
42:03تو برای استرسه خودت یک کاری کن
42:05من حالم خوبه
42:06میخوایی آدواری کنم بهت که قرار داد داریم
42:09و اونجا نوشته باید هر کاری که من میگم رو انجام بدی
42:11باید شنا کنی
42:14نمی کنم
42:16چون بلد نیستم شنا کنم
42:18چی؟
42:20جدی میگی؟
42:21چرا؟
42:24نمیدونم خوبیوت نگرفتم
42:26ماردین دریا نداشت منم از بچگی نرفتم
42:29خیلی خوب مشکلی نیست
42:32دو سه روزه حلش میکنیم
42:34بلاخره اینجا استخر داریم
42:36تو چرا اینقدر به من رسیدگی میکنی؟
42:40چون که
42:46دو روزه دیگه میخواییم بریم انتالیا
42:49چی؟
42:50اره
42:51گفتی انتالیا؟
42:52اره
42:52و سلین و فرید همونجا هستن
42:56و این که نام زدم
42:57شنا بلد نباشه
43:00خیلی خوب به نظر نمیاد
43:02میریم انتالیا و تو حتی لازم ندیدی
43:04این مسئله رو زودتر به من بگی
43:05نمیام
43:06باز یاد آوری میکنم
43:10ما قرارداد داریم
43:12و اونجا نوشته من هر کاری بگم
43:14باید انجام بدید
43:16سلین که یاشتی میکنه و برمیگرده؟
43:19گفتی سلین
43:20فردا برای تبریک میان خونه اینا
43:23یعنی چی میان؟
43:24یعنی چی فردا میان؟
43:25فردا میان؟
43:25تو که باش حرف زدی گفتی نیان
43:27زنگ بزن بگو
43:28زنگ بزن بگو
43:29یک چیزی بگو نمیتونم
43:30بگو دوا کردیم
43:31دیگه با هم زندگی نمی کنیم
43:32نیان لطفا نیان
43:33میخوای آروم باشی؟
43:34وگرنا دوباره قش میکنی
43:35یا خوابت میبره
43:36یا هر چیزیت که میشه
43:38یکم آروم باشی
43:38نفس میکش
43:39مشکلی نیست
43:40فردا صبحم که میایی اینجا شنا کنی
43:42منم کارمو توی خونه انجام میدم
43:44پدا رو کم میبینیم
43:45دیدی مشکلی نیست
43:46تو از گوجو سر راه من قرار گرفتی
43:49ها اونم یاد آوری کنم که تو
43:51سر راه من قرار گرفتی
43:53خوبه
43:57مامانت
43:57دوباره مامانت
43:58مامان شیرین زبونتو رد میکنم
44:01دوباره زنگ میزنه
44:02دوباره رد میکنم
44:03دوباره زنگ میزنه
44:04انگار که دوستت داره
44:06خیلی دوستم داره
44:07از وی علاقه است
44:08شما مدر و پسر آدمو دیوونه میکنید
44:11خوبه که واقع نامزادم نیستی
44:15خوبه
44:16سلام برسون
44:18آره حتما سلام میرسونم
44:31داشتم میمدم پیشتون
44:33اومدم بپرسم چرا همش به من زنگ میزنین
44:36آره همش زنگ میزنم
44:38چون میخوایی با پسرم زندگی کنی
44:40درسته
44:42پس شما هم از سلین شنیدینش
44:44ولی
44:46همچین چیزی نیست
44:48خوبه
44:50یعنی
44:51چه میدونم
44:51یه موقع مجسوب خشتیپی و کاریزمایی پسرم میشی
44:54و خدایی نکرده آره
44:56مجسوب سرکن بولت بشه
44:58سرکن از ان آدمی نیست که من به پسندمش
45:04آآ
45:04آآ
45:06پسر خشتیپ من
45:10آره پسرتون مورد پسند من نیست
45:12من از سلین نجم گرفت
45:14یه دروغی گفتم
45:16همین
45:16آآ
45:17بس همینگه اینا قسمتی از بازیه
45:20یعنی همسایی روبروی من نمیشیم
45:22خدا رو شکر که همسایی روبروی شما نمیشم
45:25و تا نیاز نباشه نمیخوام پسرتون رو ببینم
45:27و همینطور نمیخوام به این خونه بیام
45:29امیدوارم سلین هرچه زودتر از فرید جدا بشه
45:33و این بازیم تموم بشه
45:34میدونیه به نظرم یه کچوله بات هم دردم عزیزم
45:38آهان چه خوب
45:39راستی آلان دارم میرم
45:42وقتی رده تماس میدم
45:44یعنی سرم شلوقه گفتم بدونه
45:46آهان
45:47باید از هر حرکتش خبردش داشت
45:52باش آیداخ
45:53اگه رده تماس ددم یعنی سرم شلوقه
46:09خب
46:18فردا توی خونه من میبینمت
46:21قضیه شنارم حل میکنیم
46:24نمیدونم
46:25آخه فردا شنبه است
46:27آره
46:27یعنی روز مرخصی منه
46:29یعنی حق دارم که نیام
46:30میتونم نیام
46:31حق داری ولی
46:32خودت به سلیک گفتی با هم زندگی میکنیم
46:35برای همین متاسفان خودت باید نتیجه شو به جون بخید
46:38من همینطوری هم هر روزی که با تو میگذرونم
46:40یه چیزایی رو دارم به جون میخرم
46:42حالا که برای از بین بردن استرس باید شنا کنم
46:46تو هم باید کاری که من میگم رو انجام بدیم
46:49حتما باید متقابل باشه
46:51نمیتونی راحت بگی باشه
46:53نه
46:53فردا که نمیری سر کار درسته
46:58خودت میگی که سلینی نامیان باید تدرک ببینم
47:01منم همینو گفتم نمیرم
47:03خب باشه
47:05میبینم ات
47:08تو چرا از ماشین پیاده شدی
47:19یه جوری شدی
47:22معدف شدی
47:23میبینم ات
47:26میبینم ات سر کام بولت
47:29خوبه
47:31واقعا دیگه نمیفهمن
47:35هر کاری کنند میشه
47:36پیاده بشی یه درده
47:38پیاده نوشی یه درده دیگه
47:40همه که اینها
47:41اگه
47:41امه چون
47:44چی کار میکنی؟
47:47باید هم نوشه برگلیمون
47:48منم میخوام
47:50برای تو هم درست کردم
47:53باید اینا را ببین
47:56آجاری اینا را تماشا میکنی؟
48:00آجاری
48:01باید ادا
48:01اینقدر دستات کچولو مچولو بود
48:04مامان بابا دستکش اندازه ی دست پیدا نکردن
48:07آخرش مامانت براد دوخت
48:09باید چقدر دلم برای مامانت تنگ شده
48:14بزرگ شدنم و نتونستن ببینم
48:21خیلی دلتنگشونم
48:26منم
48:27منم همینطور
48:29حتی برای
48:31لحظه ایم که شده دلتنگیم کم نمیشه
48:36آدم موفقی شدن
48:40تحصیلات خوب داشتن
48:43آدم خوبی بودن
48:44همه خواسته ای منم همین بود
48:48اینگر از پسش باید نایمدم
48:51این چه حرفیه
48:52نشنیده میگیرم
48:55مامان بابا تنیشه بهت افتخار میکردن
48:58منم افتخار میکنم
49:00واقعا میگی؟
49:02معلومه
49:03چه خوبه که هستی
49:05عزیزه دلم
49:06بایی این احساساتی شدنیت از کجا پیدا شدیده دفت
49:11خب باشه گذش رفو
49:13ادا
49:17باشه قبول
49:19تو با این مرد نام زد کردی
49:21اما
49:22دانشگاه چی میشه؟
49:24تموم میکنم امه
49:25معلومه که تمومش میکنم
49:27فرق و تحصیل دانشگاه عارضوی منه
49:29ادا
49:31ببین یک سال
49:33فقط یک سال مونده
49:35بیال اجبازی نکن
49:37به مامان بزرگت زنگ بزنیم
49:39مامان بزرگه؟
49:40آره
49:40امه ما به اون نیازی نداریم
49:43خصوصا به پولش که اصلا نیازی نداریم
49:45بای اشقم
49:47هزار بار بهت گفتم پولی که اون میده مال خودته
49:51حق قانونی توه
49:52اما همین که از ما دور باشه کافیه در این مورد حرفی نزنیم
49:57تو؟
49:58تو اصلا مامان بزرگتو نمیشنسیم
50:02من میدونم تو همه این سالا اون در جریان همه کارای ما بوده
50:06میدونم
50:07پس ما هم اینجا محکم همدیگر رو بقل کنیم
50:12بیا بقل کنیم
50:13بگیم که
50:13مامان بزرگ ما بدون تو خیلی خوشانیم
50:15خیلی خوشانیم
50:16خیلی خوشانیم
50:17مگه نه؟
50:19دختره یه دیوونه
50:22دیوونه
50:23خیلی تو ستارنم همینجور
50:25سیزه درم
50:27چرا اینجوری نگام میکنی؟
50:39به خاطر اینکه خیلی زیبایی
50:41خوب شدم شب آمدیم بیرون
50:45خیلی وقت بود با هم وقت نگذرونده بودیم
50:47راستش من در طول روز فقط چند ساعت کار دارم
50:49ولی سرتو خیلی شروعه
50:50وگرنه من از خدامه که هر لحظه از عمرم و کنارت بگذرونم
50:54نظرت چیه هم هر ثانیتو
50:58با من بگذرونی همکارمو سبک کنیم
51:00چطوری؟
51:02اینطوری که
51:03بیایی شرکتو مشاور شرکت باشیم
51:06همکار من سبک میشه
51:08هم میتونیم همش بیشه هم باشیم
51:10داری جدی میگی؟
51:11من که از خدامه ولی بعدش سرکان شرکتو به آتیش میکشه
51:14نگران نباش اونو بسپار به من
51:16آل تکین
51:24بله
51:25سلین داره بهت زنگ نزنه
51:27یعنی این وقت شب چی شده؟
51:29نمیدونم
51:30خیر باشم
51:31علو سرین
51:33علو احمود جون شبتون بخیر حالتون چطوره؟
51:36خوبم دخترم
51:37همشی روبراهه
51:39بله روبراهه
51:41راستش من برای یه موضوع مزاهمتون شدم
51:43میخوام یه مشاور برای شرکتمو معرفی کنم
51:48چیو؟
51:50فرید
51:51فرید
51:53نمزدتون
51:56میخوای که اون مشاور شرکت بشون
51:59بله امو جون البته هگه شما هم اجزه بدید
52:03باشه
52:05مگه میشه تو بخواییو نشه دخترم
52:08تو برگه ها را آماده کن من سریع امزا میزنم
52:12خیلی ممنون امو آل تکین جون
52:14شبتون بخیر
52:16شب بخیر دخترم
52:17آل تکین
52:19آلا نامزد سلین یعنی فریدو با عنوان مشاور شرکت استخدام کردی؟
52:23برای
52:24اون دخت چرا؟
52:26برای دیوانه کردن سرپن
52:29آفرین به تو
52:30آفرین
52:31آفرین
52:32تو به من زنگم میزدی؟
52:44فکر نمی کردم جواب بدید
52:45ساعت دهه
52:46آره
52:47خب
52:49چی کار میکنی؟
52:50برای از بین بردن استرس
52:52من استرسم و با کار کردن استرس
52:54افف خیلی خست کننده ای
52:56حالا که خودت انجام نمیدی
52:59پس باید به حرف من گوش کنی
53:00همون جور که توافق کردیم باید هر کاری گفتم بکنی
53:03تو چرا انقدر به استرس من گیر دادی ها؟
53:06نکنه من برات مهم شدم
53:08چرس نگو اصلا ربطی نداره
53:10هر روز مثل باروت رفتار میکنی
53:12کارمداتو بیچاره کردی
53:13عصبی بودن بیشه از حدت منم عصبی میکنه
53:16واسه همین باید به حرفم گوش کنی
53:18هر روز ده دیگه تمرین نکایش استرس میکنی
53:21منم در مقابل شنه یاد میگیرم
53:22شهدم یاد نگیرم خود دانی
53:24باشه
53:25باشه چی میخوایی؟
53:27لبتابو خاموش کن
53:29باشه
53:30بستمش
53:33حالا یه آهنگ برات میفرستم
53:35فرست دادم
53:39تو خونت یه سیستم خیلی خوب داری
53:41با اون گوشش کن
53:42یه لحظه
53:44گذاشتم
53:50قشنگ
54:00حالا برو تو آشباز خونه
54:06باشه
54:10تو آشباز خونم
54:11دو سره چی بخوری؟
54:13فقط آب
54:14لیمو داری؟
54:16دار
54:16چطو مگه؟
54:18لیمو رو بردار
54:19حالا نصرش کن
54:25نصرشو بریز
54:34برای چی؟
54:44بکن
54:45بکن دیگه
54:46بکن
54:47لیمو استرسو کم میکنه
54:54حالا برو تو حید
54:57آشب
54:59برو یه جایی که بجینی سترها رو ببینیم
55:05اومده
55:10نفس عمیق بکش
55:13احساس بهتری نداری؟
55:29احساس بهتری نداری؟
55:31میجونم این حرف علیه خودم استفاده میکنی ولی...
55:37آره...
55:40واقعا حس خوبی دارم
55:42میدونستم
55:44شب خیر
55:49سرکان بولت
55:51شب خیرت آیدست
55:53موسیقی

Recommended