Skip to playerSkip to main content
  • 2 hours ago
داستان ما قسمت 67 Hekayate Ma (Dooble Farsi) HD
فیلیز که برای ۵ خواهر و برادرش هم پدری و هم مادری میکند، روز خود را با قبض پرداخت نشده شروع میکند. فیلیز که برای پرداختن قبض ها و خرج خانه چند جا همزمان کار میکند، با اصرار دوست صمیمیش تولای به مراسم حنابندان یکی از همسایه هایشان می رود که صفحه جدیدی در زندگی او باز میکند.
اتفاق بدی که آن شب برای فیلیز می افتد باعث میشود که او با باریش آشنا شود. ‎ به لطف این اتفاق، باریش متوجه می‌شود دختری که مدتی است می‌خواهد دوباره ملاقات کند، فیلیز است و این بار نمی‌گذارد دختر از زندگی‌اش خارج شود. اگرچه او سعی می کند تمام تلاش خود را بکند تا در زندگی فیلیز اثری بگذارد ، اما واضح است که فیلیز این اجازه را به راحتی نخواهد داد.

بازیگران: هازال کایا، بوراک دنیز، رها اوزجان، یاعیز جان کنیالی، نجات اویگور، زینب سلیم اوعلو، آلپ آکار، عمر سوگی، مهمت کورهان فیرات، نسرین جوادزاده، ملیسا دونگل، برن گوک‌ییلدیز.

فیلمنامه: ابرو کجا اوعلو، وردا پارس
کارگردان: کورای کریم‌اوعلو
تهیه کننده اجرایی : دیرنچ آکسوی سیدار
شرکت تولید کننده: Medyapım

Category

📺
TV
Transcript
00:28PYM JBZ
00:30ببین میدونم خیلی عصبانی هستی
00:32حقم داری
00:34اما اجازه بده توضیح بدم
00:36یعنی اقلا بذار برای تعریف کنم
00:39کدومشو میخوای توضیح بدی؟
00:42تو از افل همش درخ گفتی
00:44یکی دوتا که نیست
00:45حالا کدومشو میخوای توضیح بدی؟
00:51فیلیس
00:53زندگی شما هم سخته
00:57ولی باور کن تنها بودن سخته
01:00من وقتی زینبو به دنیا آوردم
01:02هیچ ده سالم بود
01:04باباش ولش کرد و رفت
01:09یه زن بیوه بودن
01:10اونم تو اون سن و سال
01:14خب
01:14آره درسته میتونستم بهتون بگم
01:17ولی اونقدر با زینب
01:19به همه اونطوری گفتیم که عادت کردیم
01:21یعنی از دهنم در رفت
01:25اون پولا
01:26اون پولا چیه؟
01:28اونا که مال من نیست
01:30تو محلمون یه همسایه داریم
01:32که تو درده سر افتاده
01:33میخوان خونش رو ازش بگیرن
01:35اون ازم خواست که براش نگه دارم
01:37به خود راست میگم
01:38چه همسایه های پول داری دارین اونجا
01:50هرچی هم بگم تو باور نمی کنی
01:52چی باید بگم
01:54حق با توه
01:55باور نمی کنی
01:58ولی میدونی من
01:59آدم خیلی بدشانستیم
02:01دیگه اینو از حال روزم هم میشه فهمید
02:05یه وقتایی
02:06یه چیزایی اتفاق میفته
02:08همیشه یه بلایی سرم میاد
02:10همیشه برام از آسمون و زمین سنگ میباره
02:15ولی باور کن
02:16من هیچ وقت نیت بدی نداشتم
02:21میخواستم جون بابا رو نجات بدم
02:25اینو دیگه باور کن
02:28ببین یلیز نمیخوام در حقت بدی کنم
02:30میفهمی؟
02:31ولی خودمون سطح گرفتری داریم
02:35بهترین کار اینه که از اینجا بری
02:45اینو شب هم تو تخت من بخواب
02:47من بیشه فکرت میخوابم
03:17بابا چی شد؟
03:18در موردش حرف نزدی؟
03:23حالیش بدی
03:26منتظرین براش کبیت پیدا بشی
03:37خیلی عجیبه نه؟
03:41آدم نمیتونه از چیزایی که براش زرار داره دست بکشه
03:46یعنی من از وقتی یادم میاد بابام زیاده روی میکرد
03:49همیشه حالش بد بود
03:52نوشیدنی از ما بیشتر دوست داره
03:55فکرش هم نمی کرد اتفاقی براش بیافته
04:00نسخره هست نه؟
04:04این که آدم دوست هشته باشی یک کاری انجام بده
04:07ولی براش بد باشه
04:13حکمت به نظرم تو خیلی خستهی روز سختی داشتی
04:18الان بگیر بخواب بعدش پاشو برو خونه دمیخواد دمی
04:22اسرا اگر تو میگی من همین علا بیرم باری من تو ان خونه بر نمیدرم
04:26حکمت کجا میری؟
04:27میرم بیرون میمونم لازم باشه تو کوچه میخوابم
04:33حکمت بشین
04:36لطفاً بگیر بخواب استراحت کن
04:38شاپ اخیر
04:41شاپ اخیر
05:14شاپ اخیر
05:16بمینه خود Est property
05:17برگگر هشه روز برای
05:24عفو هشه برمیگر
05:28پسیز م W konnten
05:33برای اخیر
05:36شاپ اخیر
05:39شاپ اخیر
05:42جا من صلاح expansive حقی regulکس
06:14موسیقی
06:22موسیقی
06:24Senle başka bir yolda, karşılaştık sonunda
06:29Haline dert yanarsın, hayaller ortasında
06:34Bence aşka bulaşma, malum oldum bu yaşta
06:39Sonra zaten anlarsın, kaybeden hep hayatta
06:44Bu kaçıncı terk bu, yalancı rüzgar
06:49Bir bakınca hasret, bütün yıldızlar
06:54Bu kaçıncı terk bu, yalancı rüzgar
06:59Bir bakınca hasret, bütün yıldızlar
07:04Hem yabancı kaldım, hem elimde ağacı
07:09Beni başvarsan'dan, yürüyüm davage
07:14Yürüyüm davage
07:17Yürüyüm davage
07:24Yürüyüm davet
07:33Yürüyüm davet
07:50YürüyümMc
07:51اطلاع دادم خبری بشه حتما با همون تماس میگیرم
07:58زودتر بخورین دیرتون میشه
08:03آب جی
08:04داداش هکمتی شب کجا بود
08:08پیش یکی از دوستاش
08:10کدون دوستش
08:21وسایلتو جم کردی؟
08:24جم کردم
08:33زینب جون گرسته ای قبل از رفتن یه چیزی بخور
08:36نمیخواد خودم سیرش میکنم
08:45آب جی چی شده؟
08:48آب جی یلیز داره میره
08:52ولی ما زینب رو خیلی دوست داریم
08:56زینب هم شما رو دوست داریم
09:02آب جی تا رو خدا نظار برم
09:04دخالت مکن
09:10زینب نرو
09:15چقدر زود به هم دیگه عادت کردم
09:22یادت نرفته که پولا رو برداری
09:33چون کبه دم بهش نخورد بیرونمون میکنی؟
09:36آره دیگه کارت با ما تموم شد
09:37تو از کدوم کبه ترف میزنی؟
09:39باعث شدی بابام یک حالیش رو از دست بده
09:49خوب دیگه زودتر بخاریم
09:51زود باشین
09:52زود باشین باید بریم
09:53آب جی بابا چی شده؟
09:55بابا چی زشت نشده خودتون که دیدی نه
09:57صحیح و سالم بود
09:58را بیاف زینب باید بریم
10:08خدافیس
10:08خدافیس زینب
10:18خدافیس آب چی کلوست؟
10:20خدافیس
10:21خدافیس دودش فکرت
10:26زینب چون خوب است خودت مراقبت کن باشه؟
10:38ممنون
10:39به لطف تو معنی خوهر بودنم فهمیدم
10:42مو هم به لطف تو فهمیدیم
10:45ممنون
10:49برو
11:00دیگه زیدی داریم
11:02بزرگش میکنین
11:03زود باشین
11:03بخورین
11:04باید از خونه بریم
11:05زود باشین
11:05مگه هر کسی ها که دوست داریم
11:07باید پیش ما بمونه
11:08بخورین دیگه
11:18علا سلام جمیل
11:19حکمت رو پیده کردی؟
11:24ببین بچه
11:25شش
11:25خوب گوش کن
11:26من الان میرم با زنه حرف میزنم
11:28بهش میگم داری میری
11:30مگه از من پرسید
11:31که خونه دارین
11:32یا نه
11:32تو میگی نداریم
11:33حالا فهمیدی؟
11:34ممان
11:35پس که برمیگردیم
11:36خونی خودمون؟
11:37دختر من ما که خونه نداریم
11:40پیش این خاله میمونیم
11:44اینجا خونه یکی؟
11:46شش
11:46بست دیگه شخص سوال میکنی
11:48کاری که گفتم آبا کن
11:49فهمیدی؟
11:54گفتم فهمیدی؟
11:57خیلی خواه
11:59یالا برو
11:59برو بلا
12:01این یکیه بزشگو
12:25ویالا برو بردنا
12:29خوله
12:31تمام فهمیدیم
12:31گفتم فهمیدیم
12:33نه خواهش میکنم بفرمایی
12:36بیا بیا تو
12:39بیا
12:44فکرت
12:45بند کفشت باز شده عزیزم
12:50قشنگ به بندش
12:51دارم میبندم
12:52موزی
12:58اسمتو بگیر
12:59موزی
13:01سلام
13:02چطوری
13:03خوبم فیلیز جون شما خوبی
13:05منم خوبم
13:06ببین میخواستم یه چیزی ازت بپرزم
13:09تو حکمتو ندیدی
13:13نه
13:14ندیدمش
13:15یه روزم نایمده بود مدرسه
13:17با دوستی کسی جاهایی که قرار میذارینم ندیدیش
13:20نه
13:22ندیدم
13:25بای خدای
13:26اگه یه وقتی دیش به هم خبر بده باشه
13:30چشم
13:31به مغاز سر نزدی؟
13:33چرا سر زدم
13:35اول از همه رفتم اونجا ولی بسته بود
13:39حالا اگه یه وقت خبری شد به منم خبر بده خب؟
13:42تشم اتمن
13:43خیلی ممنونم
13:45خدا به امراد
13:46خدا
13:46خدا
13:47بیاییم وقت شده
13:54بذار اینو فهم کنم
13:56حالا با خیال راحت بشین
13:58بشین
14:01خب
14:02چی بیارم ازتون پذیرایی کنم؟
14:05چای قهوه؟
14:05کک دوست داری؟
14:07ممنون
14:07زحمت نکشید
14:09من اومدم ازتون مذارت خواهی کنم شیما خانم جون
14:13شما تو اون قضیه هش دخالتی نداشتی؟
14:15نمش تخصیر من بود که بردم اتون
14:17آخه من فکر کردم
14:18میتونم بابامون اجات بدم
14:20خب از کجا میدونستم
14:22اون مردو خلاف کارن و دارن گولم میزنن
14:24آخه آخه آخه آره دیگه از کجا میدونستی؟
14:26از کجا باید میدونستی؟
14:30تو هم خیلی شویه بابتی
14:33این آقا فکری میمونی؟
14:35اون هم همش میخواد به همه کمحک کنه
14:38فکر میکنه همه این خودش پاک و محصومه
14:41همینطوره
14:46فیلیز از دستم اصابانی شد
14:49ازم خواست که از اونجا برم
14:51بابا چرا؟
14:53خب حق داره دیگه
14:54خیلی هم حق داره
14:57میدونی فهمید یه دروغایی هم بهش گفتم
15:00پس دیگه دلیلی هم نداشت به هم اعتماد کنه
15:03دروغ گفتی؟
15:05چه دروغی بهش گفتی؟
15:07راستش من بهشون گفته بودم که زینب خوهرمه
15:13ولی در واقع اون دخترمه
15:17دخترته؟
15:18خب چرا همچین دروغی گفتی؟
15:21شیما خانو؟
15:23شما هم بیوه هستین مگه نه؟
15:26بله من طلق گرفتم
15:30شما هم مثل من یه دختر دارین که پاره یه جگره تونه
15:33انشالله خدا حفظشون کنه بله یه دختر دارم
15:36بس شما بهتر از هر کسی منو درک میکنی
15:39میدونین بزاک کردن یه بچه برای
15:42یه زن بیوه چقدر سخته؟
15:45خصوصا اگه دختر باشه
15:48ماره درکت میکنم
15:50باقعا درکم میکنی؟
15:51برای درکت میکنم
15:53یه قضیه یه پولم پیش اومد
15:55اون چیه؟
15:57یکی از دوستان پولوشو داده بود من براش نگه دارم
16:00که یه مشکلی براش پیش اومده بود
16:03خواست که من براش نگه دارم
16:05وقتی که اون روز بابام اومد
16:06اجاره ای منو با خودش برد
16:07نتونستم پولشو بهش برگردونم
16:09فیلیزم که پولا رو پیدا کرد
16:11از دستم اصابانی شد
16:13بله
16:15بله بازم حق با اونه
16:17مگه نه؟
16:19خب اگه منم جای اون بودم
16:20همین کار رو میکردم
16:25تازه بعد از اون بله که سر بابام اومد
16:31خب من دیگه بیشتر از این سرتونو درد نیارم
16:34ما دیگه بریم
16:36هر بعدی خوبی دیدین حللم کنیم
16:40اره حلالت میکنم باشه
16:42بس شما الان چی کار میکنین؟
16:44چیزه میرین خونتون؟
16:47ما که خونه نداریم
16:52چی؟
16:53یعنی چی؟
16:54این چی میگه؟
16:58ای بای زینب
17:02ما چون نتونستیم اجور خونه رو بدیم
17:05مجبور شدیم خونه رو پس بدیم
17:06زینب به خاطر همین اینو میگه
17:09چاره چیه؟
17:10چی کار میشه کرد؟
17:12حالا توی مسافرخونه ی ارزون ی اتاق پیدا میکنیم
17:14بعدشم میرم کار میکنم و پول در میارم
17:17دیگه باید ببینم چیا به سرمون میاد
17:20امیدوارم اونجا کلیه ی ما رو در نیارن و بفروشن
17:23تو چی داری میگه؟
17:25مگه من میذارم بری تو اون مسافرخونه
17:28این بچه بیچاره تو اونجایه
17:29و کسی چی کار میخواد بکنه
17:31اون بهداش میخواد
17:32صرف هم که میکنه
17:34چیزه
17:35میگی میری سر کار و پول در میاری
17:37پس روزا که نیستی
17:39کی به این بچه میخواد برسه
17:42درسته
17:43اصلا فکر اونجاشو نکرده بودم شیما
17:48یلیز میخوام
17:49یه چیزی بگم میگم
17:53تا وقتی روبرو بشی
17:57اینجا بمونی
18:02ایوای نه اصلا شیما جون
18:05ما نمیخوایم یه وقت مزاهم شما باشیم
18:08نه بابا این چه حرفیه
18:10مزاهمت کدومه
18:11معلوم مزاهم نیستین
18:12اگه غیر از این باشه
18:14فکرم میمونه پیچ شما
18:15صحبم خراب میشه
18:16منم واسه زینم غذا میپزم
18:19دو تایی قشنگ با هم بازی میکنیم
18:22با هم دیگه بازی میکنیم
18:24اگه نه اسیزم
18:26یلیز
18:27ببین برای منم خوب میشه
18:30وقتایی که مجده نیست
18:31خیلی اصلا هم سر میره میشه
18:33آخه شما چه قزن مهربونی هستین
18:36جدی میگم
18:39میشه بقلتون کنم
18:40با هم
18:41احساستی شده نماشه
18:44بیا بقلم
19:01الو
19:02الو فیلیز
19:03رحمت
19:04چی شدی بابا خوبه؟
19:06خوبه همونطوره
19:08نمیذارن زیاد برم پیشش
19:10فقط صبح تونستم ببینم اش
19:12تو چطوری؟
19:14خوبم
19:16الان خونم
19:17فقط با ازباد رفتیم
19:18بچه ها رو گذاشتیم
19:19مدرسه و برگشتیم
19:21ولی هنوز از حکمت خبری نشده
19:23یعنی چی؟
19:24دیشب نیمده؟
19:25نه نیمد خونه
19:26از موزی و دوسته دیگشم پرسیدم
19:29هیچ کس خبری نداشت
19:31دیگه دارم نگرام میشم
19:33یه جایی به ذهنم میرسه
19:34ولی
19:35کجا؟
19:36حالا میرم بهت خبر میدم
19:37بهت خبر میدم
19:38باشه خودحافظ
19:39رحمت
19:40به منم
19:41رحمت
19:47از دست تو حکمت
19:54بچه کرم
19:57خب حد اقل یه زنگ به خوهرت بزن
20:00بهش بگو که حالت خوبه
20:02دختر بیچاره حتما نگران شده
20:05نمیخوام اسرا
20:09ببین حکمت
20:10تا که نمیتونی تو
20:11عبد اینجا بمونی
20:12میتونی؟
20:13چرا؟
20:14یعنی چی چرا؟
20:16اسرا
20:17من پیش تو خوشحالم
20:19میخوام اینجا باشم
20:21کنارت باشم
20:26من باز میکنم
20:27تو بشین خودم باز میکنم
20:39اینجاست؟
20:41بله
20:49واسه چی رو اشتادی؟
20:51را بیافتارین بیریم
20:52دیگه شورشو دارو وردیم
20:54هسته تو بکش
20:55من جایی نمیرم رحمت
20:56پیش اسرا میمونم
20:57تو عقد و کلت ایست
20:58پیش زنی که همسان مادرته میخوا بیمونم؟
21:00رحمت منوازه به حرف زدنیت باش
21:03حکمت
21:04یا با زبان خوشپا میشه میاد
21:06یا با کتک فرد میدارم
21:07هسته تو بکش
21:08وگرنه یه بلایی سرد میارم
21:09که هست کنی
21:09رحمت خواهش میکنم
21:11چرا اینطوری میکنی؟
21:12چیزی نیستش
21:13که اون فقط نراحت بود
21:14اومد پیش من
21:15بعدش هم میخواست
21:16بره خونه دیدی
21:16اصلا تو چی میگی؟
21:17ها؟
21:18چی میگی؟
21:19ما که نباید دعایه جنبالی باشیم
21:21شکار کنم
21:22بیایم حالا دیگه
21:24قصده طورم بخوریم
21:25باور کن داری اشتباه میکنی
21:28تو دخالت نکن
21:30من کار اشتباهی نکردم
21:31تو همینو خوب بدونی
21:32اصلا نوزومی نداره به این توضیح بدیم
21:34نه نه اینطوری نیستین حرفا رو نزن
21:36داری داری اشتباه میکنی
21:38کارتو خوب بلدی
21:39زین این بچه رو مصموم کردی
21:41با مظلوم نمانیات
21:57خودم میکشم
21:58میکنم
21:59خودم میکشم اطلعت میکنم
21:59نه
22:02تیگه تمومش کنید
22:03من همه کارم
22:05من همه کارم
22:07تا داشته با کاری کنید
22:08چی ازی
22:09این جگاه شواره بیرون
22:10تورو خودم تمومش کنید
22:12تو رو خودم نکنید بست
22:14وزی
22:14توبت بخونه
22:16من اینجا خوشحالم
22:18بودون خوشحال احمق
22:19تو کار من دخالت نکن
22:20بگذارم هر غلطی که بخوای بکنی پس داره احمق
22:33بیشور
22:41پس داری باز اینجا ولم میکنی و میری؟
22:43بله دارم ویلت میکنم
22:46کار چند ساعت دیگه تمام میشه
22:48که برگردی خونه چون میخوام بدونم
22:50چقدر وقت دارم تو از گشنگی بمیرم
22:52تو هم دیگه بزرگش نکن
22:54میرم دوست ساعت دیگه بر میگردم
22:56چیزی نمیشه که
22:57خبه آره
22:59خب اگه یه وقت دوز بیاد تو خونه
23:02اگه بیفتم زمین
23:03اگه آتیس سوزی بشه
23:05به اندازه کافی وقت دارم بمیرم
23:06نه خیلی خوبه
23:07واسه چی باید دوز بیاد
23:09واسه چی باید آتیس سوزی بشه
23:11نکنه تو نفرین شدی
23:14منم میخوام بیام
23:15تو رو خدا منم با خودت ببرم
23:17آخه مگه میشه
23:17من دارم میرم سر کار
23:19واسه چی باید تو رو ببرم
23:20خب همین که اینجا میشینم و اونجا میشینم
23:22دیگه حد دقلی کمی را میرم
23:24هوا میخورم
23:25امکان نداره نمیشه
23:26تو انسانیتت مرزه
23:28به خدا
23:28یعنی اگه تو جایی من بودی
23:30اون وقت میفهمیدی
23:31چقدر سخت آدم واسه هر کاری
23:32یعنی از کسی کمک بخواد
23:33تا زمن به خاطر تو به این روز رو افتادم
23:35یادت نمیاد تو ویژا نداری
23:36واقعا نداری یک گاه
23:38آآ
23:39چه حرف ها میزنی
23:41خدا یا تو داری
23:42منو با ویژنم امتحال میکنی
23:48خیلی خوب
23:49با خودم میبرمید
23:51بریم
23:53یه لحظه باید تبا پیژامه
23:54که نمیتونم برم بیرون
23:55اینطوری که نمیشه
23:56یه روز آلامود نباشت
23:57سیفت
23:58باید موهام بوهام
23:59ای باید روش رو روشی
24:00حتی قبضی کم روش بزنم
24:01روش بزنم
24:02تا رو خدا
24:03نکنی
24:04یه باشه باشه آرو ببر
24:05با باید سادم پایی بپوشم
24:08واقعا بعد یه چنگینی
24:09وز کم کنی
24:11میدونی چقدر سنگینی
24:12من خیلی هم نرما نازدو کم
24:14باید
24:15پشیمونم
24:16واقعا پشیمونم
24:18کشتستم نیش کسر
24:19از خونه نمیباردم
24:20بیرون
24:21ای کاش
24:21ای خدا
24:22باید سر من خیلی گرستم
24:23اونجای که میریم
24:23به ایمون قضا هم میدنم
24:24مگه اونجا رستوران سفتا
24:26چایی که میدن
24:27دقل یه چایی میتونم بدن
24:28که حالمون خوب بشه
24:30من دارم میرم سر کار
24:31اینجا محل کاره
24:32قهوه هم میشه
24:33من قهوه هم دوست دارم
24:34خیلی خب دو دقیقه
24:35اینجا باید سامن برم
24:35چی کار داری میکنی؟
24:37دارم اینرم سر کار دیگه
24:38مگه دارم اینرم خوشگزرانی
24:40دو دقیقه اینجا سب کن دیگه
24:41منم ببر تو
24:42اینجا سر درم میشه
24:43یه وقت یه چیز نمیشه
24:44هیچید نمیشه بابا
24:45وشنگ آدم ها رو نگاه کن تو بیاد
24:47اینجا که کسی نیست
24:48ای دولای
24:48بلم نکن تو رو خدا
24:49ای بابا دولای
24:50دولای دولای
24:51دولای دارم میرم
24:52باید دولای
25:06دولای
25:07درموند
25:07آی خدا
25:08ببینید چی کرد
25:09ولید
25:14خانم حالتون خوبه؟
25:16ببین چی labs
25:18بای من شکست
25:21مقزم داخون شد
25:24کمک کنید بیا
25:26های زنی که این بچه است
25:28تو مخصوصا من رو هل دادیم میدونه هم
25:32نخلق نخلق
25:34ببین نکن همه جو با کسافت کرده این خدا
25:36خیلی ممنونه من خودم بیبرم
25:38خدایا این زن چه بلاهای سر من داره بیاره
25:41خدا
25:44خدایا کسافت خالی شدم
25:59حکمت
26:00آ رحمت
26:04چی شده
26:06صورت چی شده
26:08تعریف میکنم
26:09بیا
26:11چی شده تا حالت خوبه
26:16فیلیس
26:19مذرت میخوام که زودتر بهت نگفتم
26:24آخه من
26:25فکر میکردم خودم میتونم درستش کنم
26:28ولی نتونستم
26:31شاید اگه تو رو ببینه برگرده
26:33کی برگرده
26:34چی رو نتونستی درست کنی
26:35درست حرف زن ببینم چی میگی
26:37حکمت
26:39حکمت
26:40پیدش کردی کجاست
26:43خونه اسرا
26:45کدوم اسرا
26:46همون زنه که تو مغازه است
26:49زن آسم
26:51پیش اون چی کار میکنه
26:55فیلیس حکمت آشق اسرا شده
26:58نفهمیدم چی؟
26:59همین که شنیدی آشق شده
27:01البته این موضوع جدیدی نیست
27:03مال خیلی وقت پیشه
27:04من خیلی سعی کردم ولی نشد
27:06اول یه عشق افلاتونی به عشق داشت
27:09تو اصلا میدونی این زنه چند سالش دیوونه شدی؟
27:11من خودم رفتم با زنه حرف زدم
27:13به عشق کفتم ازش فاصله بگی
27:14با حکمتم حرف زدم
27:16ولی گوشش به دکار نیست نمیاد
27:19تازه زنم جدا شده
27:21چی؟ نکنه اونم به حکمت
27:25من رو بگو فکر میکردم این بچه داره تو مغازه کار میکنه
27:28نگو به عشق دیدن اسرا میره اونجا
27:30تو که میدونستی چرا زودتر به هم نگفتی؟
27:33آخه من همچین چیز دیره چجوری بهت میگفتم
27:35اونم با اون همه کاری که رو سر رزیخته
27:37من فکر میکردم از سرش میفته
27:39ولی وقتی زن طلاق گرفت حکمت از خودش بیخود شد
27:42میگه اونم دوستش در و از این مزخ رفات
27:45دیشبم پیشه اون مونده
27:47نهش گفتم بیا گفت نمیام
27:49اینجوری شد که بازم دوام شد
27:55فیلیس کجا میری؟
27:58پیش اسرا
28:01وای حکمت
28:09وای این بوکند از تو میاد حالا به هم خوب
28:11آیه واید منو بشوری دیگه چگار کنم
28:15ببخشید؟
28:16چی گفتی؟
28:17خب اگه تو نشوری شب میگم توفان خودش بشوره
28:21منو ببین
28:23انگر تو بازم تند میخاره ها
28:25نکنه دلت کتک میخواد
28:27دیرم واسه تو سوخ با خودم بردمت بیرون
28:30دیگه بلایی نبود که سرم نیاد
28:32بره بابا
28:33به خاطر تو چه بلایی که سر من نیمد
28:35وسط کوچه افتادم زمین یادت نیست؟
28:37خاش همون وسط کوچه میموندی؟
28:38باقا میگی؟
28:39الان زمین میزرم به توفان
28:40زمین میزرم میگم بیاد
28:41مگه شوهرم نیست؟
28:42خب بیاد منو بشوری
28:43باشه بابا
28:45گفتم باشه
28:46نشکل
28:47توفان شوهر تویست
28:50میخوامی؟
28:51باشه
28:52من میشورم ایت
28:54دیرم میخواد که حالاتو بکنم زیر آب خفشی
28:57این مختی من خیز میشم خیلی خوشگل میشم
28:59راست میگم آشقم میشیم
29:01موهامو اینطوری موجدار میشه
29:02خیلی با حال میشم
29:03این پریدی هلگر شم
29:05خوشگل و جذاب
29:06آره خیلی خوشگل میشه
29:08اصف آبیه
29:09اصف آبیه
29:18من باز میتونم
29:19وایستا تو بشین خودم باز میکنم
29:30فیلیز خوش اومدی
29:37فیلیز
29:44بریم عزیزم بریم خونه
29:45من جایی نمیام
29:48حکمت خواهر برادرات همه نگرانتن
29:50گفتم میریم خونه
29:54اسرامی شه لطفاً تنهامون بذاری
30:05فیلیز
30:06هر چی میخوایی بگو
30:07هر کاری میخوایی بکن
30:08بلی من تصمیمم عوض نمیشه
30:09من اینجا میمونم
30:11حکمت تو اصلا متوجهه چی داری میگی
30:14تو همچین آدمی نیستی
30:15من چطور آدمی هم
30:17حکمت چجوریه
30:19شما حکمت همیش نسین
30:21حکمت بره خونه
30:22از خونه بره مدرسه
30:23از مدرسه بره مغازه
30:24حکمت چی فکر میکنه
30:26حکمت چه استی داره
30:27حکمت اعتراض نکنه
30:28حکمت صداشتر نایت
30:29همینجوری زندگی کنه
30:30تا بمیره
30:32عزیزم اگه همچین چیزی ممکنه
30:34فیلیس
30:34تو از این همه درد سر
30:36که تمامی نداره
30:37خسته نشدی
30:38من خسته شدم
30:39خسته شدم
30:40میخوام هرجوری دوست سرم
30:42زندگی کنم
30:44من آشق اسرام
30:46اسرام آشق منه
30:48ما با این عشق
30:50زندگی میکنیم
30:51تو هم از شره
30:52که زرد سرات خلاص میشی
30:53بده
30:54تو انگار عق تو کلت نیست
30:56چه عشقی
30:57عشقی پیرزن شدی
30:59که تازه شوهرم داره
31:02اسرام طلاق گرفته
31:06حکمت چرا این کارو میکنی
31:08بابا من آشقشم
31:09کاری که تو به خاطر عشق نکردی
31:12من میکنم
31:12تو اجازه دادی باریش بریم
31:17من
31:18این کارو به خاطر شماها کرد
31:20چون نتونستی از عشق حمایت کنی
31:22از من توقع نداشت
31:23چه باش که منم همین کارو بکنم
31:27خیلی حقیری
31:33حکمت
31:34برو دنبالش بای نست
31:36اون خوهر ته
31:43فیلیز
31:46فیلیز
31:47فیلیز
31:50فیلیز
31:51به خدا من خیلی با هاش حرف زدم
31:53خیلی بهش گفتم برگرد برو خونت
31:55به حرف منم کش نمیده من دیگه نمیدونم باید چی کار کنم
31:59قبل از این که به بلیش خونت باید فکرشو میکردی
32:10چه چلی که اصلا در اومده
32:13واقعا کسی فودی
32:14واقعا آفریم بیت
32:16حف نزن
32:17مزن تمیزیم
32:18به نظرم تو به من حسودیت میشه
32:21آآ
32:22به چیت؟
32:24اندامم
32:26حسودیت شد خودم دیدم
32:28میگم نکنه یه وقت به پاهام نظر زدی که شکست
32:31حتما چشت زدن
32:33حتما زدن
32:36خیلی باشه
32:40فیلیز
32:43دختر چی شده؟ نکنه آقا فکری طوری شده
32:45نه بابا چی زیش نیستی موضوع دیگه هست
32:47چی شده؟
32:54حرف بزن دیگه فیلیز
32:57آخه چطور همچین چیزی ممکنه؟
32:59مگه این بچه همه چند سالشه ها؟
33:01به خدا منم شاختر وردم آخه یعنی چی؟
33:05تو دخالت نکن سفتا خوب؟
33:08من اینو میگم
33:10الان که این نبه حرف رحمت گوش میده
33:12نبه حرفتو گوش میده پس باید چی کار کنی؟
33:14نمیدونم
33:15پس باید برم گیستای اون اصرا رو بکرم
33:18چاره دیگه هم نیست نگاه
33:19حالا برفرضم که موهاشو کندی
33:21خب با پولیس بریم بچه رو بیارین
33:23چطوری؟
33:25هیچی دیگه با پولیس بریم بیارینش بیرون فکر کردن نداره که
33:30راست میگه ها
33:31حکمت هنوز بالغ نیست
33:33بچه مدرسه ایه
33:36خب پس جمیل این کارو بکنه ها؟
33:40فقط همین یکی رو کم داشتیم
33:44همچین موضوعی رو نمیتونم به جمیل بگم
33:47این رو به جمیل نمیگم
33:49نمیخوام تو هر چیزی از اون کمک بگیرم
33:51نشست
33:54خودم یک کارش میکنم
33:58طولایی این بچه رو من بزرگ کردم
34:01یعنی
34:02یه جایی میفهمه که داره اشتباه میکنه نه؟
34:06من میتونم این رو اینقدر بد تربیت کرده باشم؟
34:10نمیتونم
34:10چرا تو پیت نگو این چرفیه میزنی
34:13همشون رو اینه دسته گل بزرگ کردی
34:15نخوردی دادی اونا خوردن
34:17نپوشدی دادی اونا پوشیدن
34:19این الان جوونه نمیفهمه
34:22اگه میری بیمارستان اسمتو بذار پیش من با من باشه
34:26تو هم به کارات برس نمیخوادم
34:28قصی چیزیو بخوری خب؟
34:30نگهشون میداری؟
34:31عزیزم نبینم هیچ فقط نراحت باشی عزیز دلم
34:35اف
34:37چه نمایش دیرامی
34:40بزرگتر این دیرامی زندگی من توی سفدا
34:46ببین بین خودمون بمونه هم
34:49من کسا نمیتونم را برم حتی
34:52خدا را شکرم
35:15باریش سلام
35:17بایی ببخشید ساواش
35:21میتونم دلت نمیخواد حرف بزنی
35:23اما اون دفعه دیدم داری با فیلیز صحبت میکنی
35:25گفتم بایت حرف بزنم
35:27چی میخوایی؟
35:29اومدم ببینم وضیعت بابام چطوره
35:31کسی نبود این جلزش بپرسم
35:33فیلیزینارام پیدا نکردم
35:35یعنی رفتم دم خونهشون ولی در رو باز نکردن
35:37جواب تلفون هم نمیده
35:39جمیل و اون
35:40زیاد از من خوششون نمیاد
35:42واسه همین اومدم اینجا
35:45وضیعت پدرتون خوبه
35:46اگه تغییری تو حالش ایجاد بشه بهتون اطلاع میدم
35:49همین
35:50ممنون
35:53فیلیز
36:00تو اینجا چی کار میکنی؟
36:02اومدم باباما ببینم
36:03نکنی باید از شما اجازه بگیرم
36:05بله باید اجازه بگیری
36:06تو حق نداری پا تو بذاری اینجا
36:08تو واسه من تصمیم نمیگید
36:09چرا من تصمیم نمیگیم؟
36:10خیلی خب خانم آرام باشن دیگه
36:12ایلیز تو همی کم برو بیرون
36:14برو یه هوایی بهت بخوره
36:16بعدا دوباره بیا
36:21تو واسه چی هنوز اینو دستگیرش نکردی؟
36:24خب من ازش بازجوی کردم
36:26گفت که فریبش دادن کاری نمیتونیم بکنیم
36:28اگه دستگیرش کنیم بچهش بی مادر میمونه
36:30خب این کار چه فایدید؟
36:31بس میگی کاری که کرده مجازات نداره
36:33البته که داره فیلیز
36:33اما راجب پرونده داستان تصمیم میگیره
36:35من فقط ازش بازجوی کردم
36:37من خودم پیگیری پرونده هستم
36:38تو زیاد بهش فکر نکن
36:39شما برین آقا فکر روی ببینین
36:41من اینجا منتظر میمونم
36:44خیلی خب باشه
36:45رحمت بیا بریم از ایزم
37:00موسیقی
37:26موسیقی
37:55فیلیز بابا بیدار میشه
38:03وقتی اینطوری میبینمش داغون میشم
38:10خوب میشه عزیزم
38:12بیدار میشه
38:13یکم باید سب کنیم
38:17کبد که براش پیدا کنیم تمومه
38:19اینم از سر میگذرونیم
38:22از پس اینم برمیانیم
38:26بیا بریم
38:27گفتن که زیاد نمونیم
38:33بابا
38:36ما جایی نمیریم
38:38بیرون منتظریم
38:40یعنی تنها نمیذاریم
38:53اما
38:53تو هم ما را تنها نزد باشه
38:58میگنی نمیشه
39:00بیرون منتظریم
39:02بیرون موسیقی
39:37رحمت جان تو دیگه برو خونه باشه
39:39امروز استراحت کن
39:40من اینجا پیشش میمونم
39:45من خوبم فیلیست
39:48رحمت تو برو پسر
39:50من بیشی خوارت هستم
39:51امشب شیف نیستم
40:03ببین
40:05یه وقت قضیه حکمتو به بچه ها نگیا
40:08اگه ازت پرسیدن به بیشونشون
40:10بگو کنه یکی از دوست داشه
40:20بگو کنه یکی از هستم
40:48میخوایی بریم یکم حوال بکوریم
40:50بریم تو حیات بشیم
41:05میخوایی رو نیمکت بشینیم
41:24بریم رو نیمکت بشین
41:34من میدونم چه احساسی داریم
41:38اینجوری نگاه نکن منم بابا ما از دست دادم
41:43اونم قبل از اینکه به رحمت خدا بله بستری بود
41:46من و مامانم تماما مدت کنارش بدیم
41:49هرچی داشتیم و نداشتیم
41:51هر کار یه دستامون برمی اومد برش کردیم
41:54خیلی تقلیه کردیم
41:55یه لحظه چشمیشو باز کرد و
41:58این گفت سرم
41:59خودتو عذیت نکن
42:03گفت میدونم که وقتشه
42:05دیگه وقت رفتنه
42:09دفله که خیلی
42:11خیلی درد کشید
42:14لنگش بریده بود
42:16حالش خیلی بد بود
42:17اما خیلی راحت بگفت
42:22منظورم اینه که قبول کردنه این سخت
42:25دلم نمیخواد حرفشو چکلی بگیرم
42:28بهش گفتم این حرفا چیه
42:29حرف علیکی نزن
42:35انگار بهش الهان شده بود
42:38میدونست که رفتنی
42:40توی لحظه از دست دادیش
42:44میدونی چی بیشتر از همه نراحتم میکنه
42:48نتونستم دم آخری باش خدا فزی کدم
42:53نشد که بغلش کدم
42:56نتونستم
42:56ازش حلالیت بکیرم
43:04وضعیت احجار بیمار خوبه
43:05فکر نکنم نیازی به دیالیز کردن باشه
43:08تداد گلوول های قرمزش هم خوبه
43:10اما هنوز برای اینکه بخواییم بگیم حالش رو به بهبوده خیلی زوده
43:12باستاد گفته که هنوزم باید یکم دیگه تحت نظر باقی بمونه
43:24صدوش؟
43:26گوشم با توی ببخشید بکنم
43:29دکتر بشی گفت که این بیمارو باید هر یک ساعتی بار ازش تستقنده خون بگیریم
43:32غیر از این مورد دیگه اینیست که فعلا بخواییم ببخش مرغبت های ویژه منتقلش کنیم
43:39اگه بچه های اوجانس برامون کار نتراشن این شیفتمونم راحت میگذره
43:43عالیه
43:47این وقت اشتباه برداشت نکنید منظورم این نیست که خدای نکرده این انتفاق برای آقا فکری هم میفته خدا بخواد
43:54اون خوب میشه
43:55اما آدم باید خودشو برای هر چیزی آماده کنه چون بعدش ممکنه به چکر ورد بشه
44:04درست میگیم
44:10تو چند سالت بود؟
44:13چی؟
44:14وقتی بابا تو از دست دادی
44:17هفته
44:23همسنه حکمت بودی
44:29جلی نکم فیلیش
Comments

Recommended