00:02یعنی چی همین فردا میان؟
00:30خب عقبش بندازی
00:31گفتم بهش اما قبول نکرد
00:33مهمون خارجی داره
00:34میخواد آخرین قضاهاشون رو قبل از این که مهموناشون برن اینجا بخورد
00:38وای مهمون خارجی هم که دیاره حالا کیا هستن ها؟
00:41همشون
00:41سردبیر شاعر نویسند و آدم های سرشناس دنیا روزنامه
00:45وای چه گروه مست کنند
00:47نازلی تو آشباز خیلی خوبی هستی
00:49هیچ وقت مست نمیشی
00:50نازلی
00:52برای این که بتونی هنرتو نشون بدی
00:54فرصتی از این بهتر گیرت نمیاد
00:56آشباز خوب اونیه که تو کمترین زمان بیشترین بازدهی رو داشته باشه
00:59هم هنرتو نشون میدی و هم این که اینجا رو تبریغ میکنی
01:04هی اون رو یه طرفی هم بزن
01:07اگه اینطوریه تو هم باید به هم کمک کنی
01:09چه کمکی میخوای گوجه خورد به من؟
01:12ببخشیدم آن روزا دیگه گذشت
01:13نه خیلی
01:15دو تا مزرعه هست که باید بریم اونجا واسه تحییهی لوازم فردا
01:19یکی هم غصابی
01:20به من چه ربطی داره؟
01:22گفتم شاید تو ببریم چون خیلی دوره
01:24طول میکشه خودم برم بعد بیام
01:26نازلی من کلی کار دارم
01:28راستش الان فقط یه کار دارم اونم هاکانه
01:31الان کلی آدم دنبال این میگردن که ببینن آیا کاری هست که تو بخوای در مورد هاکان انجام بدی یا
01:36نه
01:36تازه یه تنبایی هم میشه
01:38یکم هوا میخوری
01:42یکمه دیگه بلود از مدرسه در میگه
01:44تارخ میخواد بره دنبالش بیاره
01:46بشکلی نیست میبره خونه ایما
01:47فاتوش هم باله سرشه
01:51پنازلی نگفتم خیلی سخت فرید
02:00مانمیه خیلی ببخشد اینجوری تنها میمونی
02:02اما جریانو که میدونی
02:04اون الان نباید تنها بمونه
02:06نمیدونم اگه تنها بمونه چی کار کنم
02:08لاغل اینجوری حواسم بهش هست
02:10اگه اتفاقی بیافته میتونم کاری کنم
02:13آره آره میدونم زود باش بر
02:14بلوتو به تو میسپارن
02:16خیالت راحت شد
02:19میخوام هرچه زودتر اینو تمام بشه
02:21برگردم به زندگی نرماله
02:22داری واسه رستورانی که شریکشی
02:24یه ذر وقت میذاری اینجوری فکر کن
02:26هرس نخور
02:27نمیخوام بحث کنم نزلی
02:29منم همینطور
02:31خب کجا داری میریم؟
02:33سمت چلو یه گرخونه هست که
02:35کلی تعریف اونجور رو شنیزم
02:37میگن خیلی خوبه
02:38یکی هم طرفی شیره یه قصابی هست
02:40اونم میخوام ببینم
02:43نیدونی بین این دوتا چند کلومتره
02:47دیویز کلومتر
02:48واسه پیشرفت رستورانه خب؟
02:51نازلی دوتاشو با هم نمیتونیم بریم
02:52یکیشو انتخاب کنم
02:53اینطوری که نمیشه باید بریم
02:55نازلی نمیتونیم
02:56بگو گرخونه یا قصابی
03:00قصابی
03:03گرخونه رو هفته بعد میریم
03:11اسمش جلالی المازه
03:13یکی از رانند کامیونای قدیمی من بوده
03:16یه زمانی از شرکت دوستی کرده بوده
03:18و از کار اخراد شده
03:20بعد شاهای دمیر
03:21از روی دلسوزی دوباره استخدامش کرده بوده
03:24اما وقتی دوباره دوستی کرده
03:26آقای دمیر بین همه سرش داد زده
03:28و دوباره اخراجش کرده
03:29جلال هم از درست دمیر عصبانی شده
03:31درسته؟
03:32آره
03:32خیلی زیاد
03:34جلوشو میگرفته
03:35تحدیدش میکرده
03:36جوری که توی شرکت داستان جلالو
03:38همه میدونن
03:39و حرفای جالبی در موربش زده میشه
03:41من توسط اگه آشنا
03:43آدرسشو پیدا کردم
03:44آقا فرید به نظر من
03:46اسم و آدرسشو بدیم به پولیس
03:48تا اونا هم یه تحقیقاتی بکنیم
03:50نمیدونم اقبال خانم
03:51ممکنه بیگناه باشه
03:52شما آدرسو بدید
03:53اول من خودم میرم باش صحبت میکنم
03:56آقا فرید
03:58این موضوع خیلی جدی هستش
04:01ازتون خواهش میکنم
04:02این کار رو به پولیس بسپورید
04:04لطفا آدرسو بفرستید
04:05به گوشیم اقبال خانم
04:13با چشنگاه کنم نازلی
04:14آیا آدمی هست که این کار رو بکنی یا نه
04:16باید با چشنگاه خودم اینو ببینم
04:18لطفا با چشمای خودت نبین
04:20چون چیزی نیست بتونی تصمیم بگیری
04:21این قضیه خیلی مهمتر از اینه
04:23بخوای کارگاه بازی تربیری
04:24خطرناکه
04:42براید یه تاکسی میگیرم تو برم
04:44کجا برم
04:45راست مگی کار خطرناکیه
04:49خاطر همین تو پیاده میشی و میری
04:52براید تاکسی میگیرم
04:54نه با با راستش فکر کردم
04:56دیدم راست میگی تو هم حق داری
04:57یعنی واسه اینکه بفهمیم اون این کار رو
05:00کرده یا نه باید چشماش رو ببینیم
05:02و بفهمی منم این آم با خود
05:04مشکلی نیست با هم میریم
05:05ریسک این کار بلاست
05:08منم نمیتونم ریسک کنم و
05:10تو رو تنها بذارم