00:00يعني مورا قفته من كنار مدينة حس آرامش دارم؟
00:03بله همینو قفتم
00:04برست داره بچه
00:06یه زن خدمتکار
00:12اگه وقتی منم بودم این طوری بود چی؟
00:16اگه برای همین بیرونم کرده باشه چی؟
00:18امکانش نیست؟
00:19امکانش هست
00:21الان دیگه همه چی ممکنه
00:23در لحظه ممکنه هر اتفاق بیفته
00:25پس اینا کجا موندن قرار بود سریع بیان
00:32اگه خیریه نتونه مدینه رو رازی کنه
00:34چی اون وقت چی کار کنی؟
00:35اون وقت خودت میری حلش میکنی
00:37بلاخره خونه توه آیلین
00:38خونه من؟
00:39بلاخره باید یه جوری شماره برادرش
00:41از تو گوشیش برداریم دیگه مگه نه؟
00:43اگه میتونستم برم اونجا که نمیامدم بیرون
00:47خیریه تاییم میتنه
00:48جانم خیریه
00:53من فقط این بودی فیاض رو ببینم
01:02چه خبر بیدار شدی؟
01:08خوبی؟
01:11دیروز بیرون نیومدی؟
01:14خوب تا هم از اتاقت بیرون نمیام؟
01:17ببین
01:18یه هفته هم بیرون نیوم نمیفهمن
01:21تازه بعد یه هفته میگن
01:23دو بیا بیرون پسرم
01:25دو چرا بیرون نمیام؟
01:28فقط در همین حده
01:30بعد شرکی راه خودشو میره
01:36فکر میکنه دوستمون ندارن؟
01:41نمیدونم تا رو دوست دارن یا نه
01:44ولی مطمئنم منو دوست ندارن
01:48من تا رو دوست دارم دادش
01:51منم تا رو دوست دارم بیا اینجا
01:53من اگه یه بار دیگه این ماشین رو بردم کارواش
01:56توف بکن تو صورتم
01:58من نمیدونم چی کار میکنن که
02:00سرم ماشینشو بیشتر از ما دوست داره
02:02من خدا که این کار باشا بلد نیستن کار کنن
02:05من اینو بهشون نشون میدم
02:09تو نگران نباش
02:10فلن دراز بکش
02:12بدن حرف میزنیم باشه
02:36موسیقی
Comments