00:02الان خیلی بهتر می فهمم
00:04پس به خاطر افتتاک کردن اینجا استفاده دی
00:07بله
00:08کاملا درسته
00:14تو خواهی یک گفته بودی که بزرگترین آرزو داشتانه رستورانه
00:17در حالی که از خیلی وقت پیش کاراشو انجام داده بودی
00:21فقط یه چیزی رو نمی فهمم
00:23چرا به من نگفتی؟
00:27اگه به شما می گفتم آقا فرید
00:29به اونفان یه سرمایه گذاره هرفهی
00:32سعی می کردین به هم کمک کنین
00:34ممکن بود اینجا رو نپسندین
00:36یه رای کار می خواستیم بذارین جلوی پام
00:39منم بین دوتا لیست چه کنیم و چه نکنیم و گم می شدم
00:44مگه چی را دیداره؟
00:46از نظر بعضی ها نداره
00:48حتی بعضی ها خوششون هم میاد
00:50اما من نخواستم اینجوری باشه
00:53من می خواستم واقعا واسه اینجا بجنگم
00:57خواستم با کچکترین و بزرگترین مشکلش خودم کنار بیام و حلش کنم
01:03دونه دونه خواستم با اینجا با هم بزرگ بشیم
01:07من می خواه ماهی آزاد باشم
01:10به نظر من هنوز یه چیزه کم داره
01:13مثلا چی؟
01:14نازلی تو عدفت فقط آزادی نیست
01:16تو می خواهی از من دور بشی و بری
01:20اما نمی تونم که
01:22می تونی به ام بگی تا الان تو همیه موارد با هم صادق و رو راست بودی
01:26می تونی به ام بگی ازم چیزی رو قیم نکردی؟
01:41منم همین فکر رو کرده بودم
01:53اینجا یه درجه بالتر بزنی آلی می شه
01:56آره موافقم
01:57خوب می شه نه؟
01:58برایبو
02:00برایبو
02:01سلام به همگی
02:03خسته نبشه
02:04آفرین آلیه جونم
02:06واقعا اگه تو تمرین ایکی انقدر تشویق ممکنه پس کارمون آلیه بچه ها
02:10سلام
02:12چطوری؟
02:14چه زیبا چه پر انشی شدی؟
02:16بایی آلیه خیلی خوشحالم خود دارو شکمه یار زوامون داره برورده می شه
02:20با انگی ناشته کردیم
02:22آه آه
02:22هره نازلیم داره رستوران می زنه
02:26جدی میگی؟
02:27بالا مام اولش باور نکردیم
02:29نازلی یه معلم جاپانی داره
02:31نگه اون می خواسته این رستوران رو بگیره
02:33که اون این پیشناده به نازلی داده
02:35همین که به فکر چه کنیم چه کار کنیم افتادن
02:38از این وراغا فرید ازا وجدان گرف
02:39یا نمیدونم پیام ایلایی از خدا دریافت کرد
02:41دختر ما را آزاد کرد
02:43یعنی نازلی داره صاحبه رسطوران شده؟
02:44دقیقا
02:45منم امروز اومدم با دنیز صحبت کنم
02:47منم باید به نازلی کمک کنم
02:49دیگه اینجا نمیتونم کار کنم
02:51فکر کنم دنیز شرایط نازلیو بتونه در کنه
02:53چون بالاخره اونم صاحبه یه همچین جایی
02:55چون نازلی هم صاحبه یه رسطوران شده
02:57باید به اونم کمک کنیم
02:58حتی به نظر من بعد از این اونا خیلی بتر با هم کنار میان
03:02حالا ببین
03:02من برم دنیزو پیدا کنم
03:04بله
03:09نه بابا جون
03:10دست درد نکنه از کسی غرص نمیخوا
03:12میخوام از بانک وام بگیرم
03:15وام غرص حساب نمیشه
03:16دخترم چجوری میخواه قصه چه پرداخته
03:19سنگین نشه براتو
03:20شاید سنگین بشه اما من و مانمی همه فکرارو کردیم
03:24اولش ممکنه درامت نداشته باشیم
03:27اما بعدش یه کم جا بیافتیم
03:28پول خوبی دستمون نیاد
03:30چیه بگم دخترم
03:31تو اگه یه کاریو بخوای انجام بدی انجام بدی
03:33ما بهت خیلی اتمینام داریم
03:36مادرت هم سلام برسونم
03:37باشه تو هم سلام برسون بابا
03:39خیلی دلم واسه تنگ شده
03:41هرچه دوترم بیا پیشمون باشیم
03:42میای میای
03:43دلتنگ جفتتونم
03:45مرقا به خودت باش
03:46وقتت هم نمیگرم
03:47چشه رشنگت هم میبوسم
03:48منم بابا جون میبوسم
03:50ات عزیزم
Comments