Skip to playerSkip to main content
  • 1 week ago
ماه کامل - نازلی و فریت شماره 62
ادا که تمام امیدهای خود را در زندگی به تحصیل وصل می کند، با سرکان بولات روبرو می شود که بورس تحصیلی او را برای تحصیل در خارج از کشور قطع می کند و باعث می شود او از دبیرستان فارغ التحصیل شود. اگر سرکان بولات دو ماه وانمود به نامزدی با او کند، پیشنهاد می کند که بورسیه اش را به ادا برگرداند. اگر چه ادا ابتدا پیشنهاد مرد مورد نفرتش را رد می کند، اما با تغییر شرایط مجبور می شود بپذیرد. سرکان و ادا در حالی که تظاهر به نامزدی می کنند، شروع به یک رابطه پرشور و چالش برانگیز می کنند که باعث می شود تمام آنچه را که درست می دانند فراموش کنند. چون عشق سخته و به همین دلیل شگفت انگیز است.

بازیگران: کرم بورسین، هانده ارچل، نسلیهان یلدان، اوریم دوعان، آنیل ایلتر، الچین آفاجان، باشاک گومولجینلی‌اوعلو، علی جان آیتکین، سارپ بوزکورت، سینان آل‌بایراک، سینان حلواجی، سینا اوزر، دوعا اوزوم، عایشه آکین، احمد افه متک‌اوعلو و مایا باشول.

شرکت تولید کننده: ام اف یاپیم
تهیه کننده: آسنا بلبل‌اعلو
فیلمنامه: عایشه اونر کوتلو، دنیز گورلک، ملک سون
کارگردان: آلتان دونمز
شرکت تولید کننده: MF Yapım

Category

📺
TV
Transcript
00:16نازلی
00:38آخه کی و واسه چی باید همشه این کاری کنی؟
00:46به نظر من که خیلی واضح که این کار را انجام داده
00:52کی؟
00:52معلومه حاکانا دمهت اینجور چیزا از زیر سر اونا در میاد
00:56هر اتفاق بدی که براید میفته حتما با اصابانیش خوهر منه آره شاید کسی دیگه این کار کرده
01:01دنیز من دشمن زیادی ندارم همه دشمن ها ما میشنسن
01:04شاید هستن تو نمیشنسیشون
01:09لطفاً
01:10میاین یه فکری راجب این آبه رو ریزی کنیم یا نه؟
01:13بدیم شکایت کنیم میگیم ما کاری نکردیم
01:15بس باریم به من خودم هلش میگنم
01:24منم باید برم چند تا کار دارم باید انجام بدم
01:27اگه چیزی لازم داشتی به هم ببون باشه؟
01:30خیلی ممنونم در نیز
01:32خدا حافظ
01:42دمه جان
01:43به نظرت این اکسای ما چجوری رفته تو اینترنت؟
01:48یعنی منظورم اینه که اینا همه شون جمب شدن و گفتن پاشین همه گی بریم تو اینترنت؟
01:55هاکان جان من از کجا باید بدونم اکسا چجوری رفتن تو اینترنت؟
02:01یعنی تو نمیدونی؟
02:03آره نمیدونم
02:05تازه این اکسا تو روز دادگاه دست خیلی از آدم ها افتاد
02:09کی میدونه چه کسی لوداده؟
02:11دقیقا چیزی که منم دوست دارم بدونم اینه از روز دادگاه تا الان این همه روز گذشته
02:17اون شخص وایساده وایساده اون وقت الان این اکسا رو داده بیرون؟
02:24بس دیگه هاکان جدی دارم میگم
02:27اصلا برای اینکه فرید با اون دختر آشپاز رفته تو رسوران شریک شده یک کسی خواسته از این اکسا استفاده
02:33کنی
02:33خبرنگاری اختیاری رو میگی درست راستی
02:38حالا که بحثش باز شده
02:40تو چی فکر میکنی در مورد شروع یک کار مشترک بین فرید و ناصلی؟
02:45به نظر من فرید در اشتباه میکنی
02:53چرا؟
02:54یعنی به نظرت باید با کس دیگه ای شریک میشود؟
03:01یعنی منظورم از اشتباه از نظر سود و زیانه شرکت بود
03:06خب ممکنه به ما هم زرر بزنه
03:08این چه ربطی به سود و زرر شرکت داره؟
03:13به نظر این یه موضوع شخصیه
03:16تو فکر میکنی به ما ربطی داره؟
03:21نه؟
03:26نه
03:27به ما چه ربطی داره؟
03:29به تو چه؟ به من چه؟
03:31چه اهمیتی داری؟
03:32چه اهمیتی داره؟ ایول خوب گفتی؟
03:38چه اهمیتی داره؟
03:40ازا فکر کنم
03:41یک
03:43این آشپز کوچولوه ما ممکنه
03:47از این موضوع ناراحت بشه
03:52که من اینو نمیخوام
03:55دوم
03:57ممکنه رابطه یه بین نازلی و فرید به هم بخوره
04:01که من اینم نمیخوام
04:02سوام شراکت فرید و نازلی ممکنه تموم شه
04:06خب من اینم نمیخوام
04:15هیچ کدوم از اینا به درد من نمیخوام
04:27اشقم
04:28روز ازدواجمون بهت یه چیزی گفتم یادت میاد؟
04:32این که خیلی دوستم داری و میگی؟
04:35این که معلومه اما این نیست
04:37یه چیز دیگه هم گفته بودم
04:39گفته بودم که
04:42دمت جان
04:43اشقم
04:44اگه میخوای رفیق نیمه را بشی
04:49همینه الان برو
04:51و گفتم من هیچ وقت وسط را ولد نمی کنم
04:55یادته؟
04:58الان چرا داری اینا را به من نگی؟
05:03بهت گفتم که
05:05دمت
05:06مرگ فقط میتونه ما را از هم جدا کنه
05:09گفتم فقط مرگه که میتونه ما را از هم جدا کنه
05:13یادته دمت
05:15آه کن، فلم کن، دردم گرفت
05:19کردنم درد گرفت
05:21دردت گرفته
05:21ماره نکن
05:24باشه باشه باشه
05:26باشه باشه باشه باشه
06:15ماره ند فاتوش
06:19این شالک بابم نشنیده
06:23نه بابا نازلی
06:24از کجا میخواید به اشنوه
06:27مگه فقط تو اینترنت این خبر پخش نشده
06:30امو کمال اینترنتش کجا بود
06:33آره راست میگی دارم توهم میزنم
06:35نازلی
06:39بابا
06:41بابا جون همینه الان واسه دیر چای میگه
06:43بای سبب اینه
06:44این چیه
06:47تلفونه دیگه
06:48نازلی
06:49این آدم دوست بسرته
06:52اینجا چه خبره
06:56شما دارین چیه از من قایم میکنید
07:10تو تا کهی
07:11میخوای به این کاره مزقرت ادامه بدی
07:14در مورد چی داری حرف میزنی
07:16چیشو نمیفهمی
07:18میدونم که اون اکثر را تو پخش کردی
07:20تو انترنت
07:25صاحبم دنیز زنگ زد
07:27کلی سینجین کرد
07:28هرچی به دنیز گفتم
07:29الان همونارم به تو میخوام بگم
07:31من در مورد این قضیه هیچ اطلاعی ندارم
07:34به جز تو اون شوهرت هیچ کس این کار را نمی کنه
07:39فرید
07:40اون اکسا تو پرونده دادگاهه که هر کسی میتونه بهشون دسترسی داشته باشه
07:44دارید به من تهمت میزنید
07:48دمیت
07:49حواست باشی
07:50دست از سر من و نازلی بردار
07:53این کارت نه تنها به ما بلکه به شرکتم زرار میزنید
07:59من کاری نکردم فرید
08:02حتی به خاطر حفظ آبروی شرکتمون
08:05از مجلی اقتصاد واسه فرده یه وقت مصاحبه و عکاسی گرفتم
08:10یعنی اینجوری فکر کردم که
08:12خیلی خوب میشه که به عنوان شرکای این شرکت کنره همدیگه دیده بشی
08:16دیگه چی کار کنم
08:17رازم نکرده دلیت
08:19من اکسا رو گفتم از تو اینترنت برداشتن
08:21تو روز ما ما هم فرد خبری نخد بود
08:23تازه چطور تونستی من آهاکانو توی یه اکس تصور کنی
08:27آهاکان نمیاد
08:29فقط شرکا و بلوت میاد
08:34لطفاً بیا فرید
08:37گل نمیدن
08:47حتماً مامانت هم اونجا اینا رو دیده
08:49ما این دختره برای این که درس به خون و کار کره فرستادیم استانبول
08:54اون وقت این داری اینجا چی کار میکنه
08:55بابا جون تو رو خدا مگه شما منو نمیشستین آخه
08:59کار بدی نکردم که
09:00چی کار کردم
09:01خب حالا طرف کی هست
09:03دوست بسرته
09:04نه چه ربطی داره آخه
09:06اینا همش خبر رو یه دروغه
09:08چرندیاته
09:09آخه فرید شریک جدید منه همین
09:12اینجا نوشته آشباز قدیمی شه
09:14یعنی چی؟
09:15تو خونه این آدم چی کار میکردی؟
09:17کار کردم
09:18خب چرا ما خبر نداریم؟
09:20بابا جون پول لازم داشتیم
09:22نخواستم زنگ بزنم شما رو بندازم تو درد سر
09:25وقتی همچین فرصتی گیرم اومد قبول کردم
09:27فرصت؟
09:27تو خونه این آدم مجارد چه فرصتی میخواد باشه؟
09:30دخترم
09:31بابا جون
09:32من این آدم رو تو خیابون پیدا نکردم که
09:35یکی از اصطاده معرفش کرد
09:37گفت فاتم این خیلی مطمئنیه
09:39های خدا از دست شما
09:40دخترم اگه خوبی این خبر رو چی میگن؟
09:43آی آسمان اومد
09:50آقا فرید
09:56فرید توی؟
10:00بله
10:01من بابای نازلیم
10:16بابای نازلیم
10:20بابای نازلیم
10:27ساطنا
10:28جالبه
10:29دوباره اومدی جایی که
10:30فقدی دلت میگرفت و حسله نداشتی
10:43دنیز
10:43میشه چیزه که صبح گفتم و فراموش کنی
10:47فکر کنیم اصلا هیچی نگفتم
10:49رازه نزلی اصلا نباید به تو میگفتم
10:52اما میدونی که من بعضی وقتا
10:55کنترول تو از دست میدی
10:59اما گفتنیه رو گفتی آلی
11:01تو گفتی منم گوش دادم
11:03زندگی ادامه داره
11:06حرفوی منو به فرید و نازلی گفتی؟
11:08به نظرت اگه میگفتم
11:09الان همه چی اینقدر آروم بود؟
11:14تازه نازلی هیچ گناهی نداره
11:17نمیخوام به خاطر خوهرش بی خودی خجلت زدش کنم
11:20همینجوریش کلی مشکل داره
11:24کارهای قراردادشونو تازه انجام دادن
11:26امروز هم با این خبر مسخر گن زدن به همه چی
11:29ناره
11:30فرید از نان عشقش صاحبه رسطوران شده
11:34چیر تو پرت
11:36من مطمئنم دمت این کارو کرده
11:38حتی همه یک سارو به دسته خودش برده داده بهشون
11:41فقط بر این که رابطه بین نازلی و فریدو خراب کنه
11:44زنگ زدم
11:45ازش پرسیدم
11:47میگه من همچین کاری انجام نبدم
11:49اون بگه اسم من دمت باور نمی کنم
11:52البته خوهر توه آتو بهتر می شنسیش
11:55اگه دمه چیزی رو بخواد برای یه به دستا وردنش هر کاری می کنه
12:00هلنم که دوباره فریدو می خواد
12:02همیچی روشنه
12:04عالیه
12:05خوهرم شوهر داره
12:08لطفا حواست باشه
12:11من میرم
12:13میری پیش نازلی؟
12:15آره
12:18گرچه تا الان رفتن خونه
12:20خوام ببینم چیزی لازم نداشته باشه
12:44الو
12:44بله چیه؟
12:47نه کار دارم نمی تونم بیا
12:57باشه باشه
13:06من اون کسایی که این کار رو کردن می شناسم آقا کمال
13:09هدفشون فقط لکی دار کردن اسم منی
13:11چون برای این کار رو از اسم نازلی سوی استفاده کردن
13:14خیلی متاسفم
13:16راستش ما با این کارهایی که تو دنیا کار اتفاق می افته عاشنای نداریم
13:20زن و شوهر جفتمون معلم بودیم
13:22ما با اینجور چیزا سر کار نداریم
13:24نازلی هم نمی دونه این چیزا رو
13:26در این حتم نیست بابا بلاخره منم خیلی وقت دارم کار میکنم
13:30دختارم تو هنوز اول راهی
13:32بگذاریم خیلی خوبه که شخصه با تجربهی مثل آقا فرید پیشته
13:36خیلی چیزا می تونه از اشیات بگیری
13:41نازلی خیلی محکمه
13:43با مسئولیت ثابت قدمه
13:45وقتی داره دنبال هدفش میره هیچ چیزی جلو دارش نیست
13:49منم خیلی چیزا هست که باید از اشیات بگیرم
13:54خب پس هست همدیگه خیلی چیزا باید یاد بگیرید مگه نه امو کمال
13:58حالا اینجوری پیش برید تا اردی بهش ما
14:05میتونین رستورانو به ارد بحر برداری برسونین
14:09امیدوارم امیدوارم دختارم
14:12امیدوارم بابا جونی
14:15خب آقا فرید تخت بلدی
14:20راستش من خیلی با تخت میونهی ندارم
14:23یعنی نمیشه گفت بلدم
14:29ها این دفعه حتما ناسمانه
14:36ای دنیس
14:38چه خبر چطوری؟
14:39خب بهم ممنون خوش اومدیم
14:41ممنون
14:56بریش به
14:57متشکرم
15:02به دنیس جان خوش اومدیم
15:04ممنونم و کمال حالتون خوبه؟
15:05خوبه منم دنبال یکی میگشتم باش تخت بازی کنم
15:08آقا فرید بلد نیست
15:11رفتی تمرین کردی؟
15:15تمرین بله
15:16حتی تو خواب شما را مارس هم کردم
15:19خوش اومدیم
15:22ممنونم
15:36دوسته عزیز این سری بازیه چیه؟
15:38چرا پشت تلفن نمیگی وازه چی اومدیم اینجا؟
15:45تو عقل تو از دست دادی؟
15:47تو مریضی؟
15:49چرا رازی که بهت گفتم و رفتی به دنیس گفتی؟
15:52آآ
15:53پس میخواستم چی کارش کنم؟
15:55خدایا به هم سب بده
15:58عالیه
15:59اگه فرید از این راز باخبر بشه
16:01عشق بینشونم تموم میشه
16:03مگه میشه اینجوری بابی فکری کاری کن؟
16:05میشه
16:05چون من مثل بقیه آدم ها نیستم که بتونی کنترولم کنی؟
16:09من دیوانه هم فهمیدی؟
16:11خودم هم نمیدونم میخوام فرد چی کار کنم
16:13باید بدونی دیوانه جون؟
16:14باید بدونی فرد هم میخوای چی کار کنی؟
16:16اگه میخوای به دنیس برسی باید همه چی رو بدونی؟
16:19فکر میکنی چرا راز نازلی رو بهت گفتم؟
16:21که بری باهاش دوستی کنی نزدیک شو بهش؟
16:23آروم آروم هولش بده طرف فرید؟
16:26چرا این رو نمیخوای بفهمی؟
16:27من میفهمم تو نمیفهمی؟
16:29اونقدر هم که فکر میکنی آسونیست
16:31دیگه هم منو با پیام دادن یه سنگ زدن نکشون اینجا
16:35حالیه؟
16:44بشیر، بیا اینجا بیا
16:45ببین گیره کی افتادین ما، خودم رو درگیر کردم
16:48نفرما دادش
16:49برید این دختره رو تقیب کنید، تکون خورد باید به من خبر بدی، فهمیدی؟
16:53چشم دادش
16:56خوب، جریان این خبر چی شد؟
17:00من گفتم خبر رو از صفحه اینترنت پاک کنن، تو روزنا مفردم چیزی نخواد بود
17:05دستش درد نکنه، آقا فرید جمعش کرده، حتما خیلی آشنا داره
17:09بله، بله، داداش فرید این تو رو آدمیه
17:13داداش، من فکر میکردم که دوست هستین
17:17دوستیم، اما در این حال داداش هم هستیم
17:19سالهای زیادی در حق من برادری کردن
17:25اون قدیما باباها همون با هم شریک بودن، این شرکت هم اونا تحسیز کردن
17:30و خب، با هم دو تا دوست سمیمی هم بودن، الان هم دوستی اونا رو ما داریم اندامه میدیم
17:34این خیلی عالیه، اما قدر دوستیتون رو بدونید بچه ها، از این دوستی ها کم پیدا میشه
17:41پول و سروت و اعتبار همش دروغن
17:46آدم سروتمن بیشترین دوستا رو میتونه داشته باشه، اما نه دوستای تو خالی، مثل شما واقعی
18:01دختر، حالا که بابا تم اینجاست تو قهوه ی آقا فرید یکم نمک بریزیم
18:06فاتوش، عزیزم، خیلی با مزهی، واقعا عاشقتم، ولی من اینقدر نراحتم نمیتونم بخندم
18:12دخترم، رفتی قهوه بکاری؟
18:15آوردم بابا جون اومدم
18:16نازلی، بیا یه ذره بریزیم
18:21مابای زباش زد باش بارو
18:26یه سرمایید بابا جون
18:28دستت درد نکنن عزیزم
18:37دستت درد نکنن
18:38نوشه جان
18:41چون دختر منه تعریف نمی کنم، اما قهوهاش خیلی خوشمزه است
18:45دختر من خیلی هنرمنده، مرتبه، کاریه
18:48دیگه دست پختشم که همه خوردی
18:51از بچگیش معلوم بود که میخوادی آشواز ماهر بشه
18:54تو حیات با گل کفته درست میکرد
18:57امو کمال، اونا کفته نبودن
18:59برگ دلمه درست میکردیم
19:00بعد اونا رو با برگ میپیچیدیم
19:02یعنی بیشتر نازلی درست میکرد
19:03من کار داشتم، من اون جونه برای تو خاک وجودا میکردم
19:07با اونا کفته گوش درست میکردیم
19:09فاتوش، نظره چیه خاطرات بچگیمون و واسه خودمون نگه داریم ها؟
19:13برشه
19:14حله
19:18خب دیگه، وقت پرواز منم کم کم داره میرسه
19:22برمیگردید؟
19:24آره، برمیگردم
19:25همینقدر استنبولگردی کافیه
19:27اما با خیال راحت برمیگردم
19:29دخترم
19:32اگه ما یه لیدیه چیزهایی بخوریم، بعدش را ادامه بدیم
19:34فکر خوبیه، خیلی گوشتنمه
19:39بوشکه خیلی عالیه
19:48یوشه جمع
19:50ممنونم
19:57خیلی خوشمزه است
20:00نمیشه با دست بخت نازی موقع سشگرد
20:02اما بدم نیست
20:03آشپس جدید هم فکر کنم ماس میریزه
20:05اما یکم زیاده
20:06به غیر از اون نقصی نداره
20:08من بهش گفتم ماس بریزه
20:09مثل تو
20:10اما خب معلومه که کسی نمیتونه کار اوستانه حجام ده
20:13یکم انجام بده یاد میگیره
20:30خب خانوما
20:31بفرماین شروع کنیم
20:33دمت تونستی برگه های مربوط به بودجه رو برسی کنی؟
20:37فرید نمیخواد بیاد؟
20:38نه
20:39ما به عنوان دپارتمان حسابداری و دپارتمان روابط انسانی
20:42بین خودمون حلش میکنیم
20:43نه
20:44من شخصا دوست دارم فریدم تو جلسه شرکت کنه
20:47چون ممکنه بعدا سوی تفاهم هایی به وجود بیاد
20:49یعنی
20:50نمیخواد دوباره همینه رو یه باره دیگه به اونم بکن
20:53خانوما دمت آقا فرید امروز با مانمی و نظمی خانوم جلسه دارن
20:57و از این جلسه هم خبر دارن
20:59من یاد دشبر میدارم و به ایشون توضیح میدم نگران نباشین
21:05بعد از زور از طرف مجده دنیای کار برای گرفتن عکس میان
21:09به خودشم گفته بودم
21:11اما اگه شما هم یاد آوری کنید بد نمیشه
21:14مشخصه که بودنش برای من خیلی مهمه
21:17بله حتما من الان به آسمان پیام میدم
21:20اون امروز به آقای فرید خبر میده
21:25البته اگه دستش از کارای رسطوران خالی بشه و بتونه بیاد شرکت
21:31دمت جان نگران نباش فرید از پس جفتش بر میاد
21:38انگین
21:40تو هم برای حکاسی بعد از زور دوتی
21:45واسه تو هم تو حکس از صد درصد یه چار درصدی جان نگران
21:48مرسی دمت خیلی لطف کردی
21:51خب دیگه شروع کنیم
22:01خب حالا کارایی که باید انجام بدیم و بنویسیم و یه تاریخ برای افتتاح مشخص کردیم
22:07هفته یه آگنده افتتاح میکنیم
22:09تا هفته بعد این کارا تموم نمیشه
22:11تا جایی که تونستیم انجامش رو میدیم آقا فرید اونایی که ضروریه رو اول انجام بدیم
22:18دلیل خاصی برای اجال کرده ایتون هست
22:20نه ما میخواییم زودتر رسطوران رو افتتاح کنیم و پول در بیاریم
22:24راستش از بانک ما هم گرفتیم قصهش هم از این ماه شروع میشه
22:27خلاصه بودجمون مشخصه تا جایی که برسه انجامش میدیم
22:31بقیهش هم یواش یواش انجام میدیم
22:34خیلی جالبه اما بار کج به منزل نمیرسه
22:38بلی آقا فرید خود رو شک با همین بار کجم
22:41میبینید که دارم با یه جواب خونی شراکت میکنم
22:44که این خودش ثابت میکنه که بارم کج نیست و همیشی رو براه
22:55اگه کم و کسی ها رو تموم نکنیم ممکنه در آینده ازیاد شیم
22:59اگه درست برنامه روزی کنیم بدون اینکه ازیاد شیم کارمونو انجام میدیم
23:03امیدوار هستیم ولی ممکنه اونجوری که فکر میکنید پیش نهیم
23:06رایگیری میکنیم
23:08کسایی که میگن این هفته افتتاق کنیم
23:12دو بر یک آقای فرید
23:16نازلی اندازه سهم شما دو تایی سهم من اینجوری نمیتونی رایگیری کنیم
23:20فکر کنم تو این یه مورد بهتر تعداد رایده هنده ها مهم باشه
23:23نه درصد شراکت هر نفر
23:25یعنی بر حسب تعداد رایی ها باید تصمیم بگیریم
23:28که در این صورت من و مانمی رایی بیشتریو به خودمون اختصاص دادیم
23:32نازلی من هیچی از ارفات متوجه نمیشم
23:34این چیزایی که تو میگی تو دنیای کار هیچ معنی نداره
23:37تازه درصد جفنمون همیشه نصم
23:39پس اجازه بدیم به زبون ساده بگم
23:42دو از یکی بیشتری
23:43یعنی تعداد رایی ما بیشتری
23:45پس ما نمی جان این هفته رسورانو افتتاح میکنیم
23:48پس بریم ماده بعدی
23:51بریم نازلی بریم
23:55خب ماده های دیگه استخدام کار
23:57آسمان خوش اومدی
23:58سلام به همگی خسته نباشی
24:01تو اینجا چی کار میکنی
24:02من گفتم بیار
24:03بعد از این آسمان تو کارهای رسوران دستیار منه
24:07شوخی میکنین
24:08حتما دلتون میخواد ورشکست شیم
24:10برای این که بتونم پا به پای تو بیان
24:11باید یکی از جنس خودت پیشت میبود
24:13خب کجا بودی
24:14ماده بعدی در مورد استخدام کارمندانه
24:17صفحه یه ثبومه پربنده رو نگاه کنی
24:20موزی چرا نمی گی
24:21اپسی رکھا
24:23ایچ چیزی بیگو دیگی
Comments

Recommended