Skip to playerSkip to main content
  • 10 months ago
Transcript
00:00Transcription by ESO, translation by —
00:30Doctor.
00:37Do you have to do it?
00:41No.
00:44It's not a problem.
00:47Why? Why are you doing this?
00:50What are you doing?
00:53It's a problem.
00:55It's a problem.
00:57It's a problem.
01:00It's a problem.
01:03You have to do it.
01:06You have to do it.
01:08You have to do it.
01:11Tell me what you have to do.
01:14You have to do it.
01:17You have to do it.
01:20I don't want to do it.
01:22You have to do it.
01:23You have to do it.
01:24You have to do it.
01:25You have to do it.
01:26You have to do it.
01:27You have to do it.
01:28You have to do it.
01:29You have to do it.
01:30You have to do it.
01:31You have to do it.
01:33You have to do it.
01:34You have to do it.
01:35You have to do it.
01:36Do you know why I had all my life in the end of the year?
01:40It's not because of the doctor.
01:43It's because of them.
01:45It's just something.
01:47My daughter is a good one.
01:49My daughter is a good one.
01:51My daughter is a good one.
01:53My daughter is a good one.
01:55My daughter is a good one.
01:57My daughter is a good one.
01:59Listen, she's a good one.
02:02You can't do it.
02:04I don't want to do it.
02:07You should do it, I can't do it.
02:11You can't do it.
02:13And you can't have a daughter.
02:15And you can't do it.
02:17I'll do it again.
02:19You can't hear it.
02:20You can't do it.
02:33And you are the only one who lives in your life.
02:40He did it. He did it. He did it.
02:44I can't do it, but I can't do it.
02:47I can't do it, but I can't do it.
02:56What do you mean?
02:58Amir Demirhan Khabhafosh.
03:03What did you mean?
03:05Do you mean it?
03:08Absolutely.
03:11Let's see.
03:13What happened to me?
03:15How do you do?
03:16How do you feel?
03:17How do you feel?
03:18I'm feeling it.
03:19wow
03:20You have a problem.
03:21Now do you have any problem?
03:23I do understand.
03:25Can I have any problem?
03:26Is it possible that you have to be a problem?
03:28I'm telling you that we have a problem.
03:30We are very very very powerful.
03:32If you can tell me that you will be able to see him.
03:37No, but...
03:39Do you want to tell him what he is doing?
03:41I can't tell you anything about this.
03:47The issue is...
03:49Is he...
03:50Is he...
03:51Is he...
03:52Is he...
03:53Is he...
03:54Is he...
03:55What do you mean?
03:57He...
03:58Is he...
03:59Hello?
04:08Asli...
04:09I actually want to give up the wine, welcome.
04:11Bye bye...
04:13Oh...
04:14Is it...?
04:14What was that like?
04:15What?
04:16Is it or what's there?
04:17Is he really Lucid?
04:18Is it...
04:19Who said he was there?
04:20Euh...
04:21Is it?
04:22I thought I was all in clinic and I 就epherdit it was me too.
04:24Ya know I wasn't interested.
04:26The clinic...
04:27She is staying...
04:29No, I don't know. I don't know. I don't know.
04:33I don't know if he was a friend of mine. He was a friend of mine.
04:36No, I don't know. I don't know. I don't know if he was a friend of mine.
04:43Bapá.
04:48Béat, béat, béatou.
04:52Zoubash.
04:59Béat, béat, عزیزم. Béat, آماده ی اتاق کارمونو ببینی؟
05:08بله. سربیل خانم.
05:11خب.
05:12فقط من دارم یکم میترسم.
05:14چرا؟
05:14دقیقاً چی توی اتاقه؟
05:15چرا میترسی عزیزم؟ نترس.
05:17من تمام تدابیر امنیتی و رایت کردم.
05:20قرار کارمونو مخفیانه پیش ببریم.
05:23این گفلان واسه همی باشه.
05:24بیا ببینم.
05:30بیاتو, بیاتو, بیاتو.
05:31باورم نمیشه سرپیل خانم.
05:34شما اینجا آزمایشگار رو انداختیم.
05:38اینجا با تو کلی کرم درست میکنیم.
05:41اینایی که میبینی فقط واسه شروعه.
05:43خب.
05:44هستی؟
05:45من که خیلی دوست دارم سرپیل خانم.
05:48اما هنوز دانش جوی سال آخر هم.
05:50مگه میشه؟
05:51من میدونم.
05:52ها، فهمیدم.
05:54ماجرهای مشابه رو این حرفا.
05:56من همه شنو ردیف میکنم.
05:57باشه.
05:58تو اصلا نگران نباش باشه.
06:00اما من کسی رو میخوام که بگیر اخبار روز باشه.
06:02با عبوشو خلاق باشه.
06:03و از همه مهمتر راز نگهداره خوبی هم باشه.
06:06نظری چیه؟
06:07بعد از گرسانی این پیشناد رویایی سرپیل خانم معلومه که بله.
06:11بای خیلی حیاجان زدم.
06:12ببین الان هر چیزی که دنبالشیم که هم باره هست.
06:15اینجا یکی دوتا ایرادو کچیک میبینی.
06:16اما اونارم توی مدت کتار حلش می کنم.
06:20فقط چرا اینا از بقیه قایم کردین؟
06:23مگه قرار نیست یک کرمه ساده بسازیم؟
06:26قرار نیست یک کرمه ساده بسازیم.
06:29ما میخواییم یه برند بسازیم.
06:31برندی که یه روزی که یاد میرهانه گندرم به زانو در میاره.
06:35ما میسازیمش.
06:36فهمیدی؟
06:37امیر.
06:44عبسون.
06:45بابام کجا رفت؟
06:46نمیدونم چیزی نگفت.
06:48چی هست پرسید؟
06:50فهمیده که من دکترم.
06:54منم گفتم که نام زد نیستیم.
06:58گفت چرا دروغ گفتین؟
06:59منم موندم چی بگم؟
07:01گفتم عبسون بیاد با هم صحبت کنیم بهتره.
07:04زنگ زدم جواب نداد.
07:08ببین عبسون بهش فرصت بده.
07:10الان خیلی عصبانیه.
07:11خودش بهت زنگ میزنه.
07:13خب پروین خانوم چی؟
07:14اونو نمیدونه.
07:19عبسون.
07:20تخصیل منه.
07:22اگه نمیگفتم نام زده ایم
07:23هیچ کدوم از این اتفاقا نمیفتن.
07:25نه امیر.
07:26نه.
07:26کسی که از اولش دروغ گفته منم.
07:31وقتی تو رو به بابا معرفی کردم دروغ گفتم.
07:33وقتی اومدم استانبول و اینجا کار کردم هم دروغ گفتم.
07:36همه چی دروغه؟
07:37چرا تحدید پروین خانومو قبول کردم آخه؟
07:40چه تحدیدی؟
07:41گفت اگه استماه اینجا کار نکنیم
07:45از رعه را ازتون میگیرم.
07:46چی؟
07:47آره.
07:47چرا به من نگفتی؟
07:51نمیخواست که بگم امیر.
07:54چی جوری بهت میگفتم؟
07:57واسه هم این بود که میگفتی سه ماه دیگه میری.
08:05من قرار بود سه ماه کار کنم و برم.
08:08بابامم خبردار نمیشد.
08:10مزره همونم دست خودمون میمود.
08:13همه الان.
08:15افسون.
08:16ببین به نظرم روکوراست بهش حقیقت رو بگو.
08:18بگو برای تو.
08:19برای مزره همون.
08:20واسه اسبامون.
08:21واسه کارگره همون این کار رو کردم.
08:23حقیقت رو بش بگو.
08:24امین نمیشه.
08:26نمیشه.
08:26نمیتونم.
08:28بابام از پرویم متنفره.
08:30اونو مقصره همه چی میدونه.
08:32اجازه نداشتیم اسمشو بیاریم.
08:35من چی کار کردم آخه.
08:36چی کار کردم همه چی رو نابود کردم.
08:40افسون.
08:41ببین هر چی هم باشه.
08:42یه پدری داری که خیلی دوستت داره.
08:46حتما دلشو به دست میاری.
08:48تو دل همه رو به دست میاری.
08:51حالا نراحت نباش.
08:52سوید باش بخم.
08:53بخند.
08:56زود باش ببینم افسون.
08:57یه ماردی داریم که باید بررسی کنیم.
08:59بیا.
09:03بیا بیا بیا بیا.
09:04چه جوری میتونی هر دفعه منو بخندونی؟
09:13این یه رازه.
09:15بریم.
09:21نظری چیه بریم یه جایی؟
09:22خسته شدن.
09:23نشستیم دیگه.
09:24تو اینگه ارما میخواییم پاچین کجا بریم؟
09:25شما حسلتون سر نرفته؟
09:31من دیگه دارم میرم.
09:39باشه.
09:40چه خبره؟
09:46چرا برجو اینجاست؟
09:47مکانه باش دوست شدی؟
09:48گخترها رو تو اتاقت دایم کردی؟
09:50چیارت نگو پسر؟
09:52عرف علکی میزنه.
09:53ارتباطی با دختره ندارم.
09:54اومده به مامانم کمک کنه.
09:56یعنی چه کمکی؟
09:57باسه نضافت اومده؟
09:58چقدر سوال میپرسی؟
10:00ببینم اون کیف از کجا گرفته؟
10:02مثل کیف اداست.
10:04کدوم کیف؟
10:05بی خیل بابا حتما بدلی.
10:09نظرتون چیه یه چیزی بخوری؟
10:11آره.
10:12مافقم.
10:13خوبه؟
10:13نسی بخوره.
10:14خوبه.
10:14عبیتر.
10:22افسون.
10:23ببینم خوبی؟
10:25خوبم اصلی.
10:26چند بار بگم؟
10:27بینور کجاست؟
10:28ببینور زنگ زدم.
10:30رفتم اون فردی رو پیدا کنه.
10:32افسون.
10:33میخوای منم به امو فردی زنگ بزنم؟
10:36نه.
10:37بذار یکم آروم بشه.
10:39منم تو این مدت فکر کنم چی بگم و چجوری بگم.
10:45اصلی.
10:46تو نگران من نباش.
10:47من خوبم.
10:48بیت زنگ میزنم باشه.
10:49الان بیمار دارم.
10:50باید بهشون رسیدگی کنن.
10:54باشه.
10:55باشه.
10:56همه حتما زنگ بزنم باشه.
10:57باشه.
10:58زنگ میزنم.
10:58میبینم.
10:58میبینم ترزیزم.
10:59دکتار.
11:00اگه به چیزی نیاز داشتین لطفاً به من بگین باشه.
11:03من اینجا.
11:04ممنون جانم.
11:05ممنونم.
11:06بازم خیلی متاسفم.
11:08میبینم اتون.
11:15شهبال خانوم بفرمایی.
11:17سلام.
11:17خوش اومدی.
11:18سلام.
11:18بفرمایی.
11:19آقا همیر.
11:24میخوام خط زندگی ما عوض کنم.
11:28چی؟
11:30بفرمایی.
11:31ببینم چطوری میتونم کمکتون کنم.
11:41میبینم که دوباره غرق حساب کتابی.
11:44آسلی.
11:46این وقت روز خیر باشه.
11:47چی شده؟
11:48منم فکر کنم دیگه هر وقت دلم میگیره خودم و پیش تو پیدا میکنم.
11:54اگه میخویی به یکیو ببینی که از تو گرفتار تره درست اومدی.
11:58بفرما بشین.
12:00پس به نظر میاد.
12:04من درست اومدم.
12:08سار من یه چیزی بهت بگم.
12:10نمیدونم چی میگی یا پیش خودت چی فکر میکنی.
12:13اما من در مورد نجات اینجای سری ایده دارم.
12:17میخوایی باها درمیون بذارم؟
12:18بیخیال خودتو خسته نکنم.
12:22اینطور که پیداست از پاس کارای شریکم بر نمیم.
12:25درستر این کار اینه که اینجا رو واگذار کنم به یکی دیگه.
12:30واقعا؟
12:33ببینم خب برای بعدش برنامه ای داری؟
12:38منطقه تر این کار اینه که برگردم ازمیر.
12:45نمیدونم.
12:46میگم چطوره که امروز های کم بی برنامه باشم؟
12:51باشه.
12:52پس بیا با هم بی برنامه باشیم.
12:55بریم ساحل قدم بزنیم و بستنیم و خوریم.
12:58ببین.
12:59الان زدی تو خواه.
13:00بستنی خط قرمه زنیم.
13:03بریم.
13:05باشه بریم.
13:06من بیریم.
13:09شبال خانم روک و راست بهتون میگم.
13:11تا الان همچین عملی انجام ندادم.
13:13تغییر خط زندگیتون تصمیم سختیه.
13:16شبال خانم.
13:18ببخشید میپرسم.
13:19چرا میخواین خط زندگیتون را عمل کنی؟
13:22خب من یه فال گیره خیلی معروفم.
13:25فال تارود، قهوه، ستاره و حتی کف بینی.
13:28ولی خط کف دست خودم خیلی کتاهه.
13:30به خاطر همین توش گیر کردم.
13:32حتی من قبول داریم وقتی یه جایی گیر بیفتیم.
13:35مریض میشیم. درسته؟
13:37آره دقیقه.
13:38حق با شماست.
13:40فقط چون خط دستتون کتاهه دلیل نمیشه که زندگیتونم کتاه باشه.
13:44شاید.
13:46ولی آخه از کجا ملوم؟
13:49وقتی دستم را نگاه میکنم دوست دارم.
13:52عمر طولانی خودم را ببینم.
13:53نه این که مرگم را ببینم.
13:55بعضی وقتی صورتشون را میبینن نراحت میشم.
13:58ولی من این حساب دستم دارم.
13:59بعدشم.
14:00مگه جراحی پلستیک برای خوشحالی آدمو نیست؟
14:03بله.
14:04میشه بازم دستتون را ببینم؟
14:07البته.
14:08ببینید.
14:09این خط زندگیه.
14:11مال من از وسط قد شده.
14:13میبینید؟
14:13میخوام تو آخر ادامه پیدا کنه آقا امیر.
14:19اگه اینجوری حالتون بهتر میشه امکانش هست که
14:24این خطه را از اینجا تا اینجا بکشیمش.
14:28ولی بعدش میتونم از دستم استفاده کنم بیگه.
14:30معنومی که میتونین استفاده کنین.
14:32این جراحی تقریبا نیم ساعت طول میکشه.
14:34اما خوب شدن زخم دستتون تقریبا یک ماه طول میکشه.
14:37یه ماه طول میکشه.
14:38یه ماه طول میکشه.
14:39باشه پس انجامش بدیم.
14:45جالبه.
14:47اگه بخواین.
14:49میتونم موله شمارم ببینم.
14:50آه نه نه نه.
14:52نه من به این چیزا باور ندارم.
14:54آخه آینده که ترسی نداره بچه ها.
14:57بدیم ببینم دستتون را.
14:58نه نه موضوع ترسیدن نیست.
15:00منم اسمش رو ترس نمیذارم.
15:02تو زن ها دست چپ و تو مرد ها دست راست.
15:05سرنوشت و نشون میده.
15:07آه.
15:08آه.
15:09آه چی؟
15:10آه چیه چیه چی دیدین شما؟
15:12حده یه سرنوشتتون خیلی به هم نزدیکه.
15:14ببین.
15:15هر دوتون مشکله اعتماد کردن داریم.
15:18و همینطور تو روما های کدکی و اعتیاده به کار.
15:22مثل نیمه یه گم شده این.
15:23نکنه عاشقه همین.
15:25نه با با.
15:26شما.
15:27نه ما شریکیم اصلا هم چیز نیست.
15:29نه چیز شریک همه.
15:30توی کلینیک شریک همه.
15:31خیف شد.
15:33آقا امیر این خد قلبته.
15:35خیلی بالا پایین داره میبینی؟
15:37بله.
15:37بالا پایین.
15:39آه این چه معنی داره؟
15:40این یعنی آقا امیر بیشتر را به تایی کتا مدت و غیر جدی رو ترجیح میده.
15:45آه محاله اینشون هم اتا فهمید.
15:48خانوم هم فهمیده.
15:48یه لحظه یه لحظه.
15:49میشه به دست خودتون توجه کن.
15:51لطفا این دست منم.
15:51سکت کن.
15:52بذار حرفشون بزنم.
15:53داری در قراره این من نظر ده.
15:54خب پس.
15:55به نظرت چرا با آدم های مختلفاش نمیشی آقا امیر؟
15:58آه منم کنچکافم.
16:00به نظرتون چرا؟
16:01به نظرتون چرا؟
16:02یه لحظه یه لحظه.
16:02این دست منم.
16:03من واقعا آجبه این قضیه کنچکافم به نظرتون چرا؟
16:06چونکه آقا امیر میترسه آشق بشه
16:08اما بهش عشق نورزن.
16:13آه ها اگه اینجورو.
16:15تقاطو تقاطو.
16:17این رو میبینی؟
16:17آره میبینم.
16:18میبینمشون.
16:19هر روز این همراه همه.
16:20دارم میبینمشون.
16:21هر روز میبینم آره.
16:24تو از آشق شدن و این حرفا نمیترسی.
16:27تو فقط لجبازی.
16:31بله.
16:32درسته آره درسته.
16:33ببین الان برای اولین بار به کفبینی اعتقاد پیده کردم.
16:36کاملا اعتقاد پیده کردم.
16:38قبولت دارم.
16:39یه لذا بایست هم.
16:41تو در باری احساساتت مطمئن نیستی هفزون خانوم.
16:44یعنی وقتی با یکی روبرون میشی
16:45اگه اون بهت نگه که آشقته
16:47تو هم تا عبد صدا در نمیاد
16:49و آخرشم با هم دوستای معمولی میشی.
16:51احساسات خودتو دفت میکنی.
16:53ولی آخه چرا؟
16:57آره چرا که نه؟
16:58منم میخوام بدونم.
17:00اتفاقا دوست دارم بدونم.
17:02چا نفسون خانوم
17:03از ترد شدن تا وسط عشقش میترسه.
17:06برحال.
17:12به قول قدیمی ها به کفبینی باور نداشته.
17:16باشم این کار رو انجام بده درسته؟
17:18اینجوری میگن.
17:19شهبال خانوم که بیمار منتظر منه.
17:21الان میرم اما بعدم میام میبینم.
17:22به تو مرغب باشید.
17:26خب شهبال خانوم.
17:28دستیارم برنامه هایی ما رو بهتون اطلاع ده.
17:31یه زمان براتون تحقیل کنم.
17:32وای خیلی ازتون ممنونم تا اون موقع لحظه شمانی میکنم.
17:35قابلی نداشت. باعث افتحانی.
17:36دو میده دیدار.
17:42هفته دیگه با ستا کار جدید شروع میکنیم.
17:44انتظارم ازتون خیلی بالاست.
17:46تو شیش ماه گیتار زدن یاد گرفتی.
17:47تو زبانهای لاتینم که متوسطی.
17:50با پیلاتس هم ازولاتتو تقویت کردی.
17:52واقعا حرف ندارین شما.
17:55به لطف شما آقا یاشا.
17:57خواهش میکنم این کاری نکرم.
17:58میدونین من یادم افسرده بودم.
18:00طلاق من رو از پا در رو ورد.
18:02اما به لطف شما خودم رو پیدا کردم.
18:05اصلا اینطوری فکر نکنین.
18:06طلاق در واقع به نفتون شد.
18:08شما اون بار از رو دوشتون بردشتین.
18:11از نظر من باید خدا رو شک کنین که طلاق گرفتین.
18:14راستی لطیفن راجبش هست که...
18:16نمیدونم شنیدین یا نه.
18:18اگه نشدین براتون تعریف کنم شنیدین؟
18:20بفرماین تعریف کنیم.
18:21اصلا و شاگردش داشتن حرف میزدن که...
18:24شاگرد به اصلاش گفت...
18:25اصلا ازدواش چیز خوبیه.
18:27اصلا هم یه نگاهی بهش کرد و گفتش...
18:30معلوم پسارم اگه میشه خوب نباشه.
18:32مشکلاتو تو با زن درمیون میذاری.
18:34پسار گفت...
18:35اصلای عزیز من من که مشکلی ندارم.
18:37اصلای گفت ازدواش کنی مشکل هم برات پیش میاد.
18:40خودم این لطیفه رو خیلی دوستانم.
18:45خیلی با من زرزم.
18:46خیلی خوب برد.
18:47هفته دیگه منتظرم.
18:48به امیدی دیدار.
18:50میبینم اتون.
18:51مراقب خودتون باشین.
18:53کاشی این حرف رو یکم هم به درد خودت میخوردن.
18:56دیگه با حرف کاری ندارم بینار.
18:59با خودم همه چی رو حل کردم.
19:00خالکو بی ای که نتونستم پاکش کنم.
19:02آخر این قطره بود که کاسه سبرمون لبریز کرد.
19:05دنبالم بیار.
19:11همه چیزم بازره.
19:13ببین چی نوشته است.
19:16نداره که طلاق.
19:17اونجا دقیقا اسم من نوشته شده.
19:19من یه امزا به زنم.
19:22تمام شده رفت.
19:24راحت شدم.
19:25اگه طلاق قراره باشه بذار باشه.
19:27طلاق گرفتم.
19:28دیگه آزادم.
19:30دیگه بار اضافه رو دوشم نیست.
19:32قراره مربی زندگی خودم باشم.
19:34خودم رو بالا بکشم.
19:35همین.
19:36یاشار.
19:37بهت افتخار میکنم ازیز.
19:39ما هم بلاخره یه کارایی کردیم.
19:42ددشتان عراقی کجایی دنبالت بودن بابا.
19:45یاشار جون.
19:46تو به خالکو بی چی کار کردی؟
19:48هنوز با دستمال سر میگردی.
19:49بی خیال شدم.
19:50لا.
19:53هنوز هستش هم.
19:54همه پاکش میکنم.
19:55بیا بریم درستش کنم.
19:56تره خدا؟
19:56آخه تالا کجا بودی تو عزیز دل من؟
19:59کار داشتم دیگه پسر.
20:00حالا بیا.
20:01بیا بریم درستش کنم.
20:02باشه باشه.
20:02خیلی خب.
20:03الان میان پیشت.
20:10بویه یه راز میان.
20:12بویه یه راز بزرگ.
20:15بینور میدونه.
20:17بینور جان.
20:17تو کلینیک همه یه رازایی دارن.
20:20من و تو هم داریم.
20:21هر کسی یه رازی داره.
20:22یه چیزایی هست که نمیشه.
20:24گفت.
20:25دهنه هیچ کس بازده میشه.
20:26یه حساب کتابایی هست.
20:28به نظرم تو شروع هرج و مرجی.
20:32تو برو خالکو بی تو پاک کن.
20:34من یه کاری دارم.
20:36کجا؟
20:36جلوی هرج و مرجو بگیرم.
20:40آفرین به تو.
20:42خدمتش شما.
20:47چه خبر برجو؟
20:49سارب صورتت.
20:50گل انداخته چی شده؟
20:52نکنه در مورد کافه خبری رسیده.
20:54نه وضعیت همونه.
20:56صورت هم همونه اشتباه میکنی.
20:58نه نه.
21:00تو امروز خیلی خوشحالی.
21:02این فضولیه به تو نایمده.
21:03برو سرکارت بینم.
21:04آه یه خانومی.
21:05اومده داره دنبالت میگرده.
21:06میخواد با طرف بزنه.
21:08کی؟
21:08اونجه نشسته.
21:12باشه؟
21:19سلام برجو.
21:25الان میام سفرشتون رو میگیرم.
21:27برجو.
21:28این کارو نکن.
21:30چی کار نکنم؟
21:32من گارسونم.
21:33تو هم به عنوان مشتری اومدی اینجا.
21:35کله روز داشتم بهت زنگ میزدم.
21:38خب زنگ بزنی.
21:38اخه امروز جلوی دوستام اومدی و...
21:44ادامه بده.
21:46از من خجالت کشیدی نه؟
21:48نه چرا بعد از تو خجالت بکشم؟
21:50فقط مزخرت کردن و کلی مزخرف گفتن.
21:52منم خب اون وسط بودم.
21:55تو هم گفتی من با این دختره هیچ ارتباطی ندارم و خلاص شدیه ره؟
21:58یعنی نتونستی بگی این دختره دوستمه؟
22:01وقتی دوستت گفون نزافت میکنه نتونستی بهش بگی درست طرف بزن.
22:05مگه نه؟
22:05حق با توه. من هماغت کردم. باشه؟
22:09مشکلی نیست جم. تخصیر منه.
22:11هرچی لازم بود فهمیده.
22:13برجو نکن.
22:14تصمیم گرفتی؟
22:15نه. من چیزی نمیخورم.
22:18اگه چیزی نمیخوری بی خودی.
22:21اینجا رو اشغال نکن.
22:23کافه داره ورش شکست میشه.
22:27منتظر قسمت بعدی در دی آر ام دراما باشید.
22:30سابسکرایب کنید و نظر خود را در باره سریال های مرد علاقه تان بنیسید.
22:35امو فردی.
22:42امو فردی جون.
22:44ممنونم که اومدی.
22:46برادرت رازی میکرد وگر نه نمیمونم.
22:55خب.
22:57تعریف کن.
22:58ببینم چه خبره.
23:00چون نمیدونم.
23:05نمایش اما با یه تم متفاوت اجرام میکنم.
23:09وقتی شیرین تو رو پیشنهاد داد.
23:11گفتم چرا که نه.
23:12به نظرت نمایش لباس توی رستوران خیلی متفاوت نیست.
23:17خب لباس.
23:18آره خب میشه.
23:19اما چی مثلا.
23:21کهی میتونیم شروع کنیم.
23:24بذار اینجوری بهت بگم.
23:25راستی برای نظراتت خیلی ممنونم.
23:27اما نمیتونم تاریخ مشخصی بدم.
23:29چون دارم.
23:30چون دارم اینجوره باگذار میکنم.
23:32آه.
23:34چرا؟
23:35جای باحالیه.
23:37یعنی.
23:38جای خیلی قشنگیه.
23:40دلشینه.
23:42مشتریاش هم برمیستم.
23:42همه همه خب.
23:44بذار روک بگم که مشکلت.
23:46مال شراکته.
23:48گاهی اوقات دوستی و کار با هم پیش نمیرن.
23:50به نظرم یه باره دیگه به این کار فکر کن.
23:53چون واقعا یه جایی خیلی دنج خوبیه.
23:55شیرنم خیلی تعریفه شکن.
23:57چجایی که فهمیدم اونایی که تو کلینک اصلا اینجا خیلی رفته مدید.
24:00آره آره.
24:00اونا مثل دوستامون هستن.
24:02مشتری معمولی نیستن.
24:05خب.
24:06از این که میخوام اینجا رو بلکنم.
24:07یکم ناراحتم.
24:08اما کاری نمیشه کرد.
24:10یه وقتایی تغییر خوبه.
24:13بگذاریم.
24:13من باید برم.
24:14چون درگیره کارهایی جمع کردن رستوران هم.
24:16عوض بخواد.
24:17حالا سه اینجوری بگم که
24:19نمیتونم زمان مشخصی رو تعین کنم.
24:22خواستی یه جایی دیگر رو بگیم.
24:23اگه خواستی سب کنم.
24:25دیگر خودت میدین.
24:28باشه.
24:29من به گذینای دیگر هم فکر میکنم.
24:32ممنونم.
24:32خواهش میکنم.
24:33نوشه جان.
24:38به امید دیدار.
24:42روز خوش.
24:43خیلی ممنون.
24:44فکر کنم یادت رفته آب بخوری.
24:51واقعا یادم رفته بود.
24:53دستت درد نکنه.
25:00خب چی کار کردی؟
25:02از بدرت خبر داری؟
25:04آره دارم.
25:06مینور هر جور شده پدرم رو بلاخره دیده.
25:09میخواد ببرتش خونم.
25:11منم از اینجور میرم پیشش باش حرف بزنم.
25:13خب اگه پرسید کجا کار میکنی؟
25:19بهش میگی که تو کلینیک پروین خانومو کار میکنی؟
25:22نه، نه.
25:24یه فکر دیگه ای میکنم.
25:26پس میخوای به دور و گفتن ادامه بدی.
25:29امیر خیلی فکر کردم.
25:31نمیتونم.
25:32بابام خیلی از پروین خانوم متنفره.
25:35بله کلم اعتیاد داره.
25:37هگه اینو بفهمه دیگه نمیتونم جمع جورش کنم.
25:41خب پس میخوای چی کار کنیم؟
25:43بابام با مطبوعات و شبکه های اجتماعی و این چیزا سرکاری نداره.
25:48فضول هم نیست.
25:49تو مزرعه تنهاست با کسی هم حرف نمیزنه.
25:53قانش میکنی و میفرستیش قاضی اینجا.
25:55خطیه ماه دیگه اینجا.
25:57اینجا کار کردنم و پروین خانوم هم بهش نمیگم.
26:01چون همه زحمت هایی که تا الان کشیدم هدر میره.
26:04نمیخوام من بابام نرهد شه.
26:09میفهمم.
26:12بگذاریم.
26:13من ده دقیقه دیگه کار دارم.
26:15اگه خواستی سب کن با هم بریم خونه.
26:17اگه به چیزی نیاز داشتی من خونم.
26:22امیر.
26:23امیر خیلی ممنونم.
26:25واقعا ممنون.
26:26یعنی نمیدونم کار درستی میکنم یا نه اما...
26:36تو هر تصمیمی که بگیری من کنارتم.
26:40وقتی یک ماه تماشد واقعا میری؟
26:45چیزی هست که اینجا نگه هم داره؟
26:50من هستم افزوم.
26:53من هستم.
26:58هر چیزی که نیاز داشتی من کنارتم.
27:13منتظرتم.
27:14هنوز وقتی به تصادفی که کردن فکر میکنم قلبم میگیره.
27:28نه نگو نگو نگو دیگه.
27:30هر چی بیشتر بهش فکر میکنم حس میکنم دیوونه میشم.
27:32میدونی هر چیز سننم بالاتر میره بیشتر به اشتباهاتم پی میبرم.
27:39همه فکر کنم واسه اونم دیر شده.
27:43دیر نشده.
27:43واسه هیچی دیر نیست.
27:45اینجوری نگو دیر شده.
27:46اون پسرته.
27:48و تنها چیزی که نیاز داره.
27:49اینه که بدون تو چقدر دوستش داری.
27:54مختایی که کار میکردم یادم رفت که پدرم.
27:57سالا خودم و اینجوری دلداری دارم که نونابر خونه هستم.
28:01در حالی که امیر توسط پدر و مادر هستی خودش رها شده بود و
28:06به یه پدری که واسه خونه نون بیاره نیاز نداشت.
28:10هیچ وقت نداشت.
28:12هممون اشتباهاتی داشتی.
28:15همیشه اشتباهاتی داشتی.
28:16اما همهشون تو گذشته موندن.
28:18مهم از این به بعده.
28:20چیزایی که قراره تجربه کنی.
28:23بگذاریم.
28:24با افسون چی کار کردی؟
28:26انقدر پدرشو دوست داره که
28:30واسه یه همه اشتباهات اون منو مقصر میدونه.
28:35اما به تلاشم ادامه میدم.
28:38یه چیزی بهت بگم.
28:39میدونی افسون مثل علماس میمونه؟
28:41امروز اومد شرکت.
28:43یعنی یه چیز عجیبی داره.
28:45یه انرژی خاصی داره.
28:46یه شادی میاری که اگه ببینی حسابی تحجب میکنی.
28:50اما یه خبر رو بردم بهت بدن.
28:52بابا نه ترس دیگه.
28:53اونجوری نیست.
28:55سرپیل.
28:56ظاهرن دیگه محصولات ما رو بازاریابی نمی کن.
28:59آی چرا؟
29:00اون واسه ما حمایت خیلی بزرگی بود.
29:03چرا؟
29:03چی شد یه؟
29:04نمیدونم.
29:05گفت دلش نمیخواد.
29:07من چی بگم؟
29:08خودت یه کاری بکن.
29:09بشبیش ناده کار بده.
29:10تو شرکت یه اتاق بزرگ براش کنار بذار.
29:12یعنی اصلا اوها خودتو به اون بده.
29:13من نمیدونم یه کارایی بکن دیگه.
29:15حواست هست چی داری میگی؟
29:17من سرپیل رو سالها تو شرکت را ندادم.
29:19حالا وقتی کارم گیر کرده بگم بیه اتاق من واسه تو من رو میکشه.
29:24یعنی چی سالها اونجا راش ندادی؟
29:27از دست تو این اصول کاریت.
29:32سرپیل زنگ میزنه.
29:34بهتره که بری نبینتت.
29:36چرا داره تصویری زنگ میزن؟
29:37اما زرنگ فقران میفمه که اینجایی.
29:40این روزا به زور داریم رابطه همون رو درست میکنیم.
29:43سویت باش برو دیگه.
29:44خب دیگه من برم.
29:45من برم یه سر به امیر بزنم ببینم حالش چطوره.
29:47شد افسونم دیدن.
29:49باشه از طرف من سلام برسون.
29:51تو هم سلام برسون جگه.
29:52باشه برو.
29:53بعدم بیبیدم اینجا.
29:56بیایی.
29:56بیایی نمون فردی جونم.
29:58بیایی تو.
29:58بفرمایید.
29:59بفرمایید اخری.
30:00بفرمایید.
30:04بفرمایید اینجا بشینید.
30:08راحت باشین خونه دخترتونه.
30:11بفرمایید.
30:12بفرمایید بشینید.
30:19ببینین چه خوب شد اومدین امون فردی جون.
30:22با افسون رو در رو حرف میزنین و درد و دل میکنین.
30:25افسون خودش براتون همه چی رو تعریف میکنه.
30:27چی میخواد بگر؟
30:29آخه امون فردی نمیشه که.
30:31یعنی از قاضی انتا پا شدین اومدین این چه قروری آخه.
30:35باشه.
30:36افسون یه اشتباهی کرده.
30:38اما افسون دیگه درستش میکنه.
30:40من یه چایی براتون بیارم.
30:42نمیخوام.
30:56ببین.
30:57قول نمیدم اما هر لحظه ممکنه برم.
31:00هر لحظه ممکنه.
31:01آه امون فردی.
31:03یه سه از زبون ریختم که بیا اینجا.
31:05باشه خودت میدونی.
31:06من تا وقتی افسون بیاد اینجا کنارتو میشینم.
31:09منتظر میمونم.
31:10خودت میدونی.
31:11منو میشنستی.
31:12من حرف میزنم سرتو میخورم.
31:13خودت میدونی.
31:14خیلی خب باشه منتظر میمونم.
31:16منتظر میمونم.
31:17تو برا.
31:18در ارود خفت بکنم.
31:20آه امون فردی جونم ببینش.
31:22امون فردی جون خودم.
31:24این نگاشی کن.
31:25با اون چشرای آبی تا آبی آسمونی هست.
31:27باشه.
31:27پشه برا.
31:28باشه میرم.
31:29برا.
31:29تو اول گوش بده امون.
31:31بذار اون تعریف کنه.
31:32خودشو خالی کنه.
31:33کوش کن.
31:34بعدش دیگه داد بزن.
31:35من حسابی داد بزن.
31:36من دیگه.
31:36برا دیگه.
31:37اینجا متظر بمونا.
31:38کلیدارو نمیبرم.
31:39همینجا.
31:39ای بابا برا دیگه.
31:40افتن.
31:40افتن.
31:47خوبی؟
31:49دارم تو سرم مدام حرفامو با بابام مرور میکنم.
31:54افسون حل میشه.
31:55نگران نباش.
31:56همیچی درست میشه.
31:59امیر.
32:05چی شد؟
32:08چی شد؟
32:11امیر چی شد؟
32:12خوبی؟
32:13خوبم.
32:14خوبم.
32:16فقط یکم سرم گیشم.
32:17چی شد؟
32:18نگم کن ببینم.
32:23انگوشتم و دنبال کن.
32:26میگم خوبم.
32:27افسون.
32:27گذشنه یران نباش.
32:29تو رو آن اندگی میکنم.
32:30آره آره من میرونم.
32:32باش.
32:32امیر خوبی؟
33:02خوبم.
33:05واقعا میگم خوبم.
33:07فقط میخواستم تو رو در حال ران اندگی ببینم.
33:09خانوم هر مخانم.
33:12بسا کمکت کنم.
33:16خوبه.
33:19بریم.
33:20خوب پدرش اومده اینجا.
33:26و به همه سفارش کردن.
33:28اگه دوباره اومد اول به افسون خانوم خبر بدن.
33:31پدرش چرا اومده؟
33:32من هم نمیدونم اما موضوعی نیست که خیلی به همون مربوط باشه.
33:37میدونی؟
33:38اعتمالا پدرش وقتی خبر تور سنا پخ شده این قضیه نامزدی و فهمیده اینا هم که اصلا نامزد نیستم.
33:46پدرش هم حالا قاضیه این طاوه.
33:48حتما اصابانی شده فاشده اومده اینجا.
33:50از دست این پدره و اموه و دایی ها تو این مملکت خود داره شد که من هیچ کدومو نداریم.
33:56چطور نداری؟
33:57خیلی جالبه.
33:58هیچ فامیلی نداری؟
34:00من چهار تا مادر، سه تا پدر، هفته تا خوهر و برادر، ستا پسرم و دخترم و هزاران فامیل دارم.
34:08بیشتر از اونی که بخوایم و با اشون رفت آمدی ندارم.
34:10یعنی چی؟ یعنی با هیچ کدومشون رفت آمد نداری؟
34:13نمیشناستم اشون.
34:14ما خیلی فقیر بودیم.
34:16فقیر واقعی از اون مادل که بنون شبشون محتجر.
34:19اما تو که ظاهر دختره دانشگاهی ها داری؟
34:22واسه همین از اون آدم و یه لوس و شکم پرست بدم میاد.
34:25یه لحظه خیلی کنچکاف شدم.
34:27خب بعدش چی شد؟
34:28بعد پدرم به عنوان کارگر رفت آلمان و چون خیلی آدم سنتی بود مادرم رو ترد کرد.
34:34مادرم هم فوری شوهر جدید پیدا کرد.
34:36بعد پدرم با یکی دیگه ازدواج کرد و بچه های جدیدی و بردن این چرخم ادامه پیدا کرد و تعدادمون زیاد شد.
34:42من از بچهگی مدرسه شبانه روزی بودم.
34:44واسه همین هیچ کدومشون رو نمیشناسم.
34:46مثلا اگه برادرم از کنارم را چه نمیشناسم؟
34:48هرچی تو دلم بود براتون گفتم.
34:51اصلا به این کار عادت ندارم.
34:52نکنه دارم پیر میشم.
34:54آدم که پیر میشه اینجوری پرحرف میشه.
34:56ای وای.
34:58مته یه نگاه به صورتم به این ناز ببین چوروک نشده.
35:00البته.
35:02خیلی خب بزرم اینم.
35:11اینه کلوپاتر زیباز.
35:14چی؟
35:15ماسکی کلوپاتر رو میتونیم.
35:17بعد میتونیم با آمپول تلا تقوییتش کنیم.
35:20این کار میکنم.
35:21چرا اینطوری منمن میکنی؟
35:23خیلی بده راستشو بگو.
35:24نه با عنوان پیشگیری گفتم.
35:26تو اصلا نیاز نداری یا ایز نمست خوبی؟
35:27آه هم برای به هم شدنش عجب بابا.
35:30میبینید.
35:31سلام دوستان.
35:32سلام.
35:33دکتر تانر واقعا آفرین.
35:35به یه آدم غیر قابل تحمل خوبی کردی.
35:37به تبریک میگم.
35:38آفرین.
35:38آلی بود.
35:39نه ره.
35:40ای بابا.
35:40این چه عرفیه.
35:41یاشار تا عجب سر ماست.
35:42میگم دادشتانر برام سوال شده که تو چرا تو طول روز همش قیبت میزنه.
35:47چی شده؟
35:47اتفاقی افتاده؟
35:48مگه چی میخواد بشه؟
35:49برای قهوه و چایی و اینا میرم دیگه.
35:52ساعت چند شده؟
35:54من بیمار دارم.
35:56میبینم اتون.
35:57خسنمشون.
35:57سلامت.
35:57مطمئنم داره به زنش خیانت بانه.
36:02این چه عرفیه؟
36:03بچه معلوم ها این خبر رو نیست.
36:05دادشتانر پونزه سال ازدواش کرد زندگی خوبی هم داره.
36:07اصلا بهش نمیاد علی خیانت کردن باشه.
36:10خدای من.
36:11دکتار این مودل آدم های خیانتکار دقیقا چه شکلی هنگار؟
36:15خیلی روی این موضوع مسلطی.
36:17بهتر بیعدبی نکنیم.
36:18دیگه قیبت رو بس کنین و ادامه ندین.
36:21منم کار زندگی دارم.
36:22با امید دیدارتون.
36:23خوشحال شدم.
36:24چرا حسابانی شدی؟
36:26نا حسابانی نیستم.
36:27مهم نیست اصلا.
36:28چیز رو ماسکو هم انجام میدیم.
36:30خیلی.
36:31باشه.
36:37آقا نزر چطوری؟
36:39ممنونم.
36:40اومدم امیر رو ببینم.
36:41امیر آقا مهمون دارن.
36:42توباق منتظر آقا امیر هم.
36:44کیه؟
36:44گفت زنش هم.
36:49مطمئنی؟
36:49به من اینطوری گفت.
36:51من متوجه نشدم.
36:54باشه.
36:55پس من برم یه سربع افسون بزنم.
37:19موسیقی برم یه سربع اینطوری گفت.
37:25موسیقی برم یه سربع اینطوری گفت.
37:27موسیقی برم یه سربع اینطوری گفت.
37:57موسیقی برم یه سربع اینطوری گفت.
38:00موسیقی برم یه سربع اینطوری گفت.
38:02Do you want me to do it?
38:14You are very good.
38:16Is it right?
38:17Don't you want me to do it.
38:21I don't want to love you.
38:24I don't want to do it.
38:26Switch it.
38:30I'm ready.
38:32Amir, let me go. I'm going to get one of you. I'm going to get one of you and then I'll go to the door.
38:39It's fine. I'm going to get one of you.
38:43But if you want to get one of you, I'll get one of you.
38:50Amir, I'm going to get one of you.
39:02I'm going to get one of you.
39:06If you want to get one of you now, you're going to get one of you.
39:09And that's all.
39:10It's all that is to go, but the answer is to have a question.
39:13I think it's the answer.
39:15I'm going to get one of you.
39:17It's the answer.
39:18It's the answer.
39:20So our question is, will we go after us.
39:24And we will see you next time.
39:26We will see you next time.
39:27I don't know.
39:57I don't know.
40:27I don't know.
40:29I don't know.
40:31I don't know.
40:33I don't know.
40:37I don't know.
Comments

Recommended

  1. hdfarsi
    10 months ago
  2. hdfarsi
    10 months ago
  3. Fafa
    10 months ago
  4. Fafa
    10 months ago
  5. Fafa
    10 months ago
  6. Fafa
    10 months ago
  7. Fafa
    10 months ago
  8. hdfarsi
    11 months ago
  9. hdfarsi
    11 months ago
  10. hdfarsi
    11 months ago
  11. Fafa
    10 months ago
  12. Fafa
    10 months ago
  13. Fafa
    10 months ago
  14. Fafa
    10 months ago
  15. Fafa
    10 months ago
  16. Fafa
    10 months ago
  17. Fafa
    10 months ago
  18. Fafa
    10 months ago
  19. Fafa
    10 months ago
  20. Fafa
    10 months ago